FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow فاجعه ائی که همچنان ستایش می شود!
فاجعه ائی که همچنان ستایش می شود! چاپ ارسال به دوست
نویسنده ناصر مستشار، تحلیلگر سیاسی   
۱۹ بهمن ۱۳۹۲
nasermostasharسئوال و پیچیدگی اساسی در باره پیروزی سریع و بی امان انقلاب اسلامی همچنان مخفی مانده است.
نظام پادشاهی تاریخی ایران ظرف شش ماه نابود و بجای آن یک حکومت مذهبی شیعه با حمایت های بین اللملی جایگزین می گردد.خمینی بعنوان رهبر انقلاب اسلامی ـ علاوه بر ایران ،خواهان پیوستن شهرهای شیعه نشین عراق به زیر سیطره خود می شود وآنرا در دستور کار خویش قرار می دهد.بلافاصله جنگ هشت ساله ایران وعراق آغاز می گردد و خاورمیانه تا به امروز در آتش جنگ و نابسامانی همچنان می سوزد.
جنگی که محمد رضا شاه پهلوی هرگز بدان تن نمی داد در راه تامین منافع امپریالیست های جهانی آغاز گردید و بقول هنری کیسنجر هیچ پیروزمندی نمی بایست داشته باشد!؟

شاه بسیار صبورانه با صدام قرارداد 1975 اروند رود را بسته بود اما خمینی آنرا هرگز نپذیرفت و خواستار پیوستن شهرهای شیعه نشین عراق و ایران بود..پس قدرت گیری امپراتوری شیعه ایرانی ، اعراب منطقه به وحشت می افتند. اتحاد تاریخی اعراب علیه اسرائیل موقعیت اسراتژیکی خودرا با هم پیمانی اعراب علیه جمهوری اسلامی تغییر می دهد.. ..

با گذشت سی و پنج سال از چاپ مقاله رشیدی مطلق که به نوشته آنتونی پارسونز سفیر انگلستان در تهران، فتیله انقلاب در ایران آتش زده شد وخمینی را به قدرت رساند، همچنان در میان پژوهشگران در باره بروز آن مقاله مشکوک بحث وجدل ادامه دارد؟ فراموش نگردد طبق اسنادی که وزارت خارجه انگلستان اخیرا علنی کرده است همین آقای آنتونی پارسونز در نامه ائی که در سال ۱۹۷۷ نگاشته است از بی اعتمادی شاه به امریکا به انگلستان گزارش می دهد که این خود می تواند حاوی اسرار پشت پرده زیادی باشد که تا کنون همگان از آن اطلاع نداشته اند!اما درست پس از یک هفته از چاپ مقاله رشیدی مطلق که با اعتراضات طلاب وبخشی از کسبه شهر قم را بهمراه داشت ،خمینی در نجف در یک سخنرانی در میان هوادارانش،آغاز مبارزه علیه شاه و پایان حکومت او را خبر داد؟

اما سئوال اساسی در اینجاست که خمینی از کجا می دانست که انتشار یک مقاله می تواند اینگونه نظام پادشاهی ۲۵۰۰ ساله را ازبین ببرد؟هنوز کسی مسئولیت نوشتن وانتشار مقاله رشیدی مطلق را به عهده نگرفته است و اصلا معلوم نیست علت انتشار آن مقاله از کجا ریشه گرفت وچگونه نویسنده فرضی آن مقاله می توانست سالیان دراز با اسم اصلی خود در ایران زندگی کند؟ در آن مقاله که آنرا توهین آمیز قلمداد می نمایند در آن به خمینی هندی زاده خطاب شده بود که این موضوع به هیچ وجه تهمت نبود چرا که پس از پیرزوی وقدرت گیری خمینی در ایران ،آیت الله پسندیده نابرادری خمینی در یک مصاحبه مطبوعاتی بطور رسمی عنوان نمود که اجداد آنها از کشمیر هند به ایران آمده اند وکسی به ایشان اعتراضی نکرد و آن اظهارات به یک انقلاب منجر نگردید؟

