FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow یاد داشت روز arrow چرا میرفطروس، به منتقدین اتهام می زند ؟
چرا میرفطروس، به منتقدین اتهام می زند ؟ چاپ ارسال به دوست
نویسنده نیما فرمین، دکتر در حقوق از دانشگاه مون پلیه،فرانسه   
۱۶ اسفند ۱۳۹۱
Farmine بر آن نیستم، که برکلاف سردرگمی که حکومت فاسد اسلامی، مخالفین خود را گرفتار آن کرده است، گره یی بیافزایم، هدف بنیادی من آن است که با روشنگری به آشکارکردن ترفند های گوناگونی که برای بدنام کردن ایرانیان میهن دوست انجام می شود بپردازم.  در این نامه در مقام پدافند از فرامرز دادرس نیستم، پیشینه خانوادگی، مبارزاتی، کارهای پژوهشی و نوشته های او، نشانه بارز مهرورزی و آمادگی او برای جانبازی در راه آزادی ایران، و برپایی حکومت مردم سالاری است.


من چهل سال پیش با روانشاد پدر، فرامرز دادرس، همکاربودم. او مردی وارسته و میهن پرست بود. پنج تن از پسرانش یکی پس ازدیگری در ارتش ایران خدمت کردند و از مرز های میهن پاسداری نمودند. از این میان سه تن از آنان دانشکده ی افسری و دوره های گوناگون نظامی را به انجام رسانیدند و همگی به گواه فرماندهان سرشناس ارتش ایران، از افسران برجسته بشمار می رفتند. در کمتر خانواده ی ایرانی این همه جانفشانی و مهر به ایران زمین دیده می شود. دریغا که  ایران به دست مشتی ایران ستیز رو به نابودی است.

فرامرز دادرس وچند تن از برادرانش، به نشانه ی ناهم آوایی با حکومت بیداد اسلامی با همه ی دلبستگی هایی که به سرزمین نیکان خود داشتند ، از کشور بیرون آمدند، و چون مردانی خودساخته بودند، به کار و کوشش پرداختند.

خاندان دادرس، بستگی فامیلی و دوستی دیرینه یی با زنده یاد شاپور بختیار داشت. فرامرزدادرس از سال 1980 میلادی به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست، و درفرانسه تا روزی که بختیار زنده بود، در نهضت از هر کوششی فروگذار نکرد. به گواهی شاپور بختیار، بارها جسورانه در نبرد با رژیم اسلامی پیشگام بوده است.

در ایران، فرامرز دادرس، از افسران گارد شاهنشاهی بود، و با پشتکار و کوشش خستگی ناپذیر یکی از کارشناسان زبده اطلاعات و ضد جاسوسی شد. فرامرز دادرس، در فرانسه به کسب دانش پرداخت و پس از فراگیری رشته کامپیوتر و تکنولوژی ارتباطات، آغاز بکار کرد. وی سال ها مسئولیت انفورماتیک و شبکه اینترنتی یک شرکت بین المللی را در پاریس به عهده داشته است، وی سپس دوره های حفاظت و امنیت را در فرانسه گذراند و به دلیل داشتن تخصص در این زمینه، چند سال است که در سمت مشاور حفاظت و امنیت  کار می کند.

فرامرز دادرس، که در راه  آزادی ایران زمین و رهایی مردم آزاده ی آن از چنگال ملایان می کوشد ، برآن شد، برای پاسداری از تاریخ وفرهنگ ایران و آگاه کردن مردم  از نامردمی های ملایان ، تارنمای فرهنگ ایران، را برپا کند. در ده سال گذشته، با کوششی خستگی ناپذیرتوانست، با یاری تنی چند از ایرانیان آزاده وخواهان دموکراسی در زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی واطلاعاتی، کارهای بسیارارزنده یی را به  انجام برساند. کارهای پژوهشی این تارنما گویای آن است. تاکنون چند کتاب سودمند از سوی انتشارات فرهنگ ایران در فرانسه  فراهم و منتشر شده است: واژه نامه زبان پارسی، تراوش اندیشه در پیرامون فرهنگ، کتاب جنجالی شخصیت محمدی، طرح قانون اساسی در یک حکومت جمهوری بر پایه ارزش های ایرانی و به تازگی گاتا های زرتشت، به پارسی سره، به کوشش این گروه فراهم شده است.

