FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow دگرگونی ها و تحولات اجتماعی و عوامل این تغیرات بنیادین از منظر جامعه شناسی
دگرگونی ها و تحولات اجتماعی و عوامل این تغیرات بنیادین از منظر جامعه شناسی چاپ ارسال به دوست
نویسنده کاظم رنجبر ، دکتر درجامعه شناسی سیاسی   
۲۴ خرداد ۱۳۹۳
ranjbarتعریف عوامل  تکنیکی و نقش آنان در روند تاریخ تکاملی جوامع بشری.
برای شناساندن  مراحل مختلف  تاریخ بشریت ،جامعه شناسان ، به تکنولوژی  موجود هر عصر تکیه می کنند ، واین تکنولوژی  نشان می دهد  که هر مرحله  ، تاریخ و خصوصیات  تاریخی و فن آوری  خود را دارد   . در اینجا بدون شک  یاد آور می شویم ، که این شناخت  نوع فن آوری  اعصار مختلف و متفاوت را :Mumford  و Janne - از نوشته های کارل مارکس  الهام  گرفته است .
عامل تکنولوژی  را که این دو جامعه شناس  در آثار خود  بکار میبرند ، این جمله معروف کارل مارکس را بیاد می آورد که می گوید: آسیاب  دستی  در شما ، خاطره  نظام  فئودالیته را  زنده می کند و آسیاب  با ماشین بخار  جامعه سرمایه داری را.(استناد به اثر معروف مارکس با عتوان  فقر فلسفه )

 به عبارد دیگر ، طریقی که : مانفورد و ژان -در آثار خود  روند تکامل تکنیک و فنون را بکار می برند و مورد بحث بکار می گیرند ، خیلی به نوشته های کارل مارکس  در بحث « روابط تولیدی »  شباهت دارند .

مانفورد ، حتی چنین می نویسد :  کارل مارکس  به عنوان  اقتصاد دان و جامعه شناس ، متوجه شد که در هر عصری ، اختراعات و نحوه تولید ، ارزش اجتماعی  خود را در رشد و تمدن بشری آن عصر را داشتند . به عبارت دیگر ، این دو عامل (اختراعات و نحوه تولید )  نقش تاریخی خود را بازی می کنند .  این ارتباط نزدیک  بین فن آوری و رابطه تولید ، امکان  درک از مفهوم : عوامل  فن آوری را آسان می سازند.

بحث  در باره  عوامل  فنی در تاریخ ، در واقع  استفاده از یک روش  ساده بیان  از اختراع  یا استفاده  از آلات و ابزار  ماشین و انرژی و مواد اولیه ، و شرایط کار تولیدی  است ، که از مجموعه آن رابطه  تولیدی  نتیجه می شود.  لذا نباید  اصطلاح فنی  را کم اهمیت دانست ، بلکه بصورت کامل  در اصطلاح «مجموعه روش تولید » این عوامل را باید گنجانید .

اساس  مادی و شکل فرهنگی  جامعه ، عمیقا  در توسعه  جامعه ماشینی  نقش داشتند . تمدن ها به ذات خود  مستقل نیستند ، بلکه با تکیه بر فرهنگ موجود  درجامعه ، تمدن ها رشد می کنند . از منظر:Lewis Mumford (لویس مومفورد متولد 1895- مرگ 1990 ، جامعه شناس آمریکائی  ) سه مرحله مهم جامعه بشری در روند تکامی آن ، عبارتند از :

1-     Eco-téchnique   - فنون ابتدائی  کشاورزی و اقتصاد متکی بر آن  که تا قرن دهم میلادی ادامه دارد .

2-    Paeo-technique  -  تکنولوژی مختلط  که از قرن دهم میلادی تا قرن بیستم  میلادی ادامه داشت .

3-    Néo-technique - تکتولوژی جدید  خصوصا ماشین های خودکار ( اتوماتیک )

در هر مرحله  از نو آوری های تکنیکی ، کارگران متخصص آن نو ع تکنیک ، فراورده های  تولیدی مخصوص آن تکنیک ، از مدت زمان  کار  را محدود و کم می کند . این اختلاف  مراحل می تواند  با هم در یک زمان  واحد در یک جامعه  وجود داشته باشد . ( وجود کشاورزی سنتی در کنار تکنولوژی  مسافرت های کیهانی  نمونه وجود دو مرحله در یک زمان می باشد )

Georges philippe Friedman  -   ژرژ فلیپ فریدمن   (متولد 1902- مرگ 1977 )  جامعه شناس فرانسوی

این عاملان را عاملان دگر گونی  و تغیرات اجتماعی به حساب می آورد و بمانند  گذر انسان از شرایط طبیعی  محیط زیست طبیعی  که در آن اعمال  ورفتار  انسان با طبیعت  مطابقت می کرد و در چنین محیط  کارهای تولید ی  انسان متکی بر  صنایع دستی و ناشی از قدرت جسمانی  فرد بود  به مرحله  فن آوری  و انقلاب صنعتی  می داند .  مقایسه  استفاده از نیروی  کار حیوان  با نیروی کار ناشی از برق و اتم در عصر حاضر گویای عمق این دگرگونی های  فن آوری جوامع بشری می باشند .  این انقلابات  صنعتی  بر روی کل جامعه بشری  تاثیر گذار بودند و هستند . این تاثیرات ، جامعه بشری را از تغیرات کمی به تغیرات نوین کیفی  گذراند .