اما وقتی شخصی با نام مستعار بنام رشیدی مطلق نه بنام دولت وقت ایران همان گفته های آیت الله پسندیده را یکسال قبل با نیات معین به چاپ می رساند باعث ارتجاعی ترین حرکت قهقرائی تاریخ بشریت جهان می گردد که همچنان گریبان ملت ایران ومنطقه وسیعی از سلسله جبال هند وکش تا جبل امل را رها نمی کند.هنوز اسناد معتبری که نشان دهد که با چه نیات واهدافی می بایستی انقلاب ارتجاعی واسلامی در ایران به وقوع می پیوست، بواسطه حضور ملیونی مردم ایران در آن انقلاب بطور یقین تکمیل نیافته است اما پیش در آمدهای علمی حاکی از یک توطئه را خبر می دهد که همچنان در باره آن تحقیق می گردد؟دکتر ابراهیم یزدی بعنوان رابط خمینی در امریکا هنوز از توطئه بودن انقلاب سخن نمی گوید چرا که خود در پیروزی آن آن سهیم بوده است ونمی تواند خود را به ارزانی زیر سئوال ببرد اما در مصاحبه های گوناگون، گاهی اوقات پرده از حقایقی بر می کشد که جای شگفتی وتعمق زیادی دارد.

برای مثال هنگامی که او بعنوان سفیر تام الاختیار خمینی از پاریس رهسپار امریکا شد بطور اتفاقی از حضور آیت الله بهشتی بعنوان رابط خمینی در امریکا با خبر گردید که در تماسی با خمینی از اینکه اورا از حضور بهشتی بی خبر گذاشته بودند اظهار شگفتی وشکایت کرد که خمینی در پاسخ نامبرده گفته بود:آقای یزدی شما ماموریت خودتان را به انجام برسانید و آقای بهشتی نیز به مسائل محوله اینجانب رسیدگی خواهند کرد.

مذاکرات بهشتی سپس از امریکا به تهران منتقل گردید وایشان رابط خمینی وسالیوان سفیر کبیر امریکا گردیدند که آقای ایراهیم یزدی در چندین نوبت از عباس عبدی یکی از اعضای اصلی دانشجویان پیرو خط امام در گروگان گیری سفارت امریکا، خواسته بودند شما که همه اسناد و روابط اشخاص مهم با سفارت امریکا را منتشر کرده اید چرا اسناد و روابط آقای بهشتی با سالیوان راعلنی نمی کنید که عباس عبدی در پاسخ ایرهیم یزدی گفته بود که شخص خمینی مانع انتشار مذاکرات و تماس های بهشتی وسالیوان شده اند؟ چرا بهشتی پس از مرگش به بت خمینی تبدیل شد برای این بود که بهشتی همه زمینه های بین المللی را برای قدرت گیری خمینی فراهم آورد بهمین خاطر خمینی ،بهشتی را به پاس خدماتش به او بالا ترین نشان را اهدا کرد ودر یک جمله گفت:

بهشتی یک ملت بود! اما در میان همه روحانیون تنها آیت الله طالقانی به مهره ائی با نفوذ بنام بهشتی پی برده بود اما از دست او نیز در مقابله با باند بهشتی هیچ کاری بر نمی آمد چراکه او نیز مسلمان بود وبه حکومت اسلامی به زعامت خمینی لبیک گفته بود ونمی توانست آنرا به همان راحتی در بحبوبه شور وشوق انقلابی پس بگیرد! آقای ابوالحسن بنی صدر اینک بعنوان یک نیروی سیاسی در اپوزیسیون که ادعای سکولاریته نیزدارد قبلا یکی از مشاورین خمینی در پاریس بود وبعد ها از جانب ملت ایران به مقام ریاست جمهوری دست یافت وبسرعت مورد بی مهری خمینی واقع گردید وبه یکباره بر اساس اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی همه آن آرای کسب شده از جانب مردم را از دست داد اما ایشان همچنان بر اسلامی بودن انقلاب سال ۵۷ تاکید می ورزد ونامبرده کما فی سابق نشریه خود را حتی در تبعید بنام انقلاب اسلامی در هجرت منتشر می نماید!

در سال های گذشته از طریق اینترنت مقاله ائی که در نشریه" طرح نو" به قلم دکتر منوچهر صالحی انتشار یافته بود نظر مرا به خود جلب کرد؟ ایشان در مقاله ائی بسیار مبسوط تحت عنوان "انقلابی که ۲۹ ساله شد" می نویسد: با آغاز ماه بهمن در آستانه بیست ونهمین سالگرد انقلاب ضد سلطنتی و ضد امریکائی ۱۳۵۷ قرار داریم.انقلابی که در آغاز دارای خصلتی دمکراتیک وسکولاریستی بود ودر پایان به نخستین انقلاب ضد سکولاریستی تاریخ انسانی بدل شد"

۱ـ ابتدا باید گفت که انقلاب سال ۵۷ اصلا ضد سلطنتی نبود چراکه بجای نظام مورثی پادشاهی نظام خلیفه گری اسلامی از نوع مذ هب شیعه را در ایران بنیاد نهاد. اینک برهمگان آشکار شده است که نظام ولایت فقیه بلافاصله پس از قدرت گیری روحانیون در ایران شکل حکومتی ولایت فقیه را که الهام گرفته از نظام سلطانی اما در قامت مذهب نه نظام شاهی را در ایران بر پا نموده است .

