FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow یاد داشت روز arrow شورای ملی و عریضه نویسی به خامنه ای
شورای ملی و عریضه نویسی به خامنه ای چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲
National_Council_smallهستند میرزا بنویس هایی که حاضرند هر نوع خدمتی به ارباب ارائه دهند، به این آدم ها، شلیلاجان، می گویند. در فرهنگ واژه های عامیانه دوران قاجار آمده است: « شلیلاجان؛ به میرزاهایی گفته می شود که غیر از کار میرزایی و تحریر و نویسندگی به هر امری که فرمایش دهند متصدّی شود، و در ضمنِ میرزایی ٬ مثلاً کوره پزی یا چارواداری، چماقداری  یا لَله گری هم محض وفور حرص یا توسعه در خلاف کاری بکنند».

نام های این ده نفر را برای ثبت در تاریخ اپوزیسیون ایران ، بخوانید ( قمپوزیسیون ) بیاد بسپارید: رضا پهلوی، رضا پیرزاده، شاهین نژاد، نازیلا گلستان، نیما سعیدی، ناصر محمدی، علی اکبر امیدمهر، محمدرضا حیدری، زرین محی الدین و حسن رهنوردی. این ده تن با نابخردی جمعی! عریضه ای به دفتر سیّد علی خامنه ای فرستاده اند و به همراه بوق وکرنای فراوانی در اینترنت  وی را « جناب آیت الله سید علی خامنه ایی، رهبر جمهوری اسلامی » خطاب کردند و آبروی خود و اپوزیسیون نیمه جان ایران را بردند.

می دانیم که اپوزیسیون ورشکسته! جایی بجز اینترنت، فیس بوک و رادیو تلویزیون های ماهواره ای ندارد. مردم آن را جدّی نمی گیرند، هر از گاهی اعلامیه، بیانیه یا نامه سرگشاده ای صادر می کنند و چند روزی خود و دیگران را سرگرم کرده  و با این کارها، دانسته یا ندانسته، آسیاب ولایت را می چرخانند، و دوشادوش سربازان گمنام امام زمان! پایورانی برای بقای این حکومت شده اند.

پس از صدور نامه کذایی! دفتر سیاسی شورای شاهزاده پرستان! به سیّد علی خامنه ای، گروهی از پیروان ساده دل و باورمند به ایشان برآشفتند و این کار را خیانتی بزرگ نسبت به شاهزاده محبوب و مظلوم! خود قلمداد کردند، چه خط و نشان هایی برای یک رضای دیگر و همسر شورایی اش کشیدند و آنان را غیاباً در دادگاه انقلاب آینده محاکمه و محکوم کردند.

طرفداران بر آشفته شاهزاده گفتند وا ایرانا! وا خیانتا ! این کار در حد بخشیدن استان چهاردهم ایران،  بحرین،  به شیوخ عرب می باشد، ولی پس از چند روز همان نامه کذائی! در تارنمای رسمی شاهزاده ، سخنگوی چند دوجین! اعضای شورا منتشر شد و نور علی نور! شد. افواج شاهزاده پرستان آرام گرفتند و در صدد رفع و رجوع واکنش های تند خود بر آمدند، این عریضه نویسی را عین سیاست و درایت شورا به رهبری ! سخنگوی آن دانستند.  

به گفته یکی از شلیلا جان! های مخفی شورا، که تصادفاً خانمی است هفت رنگ، مدعی جمهوریخواهی، کمونیست یائسه ، فدائی شاهزاده، کسی که خودش نه حاضر شد رسماً به شورا بپیوندد و علناً این سند خیانت را امضاء کند، ولی از آن پشتیبانی می کند، می نویسد: « این نامه یک اقدام در نُرم بین المللی است و مطابق با ادعاها و اهدافی است که در منشور شورا مطرح شده».

وه ! چه افتخار بزرگی نصیب چنین شورایی شد، شورایی  که خیانتی در اندازه بخشیدن بحرین، اهداف آن و هدف فرزند آخرین پادشاه ایران باشد، فرزندی که گویا مدعی رهایی کشوری که پدر و پدر بزرگش در آبادانی آن نقش بسزایی داشته اند از چنگال خون آلود شخصی چون سیّد علی خامنه ای و دار ودسته تبهکارش می باشد. فرزندی که به گفته خود؛ همه کار وبارش را در سی و چهار سال گذشته رها کرده تا درسال های، کامله مردی! به سخنگویی عریضه نویسان به رهبر حکومت اسلامی، خود منتصب گردد.

گفتند: اول باید به جهان نشان بدهید که حکومت ایران تن به انتخابات آزاد نمی دهد. خوب باید به این ذوب شدگان! در شاهزاده یاد آور شد که اگر شما ها به قول شاهزاده؛ هنوز دوزاری ! هایتان نیفتاده است، سی سال است که دیگر از دو زرای برای تلفن استفاده نمی شود و جهان خیلی بهتر از ایرانیان می داند که این امامزاده بی معجزه ای است، لطفاً نشانی عوضی ندهید، عرض خود نبرید و زحمت مردم نیافزایید! و اپوزیسیون را بیش از این در انظار جهان بی آبرو نکنید.