فرامرز دادرس و چند تن از یارانش برای گسترش ارزش های فرهنگی ایران کهن، در تاریخ بیست و دوم فوریه 2008، انجمن جهانی زرتشتیان را در فرانسه به شماره (1737) به ثبت رساندند.

هنگامی که فرامرز دادرس، با سخنرانی ها و نوشته های پژوهشی ومستند ، به افشای رژیم اسلامی  و برخی از بازماندگان بدنام دوره ی شاهی و بیگانه پرستانی که میهن را به نابودی کشیده اند، دست زد و ناراستی های آنان را بازگو کرد، گروهی از آنان دشمن سوگند خورده وی شدند. در آغاز،چندین بار کوشیدند تا  تارنمای فرهنگ ایران را از کار بیاندازند، ولی در این نیرنگ ناکام شدند. سپس برای بدنام کردن او، چندین دادخواست بی بنیاد در دادگاه ها وپلیس فرانسه علیه او مطرح کردند، تا با این دادخواست ها، وی را با هزینه های سنگین وکیل ودادگستری از پای درآورند، وبرای این نابکاری های خود، بیش از دویست هزار یورو تاکنون هزینه کردند. وکیلی به نام آتجیان، که حق الوکاله خود را از جمهوری اسلامی دریافت می کند، وکالت این گروه را به عهده داشت. دادخواست های بی بنیاد آنان، یکی پس از دیگری به جایی نرسید و با سرافکندگی ناکام شدند.

این گروه که در خاموش کردن فرامرز دادرس عاجز شده بود، تصمیم به ترور او گرفت، در تاریخ بیست و یکم ژانویه 2009، ترسایی، چند تن اوباش آدم کش را، با یک اتومبیل پلاک کشورهلند (53-FS-RH) به روبروی ساختمانی که در آن زندگی می کرد فرستاد. همسرش با هشیاری او را آگاه کرد و پلیس را در جریان گذاشت و من نیز بیدرنگ، چگونگی را به پلیس شهر سورن، بازگو کردم، وی با دلیری با آنان روبرو شد و آنان ناگزیر به فرار شدند، با پیگیری فرامرز دادرس، دست اندرکاران شناسایی شدند. پرونده در؛ وزارت کشور، دادگستری، پلیس و سازمان های امنیتی فرانسه موجود است.

این گروه، پس از ناکام شدن در کشتن فرامرز دادرس، بر آن شد، با پرداخت هزینه های بسیار و استفاده از خود فروشان فرومایه، با نامه پراکنی، ساختن سایت های اینترنتی، و ارائه اسناد جعلی و بی بنیاد، او را بد نام کند. این گروه هر چند گاه یکبار یکی از هوچی های خود فروخته را به مصاف او می فرستد، کسانی که آماده اند با دروغ های آشکار و ناسزاگویی، به هر نامردمی تن در دهند، و با سخنان بی آزرم و به دور از فرخویی، فرامرز دادرس را از هر کوششی برای آگاه کردن مردم باز دارند.

اکنون نوبت به میرفطروس رسیده است، آنان نمی دانند، وی پس از دستکاری در تاریخ روزگار ما ، نوشتن نامه به سناتور جنگ طلب آمریکایی و گفتگوی پنهانی با چند اسرائیلی و در خواست حمله ی نظامی به ایران، و واکنش تند اندیشمندان ایرانی، بی ارج  شده است، و همگان او را رها کرده اند.

فرامرز دادرس، برای نخستین بار در سپتامبر2007 ترسایی، پرده ازیک  شبکه جاسوسی و ضد ایرانی به نام (شبکه جاسوسی فرهیختگان ایرانی) در خارج برداشت، و در یک گفتگوی رادیویی آنان را افشا کرد. نام ها، عکس ها و مدارک مستند این افشا گری موجود است. مدت ها پس از این افشاگری، میر فطروس، اعتراف کرد که  یکی از هموندان این شبکه می باشد.

میرفطروس، بنا به گفته ی خودش، یک نویسنده است وشناختی به امورسیاسی و نظامی ندارد، و از سوی مردم ایران کمترین پروانه یی ندارد، و نماینده یک ارگان سیاسی فراگیر نمی باشد، این کار های به دور از خردمندی را چگونه بازگو می کند و تا امروز نگفته است، که از سوی چه کسانی برای این کار برگزیده شده بود، وی هنوز از افشای نام این ماًمورین، که آنان را فرستادگان دولت اسرائیل می خواند، خودداری می کند.