۲ـ برابر تمام شواهد ومدارک واسناد تاریخی که تا کنون علنی گردیده است انقلاب اسلامی به رهبری خمینی در سازش با امریکا به پیروزی رسیده است.مذاکرات ژنرال هایزر وسالیوان با روحانیون وارتش برای هموار سازی قدرت گیری خمینی دیگر شهره آفاق جهان گردیده است وهیچکس نمی تواند منکر آن گردد.ضد امریکائی شدن انقلاب اسلامی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ آغاز گردید که آنهم با سناریوی گروگانگیری سفارت امریکا در به شکست کشاندن نیروهای لیبرال وچپ به انجام رسید.به گفته دکتر ابراهیم یزدی که گفته است، روحانیت یعنی خمینی با گروگانگیری سفارت امریکا چپ را فریب داد به معنای یک استراژی تمام عیار روحانیت در یک مقطع حیاتی برای اخراج لیبرالها وچپ ها بوسیله روحانیت بکار گرفته شد!

۳ـ انقلاب ارتجاعی واسلامی سال ۵۷ به هیچ وجه از همان آغاز خصلت دمکراتیک وسکولاریستی نداشت چراکه از همان عنفوان خود جنبشی مذهبی در زیر رهبری روحانیون بود که مردم با شعار آزادی ،استقلال ،جمهوری اسلامی به خیابانها سرازیر شدند.اگر خواسته باشیم تنها دو شعار آزادی واستقلال را در انقلاب ۵۷ بعنوان شعار محوری سکولاریستی وملی برجسته نمائیم اما شعار سوم یعنی برقراری جمهوری اسلامی که مبتنی بر همان شعار تاریخی حکومت اسلامی استوار گردیده بود هیچگونه همخوانی با یک حرکت سکولاریستی نداشت( اساسا در اسلام چیزی بنام جمهوریت به لحاظ شکل گیری تاریخی این دین در ۱۴۰۰ سال پیش نمی تواند با واقعیات اسلام همخوانی داشته باشد)! تقاضای شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در ایران آنچنان شعار آزادی را از محتوای سکولاریستی خود تهی نموده بود که درخواست آزادیخواهی دمکراتیک را در چهارچوب حکومت اسلامی براحتی توسط احکام شرعی نادیده می گرفت وتنها حکومت اسلامی برای مردم باقی می ماند نه یک حکومت سکولار؟

.۴ـ انقلاب اسلامی در همان نطفه گیری خود به شکست تاریخی ملت ایران تبدیل گردید چراکه از همان آغاز انقلاب با آماج شعار های اسلامی که حاوی شرکت دین در حکومت را در خود آشکار نموده بود بسرعت برق آسائی به شکست رسید.بنابراین انقلاب ۵۷ در همان آغاز به لحاظ شعارهای اسلامی شکست خورده متولد گردید و عملا آغاز وپایان آن انقلاب در همان نطفه گیری خود پدیدار گردید وانقلاب به موجودی معلول وناقص الخلقه تبدیل گردید.

انقلاب اسلامی از همان آغاز موجب الیگارشی روحانیت گردید نه در سرانجامش! اگر روشنفکران نزد خود می اندیشیدند که انقلاب ۵۷ با برگزاری شب های شعر در انسیتوته گوته آغاز گردید ورهبری انقلاب را آنها در کنترل دارند تنها یک لجبازی روشنفکرانه نارس بود چراکه انقلاب ۵۷ در فقدان رهبری روحانیت بخصوص بدون شخص خمینی هیچگاه به پیروزی نمی رسید! در کنار نیروهای روشنفکری ایران نیروهای جبهه ملی ایران نیز می پنداشتند که رهبری انقلاب در دست آنهاست و انقلاب ۵۷ را ادامه جنبش سال ۳۲ ارزیابی می کردند که این تحلیل نیز هیچ ربطی به جنبش اسلامی سال ۵۷ نداشت چراکه رهبران اسلامی انقلاب سال ۵۷ را ادامه مبارزات سال ۴۲ می دانستند نه سال ۳۲ چراکه آنها در سال ۳۲ در سرنگونی مصدق پیشتاز بودند.