برخی ذوب شدگان می گویند که شاهزاده سخنگو! وظیفه دارد که جهان را از ظلم، جور و جنایت حکومت آخوند ها آگاه سازد. سخنانی که مرغ پخته را به خنده وا می دارد، ساده اندیشی هم اندازه ای دارد، باز هم باید یاد آور شد که جنایات حکومت کنونی ایران در تاریخ با خطوط ننگین! ثبت خواهد شد، حالا با سخنگو یا بی سخنگو. در سی و چهار ساله گذشته آثار خونین ستمگری، شکنجه ها، تجاوزات، جنایات، ترور، اعدام ها، فساد، نابرابری، بی عدالتی و هزاران مورد دیگر، خود گویای فریاد درد آلود ایرانیان از این حکومت نامردمی بوده است.

وجود میلیون ها پناهنده ایرانی در کشور های بیگانه که از ظلم و جور حکومت اسلامی گریخته اند ، خود گویا و سخنگوی! این واقعیت ها می باشد. مردم ما نیازی به سخنگو و سخن پراکنی و سازمان های بی بنیادی که اهدافشان دانسته یا ندانسته، سرگرم کردن مردم ستم دیده ایران باشد، ندارند. نیاز کشور برای رهایی از چنگال حکومت قرون وسطایی دینی، به زنان و مردانی میهن پرور، از خود گذشته، فداکارو کاردان! می باشد که با برخورداری از پشتیبانی توده مردم  این حکومت را واژگون و براندازند. این کار بزرگ با نامه نگاری، عریضه نویسی و التماس به جنایتکاران میسر نخواهد شد. با این کار های کودکانه که بوی خیانت نیز از آن به مشام می رسد، بی هیچ تردیدی جهان به ریش این شورا و سخنگوی آن می خندد.

باید از ذوب شدگان در ولایت آقای سخنگوی شورا، که با ارسال این نامه سرگشاده خود را در ولایت فقیه ذوب کرده است، پرسید؛ آیا اگر شخص یا گروهی دیگر از اپوزیسیون دست به ارسال چنین نامه ای می زند، این ذوب اندر ذوب! شدگان در ولایت چه واکنشی از خود نشان می دادند؟

باید از ذوب اندر ذوب! شدگان پرسید؛ اگر گروه یا سازمان دیگری از اپوزیسیون، در پشت پوشه حاوی اساسنامه شورای خود به جز زبان های فارسی، فرانسه  و انگلیسی به زبان عربی نوشته بود: « المجلس الوطنی الایرانی للانتخابات الحرۃ» چه بر سر آن گروه می آوردند؟ بویژه که سخنگوی آنان نخستین مصاحبه خود را پس از پایان نشست شورا در پاریس،  با یک نشریه بحرینی! همان بحرینی که به شیوخ بخشیده شد، انجام داده باشد.

اگر در پاسخ به این پرسش گفته شود که ما در ایران قوم عرب زبان داریم و برای آگاهی آنان می باشد باید گفت؛ ما در ایران؛ مردم آذری، کرد و بلوچ هم داریم که ایرانی تبار هم می باشند، چرا به زبان این مردم که شمارشان بیشتر است ننوشته اید؟ اگر بگویند که از زبان های بین المللی استفاده شده است، باید پاسخ داد که پس از زبان های انگلیسی و فرانسه  زبان ها اسپانیایی و چند زبان دیگر بیشتر رایج می باشند.

تنها پاسخی را که می توان از شورا و سخنگوی آن پذیرفت این است که اعراب ثروتمند هستند و دشمن دیرینه ایران و ایرانی و در راه نابودی یا تکه و پاره کردن ایران، حاضر به سرمایه گذاری می باشند، و لاجرم  این شورایی که بیشتر اعضای آن به نژاد آریایی خود افتخار می کنند، نیاز به پول دارد و روی کمک های مالی اعراب ها حساب باز کرده است. آیا باید نگران باشیم که معامله بر سر بخشش سه جزیره ایرانی خلیج فارس به شیوخ عرب، پشتوانه مالی این شورا می باشد؟

با نگاهی دقیق به اساسنامه شورای ملی در می یابیم که هر گونه تصمیمی از جمله عریضه نگاری! به سیّد علی خامنه ای بدون خواست سخنگو نمی تواند انجام پذیرد. اعضای شورا آلت دست سخنگو و شریک جرم وی بشمار می روند.

در همین کشور فرانسه که قرار است شورای ملی به ثبت رسانده شود، رسم بر این است که جوان ترین وزیر دولت، به سخنگویی برگزیده می شود، امیدواریم که آقای رضا پهلوی جوان ترین عضو این شورای به اصطلاح ملی  باشد.
 