میر فطروس، به دنبال افشا شدن نادرستی مدارک تحصیلی ادعایی خود در دانشگاه سوربن پاریس، نابخردانه، فرامرز دادرس را دشمن خود می داند. میر فطروس تاکنون نتوانسته است، ادعای گذراندن تحصیلات عالی در دانشگاه سوربن را با ارائه مدارک به اثبات برساند. همین ابهام در مورد تحصیلات دانشگاهی ادعایی وی در ایران نیزهمچنان پا برجاست.

برابر قانون، استفاده از عناوین جعلی جرم است و از نگر فرخویی نیز شایسته ی سرزنش می باشد.

در چند روز گذشته، میرفطروس دست به کار نابخردانه یی زد، او با دستکاری در نامه یی با سر برگ سفارت ملایان در پاریس، بی شرمانه بی آن که کمترین دلیلی ارائه دهد، فرامرز دادرس را متهم به تماس با سفارت جمهوری اسلامی، قتل شاپور بختیار ورضا مظلومان، و چند توطئه دیگر در جهان کرد. این اتهامات بی پایه از نظر قانون کیفری جرم است. او نومیدانه و با گستاخی  به زیاده گویی پرداخته و در تارنمای خود منتشر کرد.

فرامرز دادرس، خود کارشناس اطلاعاتی و کشف اسناد جعلی و این گونه نوشته های ساختگی است، پس از خواندن این نامه ی ساخته شده، چهارده ناراستی را در این نامه چهار خطی جعلی آشکار کرده و به آگاهی مردم رساند.

میرفطروس بسان ملایان، که زنان را از جایگاه والای مادری وهمسری به پایین کشیده اند، برای بدنام کردن شیرزنان ایرانی ، ناسزا گویی ها و اتهامات بی بنیاد را  به نام سیما جلالی! نامی که ساخته وپرداخته خود او است ، پخش می کند. آیا این زشت کاری نشانه ی ترس وبی جربزگی این شخص نیست ؟ وی شهامت رویارویی با منتقدین اش را هرگز نداشته است و دیگران را به جای خود به میدان می فرستد.  ناگفته نماند که این شیوه کار وی بر آگاهان روشن می باشد و در درازای سال ها همواره با نام های ساخته و پرداخته، زیر نام دکتر، اندیشمند و .... به زیاده گویی و تبلیغ در باره ی خود می پردازد.

هنگامی که ایرانیانی چون، فرامرز دادرس، از مام میهن پاسداری می کردند، میرفطروس، برای نابودی ایران با کمونیست های شوروی همکاری داشته است. هنگامی که ایرانیان در جنبش های آزادیخواهی مبارزه می کردند، میرفطروس در پاریس، ساحل عافیت! آسوده  بود و اشعار بی مایه می سرود، تاریخ سازی می کرد و از داد و دهش خاندان بازماندگان شاه بهره مند می شد.

میرفطروس با این رفتارهای ناستوده در نزد ایرانیان، خود را بی ارج کرده است. او نومیدانه برای  به دست آوردن یاری مشتی بدنام ! آنان را استاد خطاب می کند، غافل از این که، این نابکاران! تنها به سود خویش می اندیشند.

این چنین رفتارهای نابخردانه که برپندارهای دروغ استوار است، نشانه بیماری روانی (مانیاک) است. در آزمایش های بالینی، به کسی مانیاک گفته می شود که: « نابخردانه  و بیش از اندازه برآرزوهای سرخورده ی خود پافشاری می کنند». از آن جا که مبتلایان به این گونه بیماری روانی،  به آسانی بازیچه دست نابکاران می شوند، باید نگران رفتارهای کنترل نشده ی این گونه بیماران در آینده بود.

میر فطروس اگر مهر ایران زمین در دل دارد، و به آزادی مردم از چنگال ملایان خون آشام و دزد می اندیشد، باید بداند، داشتن و یا نداشتن مدرک دانشگاهی به تنهایی نشانه ی فرزانگی نیست، در همین کشور فرانسه و در روزگار ما، پیر برگوا، وزیر اقتصاد و نخست وزیر پیشین فرانسه، رنه مونوری، وزیر آموزش و پرورش و رئیس پیشین مجلس سنای فرانسه ، تنها دارای گواهینامه پایان دوره ی دبستان بوده اند، و به شایستگی کار های بزرگی انجام دادند و نام بزرگشان در تاریخ فرانسه زنده خواهد ماند.
آخرین بروز رسانی ( ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-4.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com