شاه که همه نیروهای سیاسی آن دوره را علیه خود متحد کرده بود ودر مصاحبه های پی درپی منافع غربی ها را به زیر سئوال می برد و در اواخر حکومتش آنها را چشم آبی زیاده خواه وموذی خطاب می کرد به همام میزان بر تعداد دشمنانش می افزود . شاه که بسیار تنها شده بود در همان راستا همه نیروهای داخلی وخارجی حتی بخش وسیعی از اطرافیان خود را آنچنان علیه خود متحد کرده بود که با کوچکترین جرقه کاری می توانست به یک شورش سراسری علیه خویش را در تمام ایران تبدیل نماید.شاه خود نیز پی برده بود که وقت رفتنش را دشمنانش فراهم دیده اند اما او می خواست قبل از فرا رسیدن سرنگونیش سلطنت را حتی بخاطر بیماریش به پسرش واگذارد، بهمین خاطر شاه تلاش می نمود تا قبل از شعله ور شدن جرقه ائی که می توانست دودمان اورا به خاکستر تبدیل نماید آنرا مهار نماید اما همه محاسبات او با بی مهری تاریخ روبر گردید.

اینک همه آنهائی که در انقلاب ۵۷ شرکت فعال داشته اند و آن انقلاب را از ظن خویش مثبت می دانند که بعدها به بیراهه رفت به تکاپو افتاده اند تا منشاء شکست تاریخی را بیابند! اما تاریخ نیک می داند که انقلاب سال ۵۷ اصلا قرار نبود جامعه ایران را بسوی تکامل جهانی رهنمون نماید بلکه انقلاب اسلامی در تضاد بر فرهنگ غرب ریشه گرفته بود و پیام اصلی انقلاب ۵۷ در برگشت به هویت اسلامی خلاصه شده بود نه رسیدن به مرتبه کشورهای پیشرفته جهان بود

!در مقابل شاه تند و سازش ناپذیر و انقلابی؟؟؟

در مقابل شیخ سر بزیر و چاپلوس و رفرمیست.!!!چرا؟؟؟

اگر جریانات سیاسی مخالف شاه علیرغم مخالفت با حکومت سلطنتی با قدرت گیری خمینی توافق نشان نمی دادند ،او هرگز به اریکه قدرت دست نمی یافت.جریانات سیاسی که یک دوره ائی در صحنه سیاست ایران تاثیر گذار بودند اما در ائتلاف با خمینی همه اعتبار خود را نزد مردم از دست دادند ومردم دیگر به آنها اعتمادی ندارند چراکه آنان نیز در شکل گیری فاجعه انقلاب اسلامی ارتجاعی سهیم بودند.


نسلهای بعد از انقلاب مشروطیت همواره از نیکی های آن انقلاب یاد میکردند اما نسل بعد از انقلاب اسلامی تنها از ثمرات منفی آن انقلاب یاد میکنند.روشنفکران و محققان و نویسندگان ایرانی هرساله درسالگرد انقلاب مشروطیت از مزایای آن انقلاب می نویسند و به بحث و تبادل نظر می نشینند اما همان نویسندگان هرساله در سالگرد انقلاب اسلامی در باره آن اتفاق وفاجعه تاریخی قلمفرسائی می کنند.

یکی از مزایای ارزنده انقلاب مشرو طیت در تربیت رجل سیاسی آزموده وبا تجربه بود که دهه ها توانستند در سرنوشت مملکت ما تاثیر گذار باشند اما یکی از جنبه های منفی انقلاب اسلامی در رجل کشی چه به شکل فیزیکی و یا شخصیتی بود .در مدح انقلاب مشروطیت شعرهای زیبنده سرودند و و ملت های دیگر با افتخار از آن یاد کردند و آن انقلاب سرمشق دیگران شد وایران جایگاه ویژه ائی در جامعه بین المللی پیدا نمود اما در سایه انقلاب اسلامی ،همه همسایگان از ایران دوری کردند و مردم ایران خوار وذلیل و عقب مانده معرفی شدند چراکه در عصر فضا ، مردم ما عزم برگشت به گذشته راکردند.