در بخش ششم اساسنامه شورای ملی، در ماده بیست شش، در باره وظایف سخنگو نوشته شده است: « وی مسولیت شناساندن و پیشبرد اهداف سیاسی شورای ملی در نزد اذهان عمومی ایران و جامعه جهانی را بر عهده دارد. وی همچنین نماینده شورای ملی ایران نزد سازمان های بین المللی و دولت های خارجی می باشد»

در کجای جهان دیده شده است که سخنگو مسئولیت پیش برد اهداف یک سازمان را داشته باشد ؟ این کار رهبران و مدیران یک سازمان می باشد. سخنگو همانگونه که از نامش بر می آید تنها باز گو کننده اهداف، تصمیمات و گزارش فعالیت های یک سازمان است. یک سخنگو نمی تواند هم زمان نقش سفیر را در نزد سازمان های بین المللی و دولت های خارجی داشته باشد، وظایف نماینده، فرستاده یا سفیر، تعریف حقوقی دیگری دارد و با تعریف سخنگو تفاوت دارد.

در ادامه ماده ششم نوشته این عبارت به چشم می خورد: سخنگو « در این راستا گروه کاری خود را در اختیار دارد که اعضای آن را خود سخنگو بر می گزیند »

همانگونه که اشاره شد؛ وظیفه سخنگو؛ باز گویی اهداف، تصمیمات و گزارش فعالیت های یک سازمان است و برای سخنگوی یک تن کافی است و نیازی به گروه کاری یا کابینه ندارد، سخنگو مانند خوانندگان دسته همصدایی نیست که با هم ترانه ای را دم بگیرند.

در ماده بیست و هفتم در باره سخنگو آمده است:« در راستای ماًموریت خود، سخنگومی تواند از چند نفر به عنوان همکار کمک گیرد و به آنها وکالت دهد تا در باره موضوع ویژه ای اظهار نظر نمایند»

دولت های بزرگ جهان با همه اهمیتی که در سیاست جهانی دارند تنها دارای یک سخنگو می باشند، مگر شورای ملی چه اندازه سخن برای سخن پراکنی دارد؟ سخنگویی که خود از جانب اعضای شورا وکیل است، وظیفه خود به چند نفر دیگر وکالت دهد، به این کار می گویند: « وکالت، اندر وکالت » گویا، همه کار این شورا « اندر » است مانند « ذوب اندر ذوب شدگان»  که چند سطر بالا تر به آن اشاره شد.

در ماده سی و دوم، بخش هشتم اساسنامه شورای ملی، اشاره به کمیسیون های سرّی ! شده است : « دفتر سیاسی این اختیار را دارد تا کمیسیون های سرّی تشکیل دهد. تنها اعضای دفتر سیاسی و سخنگو ! از هویت اعضای این کمیسیون های سرّی و ماًموریت های محول شده به آنها آگاهی دارند.

باید پرسید؛ شورایی که هدفش تنها برگزاری انتخابات آزاد می باشد و در این راستا عریضه به « جناب آیت الله سید علی خامنه ایی، رهبر جمهوری اسلامی » می نویسد و از او دعوت می کند که به شورا بپیوندد و هدفی در براندازی رژیم اسلامی ندارد، چه نیازی به کمیسیون های سرّی دارد؟  گذشته از این ها ،سخنگو دارای مسئولیت اجرایی نیست، چه نیازی به آگاهی از هویت اعضای کمیسیون های سرّی دارد ؟ این اساسنامه یک اصل بسیار مهم امنیتی که « حیطه بندی» نام دارد و بر اساس نیاز به دانستن! تعریف می شود را زیر پا گذاشته است.

در بخش نهم اساسنامه شورا، به کمیسیون داوری اشاره شده است که باز هم نقش بی بدیل سخنگو در آن به روشنی نشان دهنده آن است که سخنگوی این شورا دارای اختیاراتی در اندازه ولایت فقیه، خلیفه، امپراتور، شاهنشاه، سلطان بلامنازع و رئیس جمهور مادام العمر می باشد.

نوشته اند : « کمیسیون داوری بر فعالیت های کلیه عملکرد ارگان های شورای ملی ایران از دیدگاه اساسنامه حاضر نظارت می نماید.

در این کمیسیون یک داور توسط سخنگو! تعیین می شود. یک داور توسط دفتر سیاسی تعیین می شود و سه داور توسط شورای عالی تعیین می شوند.

روشن نیست اگر در این شورا که لباس سخنگویی آن را برای آقای رضا پهلوی بریده و دوخته اند،  کس دیگری در یک انتخابات آزاد! و از پیش تعیین نشده به سخنگویی برگزیده می شد، چنین اختیارات بی حد و مرزی به آن شخص واگذار می شد؟.

اساسنامه شورای به اصطلاح ملی، که گفته شد با هماهنگی ده ها عضو برجسته و با سواد این  شورا در طول بیش از یک سال و نیم فراهم وتحمیل شده است، بجز اشتباعات فاحش دستوری، نامفهوم و سرشار از نارسایی هایی در زمینه های حقوقی، سازمانی و امنیتی می باشد و نشان می دهد که ستون این شورا از بنیاد کج است.


آخرین بروز رسانی ( ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-5.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com