شعرا ونویسندگان و فیلم سازان در نفرت از انقلاب اسلامی شعرها و نمایشنامه ها وفیلم هائی ساختند که نشانه از فاجعه رخ داه در ایران را نشان می داد! نسل ما قبل از انقلاب در آموزشگاههای ابتدائی و عالی از افتخارات انقلاب مشروطیت می شنیدند و می خواندند وبه نیاکان خود که آن انقلاب را آغاز کردند افتخار می کردند اما نسل بعد از انقلاب اسلامی از رنج و محنتی که آن انقلاب بر جای گذاشته سخن می گویند و به نیاکان خود که مسبب انقلاب اسلامی شدند انتقاد و شکوایه داشته ودارند. سئوال اساسی ما در اینجاست که چرا این تضاد بنیادی بین انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی وجود دارد؟

هرچقدر انقلاب مشروطیت در تلاش بود تا حکومت قانون برایران مستقر گردد اما انقلاب اسلامی از همان عنفوان خود با شعار کلیدی و زیربنائی برقراری حکومت اسلامی تلاش می ورزید تا ایران را به عصر رهنمون سازد که با همین تضاد تاریخی ۱۴۰۰ ساله در ایران ،حکومت غیر قانونی که با زمان و مکان همخوانی نداشته وندارد بوجود آورد.انقلاب مشروطیت از ملتهای پیشرفته اروپا الهام گرفته بود تا قانون اساسی خود را تنظیم و به تصویب برساند اما انقلاب اسلامی از حکومت محمد در ۱۴۰۰ سال پیش در جزیره العرب الهام گرفته است تا قانون اساسی خود را تدوین نماید.

جامعه ایران هرچقدر با مشکلات عدیده سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مواجه بود اما یک رفرم عمیق همه آن معظلات را برطرف می نمود و نیازی به انقلاب اسلامی بری برگشت به دوره شتر نبود اما اینک جامعه ایران آنچنان به عصر حکومت بادیه نشینی برگشته است که به جزء یک انقلاب زیربنائی که بدون خشونت نیز باشد ،هیچ راهی برای برون رفت از بن بست تاریخی کشور ایران باقی نگذاشته است.انقلاب مشروطیت جنبشی برای رهائی از سنت های عقب مانده اسلامی واستبدادی شاهان بود که با آن حرکت عظیم اجتماعی توانستند آغاز گر تحول بزرگ تاریخی برای گذار ایران به مرحله نوین گردند.اما در سرلوحه انقلاب اسلامی شعار برگشت به سنت های عقب مانده اسلامی و استبداد امامیت وو لایت فقیه مطلقه جای گرفته بود که اینک برای رهانیدن مملکت از زندان قوانین ارتجاعی هیچ چاره ائی مانند انقلاب مشروطیت پیش روی مانده نمانده است.

قوانین کنونی ردر عرصه قضائی ، حقوقی ،کشوری ، لشگری ، اقتصادی ، فرهنگی تا ورزشی گرفته به گونه ائی وحشتناک تمام ساختارهای اساسی وحیاتی مملکت را بسوی جوامع ابتدائی و ارتجاعی انتقال داده است که تنها بایک انقلاب بزرگ با پشتوانه ملی و با رهبری خردورزان و متخصصان مسئول نه قدرت پرست امکان پیروزی بر غول عقب ماندگی در میهن ،پیش روی ما گذاشته است.بگذارید تا انقلابیون سابق به سعادت طلبی روی آورده باشند و از آغاز انقلاب بهراسند اما نهال انقلاب عقلانی هیچگاه به ریشه های آنها متصل نبوده و نخواهد بود چراکه نسل نوین راه خود را مانند آن یخ های ذوب شده بهاری مدتهاست که از کوهسار ها جاری شده تا به دریابرسد.مراقب اشیم تا آن جویبارهای آب زلال آن کوهسارها باردیگر به باتلاق های زهرآگین سرازیر نگردد!در پایان سئوال هموطن گرامی "کامران" را تکرار می کنم که چراـ سرنوشت رقت بار کل اپوزیسیون ایران بسیار آموزنده و عجیب بوده و هست.

در مقابل شاه اتحاد و در مقابل حکومت سنگسار ولایت فقیه تفرقه و سرگردانی.؟؟؟

در مقابل شاه تند و سازش ناپذیر و انقلابی؟؟؟

در مقابل شیخ سر بزیر و چاپلوس و رفرمیست.!!!

شاید از من پرسیده شود که چگونه عده ائی قلیل اینچنین توانائی دارند تا اراده یک ملتی را منحرف سازند؟ در پاسخ این دسته از دوستان باید بگویم که حتی یک سرباز ساده از جانب دشمن با نفوذش در میان لشگر خودی با شایعه پراکنی و نفاق و روحیه شکنی و خبر های نادرست در مورد قدرت ارتش دشمن می تواند لشگر خودی را از حمله و دفاع به موقع عاجز نماید!!

 

 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_aqa_mohammad_qajar.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com