آلون توفلر -Alvin Toffler( -جامعه شناس ،آینده شناس ازمنظر تحولات علمی  و تاثیر اختراعات تکنیکی در جامعه ، نویسنده  آمریکائی - متولد 1928 . ) می گوید : وقتی افراد جامعه  ناشی از اختراعات  در جستجوی شغل جدید و شرکت در تولید محصولات  صنعتی ، کشاورزی ، علمی ،  مجبور به ترک  روستا و شهر  خود می شوند ، سیستم و نظام ارزشهای  حاکم در جامعه  از هم متلاشی شده از هم می گسلند . قایق نجات  افراد که سابق  خانواده ، و ادیان بودند ، آنها نیز با این  امواج  دریای متلاطم  تحولات بنادین جامعه ، متلاشی می شوند .  این تحولات نتیجه  تغیرات بنیادین  جوامع بشری هستند . توفلر  با اصطلاحات نسبتاً مبهم  دلیل می آورد و میگوید :  فن آوری  انسان ، در تاریخ سه مرحله مشخص  را طی کرده است .

1- دوره  جوامع کشاورزی سنتی. 2  -  دوره جوامع  صنعتی. 3 - دوره  ماشین های محاسباتی  خود کار  معروف به : Géni-génétique .

این امواج تغیرات و تحولات  در زمینه  ماشین های خود کار  در نهایت زیر بنای  سیاسی و اقتصادی  جامعه را متحول کرده و در نهایت  رابطه علت و معلول را  بهم میزند .

سومین  موج  تغیرات  بنادین جامعه ، ناشی از اختراعات  نوین  و مرحله  ای  که در نهایت باعث  تغیرات بنادین جوامع بشری شده اند .

1-تغیرات  دردایره  محیط اجتماعی .2 -تغیرات  در دایره  زیر بنائی جامعه .3-  تغیرات  در دایره دستگاه  حکومتی .4 تغیرات  در دایره ارزشهای اخلاقی ، اجتماعی . 5 -تغیرات در محیط زیست .

توفلر  بر این عقیده است  که : تغیرات  ارزشهای اجتماعی ، نتایج منفی  را با خود به جامعه آورده است ، که نمونه آن  تجزیه رسانه های گروهی ، انفرادی کردن  خدمات عمومی و اجتماعی ، خواست هویت گرائی . به عبارت دیگر ، این اختراعات باعث  تضعیف  همبستگی اجتماعی ، در جوامع  مدرن و پیشرفته  می شوند .

کارل مارکس بر این عقیده بود  :ظهور  فن آوری  در جوامع بشری تحولات  عظیمی  را در جامعه به دنبال خواهد آورد .

Lewis Mumford  - مامفورد لویس . (متولد 1895 - مرگ 1990 ) مورخ آمریکائی ، متخص  تاریخ  ظهور تکنولوژی و علوم تجربی و تاریخ شهر نشینی ،  بر این عقیده است  که تحولات  تاریخی جوامع بشری  ناشی از اختراعات و پیشرفت های فنی  می باشند . Alain Touraine,-آلن تورن  جامعه شناس  فرانسوی ،      Jean-Daniel Reynaud  و ژان دانیل  رینو  -جامعه شناس و فیلسوف  فرانسوی ، بر این  عقیده هستند  که اختراعات و ورود ماشین  در پروسه تولیدات  نه تنها  باعث دگر گونی سازمان کار تولیدی (کارگران و کارمندان )  شد ،  چون  کاهش مدت کار روزانه  کارگران و کارمندان ، همچنین  کاهش نقش سر کارگران  در کار گاه ها ، افزایش نقش مراکز  پژوهشی  در راستای  برنامه ریزی تولید و افزایش آن گردید ، همچنین  نوع زندگی  کار گران را در کشورهای صنعتی متحول کرد .  ولی نباید فراموش کرد  تجزیه و تحلیل  این تحولات زنجیره ای  کار چندان آسان  نیست . چه بسا  می توان به روش و استناد به علل دیگر  نیز این موضوع را تحلیل کرد .

هانری ماندراس  و  میشل فورسه  دو جامعه شناس فرانسوی معاصر در اثر مشترک خود  با عنوان : Le changement  social  - دگرگونی اجتماعی ،  در مطالعات خود به این اصل توجه کرده اند  که اختلاط  دو نوع ذرت  از منظر ژنتیک  درمنطقه : Béarn  - فرانسه (منطقه در پیرینه  فرانسه هم مرز با اسپانیا)  نه تنها  روش تولید را در روستا های منطقه  عوض کرد ، بلکه جامعه  روستائی منطقه را نیز متحول کرد . تولید ذرت  با خصوصیات  ژنتیک تازه ، روستائیان را مجبور  به خریدن کود شیمیائی کرد . این روستائیان برای خرید کود شیمیائی  مجبور به گرفتن وام  بانکی از بانک ها شدند . این بار  در این سیستم تولید  به کمک وام بانکی  لازمه اش  فروش ذرت در بازار آزاد  در راستای باز پرداخت وام بانکی  شدند .  از این طریق  زندگی اقتصادی روستائیان  تابع  قوانین عرضه و تقاضای  بازار آزاد می شود . ورود  بانک کشاورزی  در پروسه تولید ، باعث  یک عده دگرگونی ها و تغیرات  در یروسه تولید می شود

از منظر تحلیل و تفسیر : Boudon  (جامعه شناس فرانسوی  )  نمی توان چنین  نتیجه گیری کرد  : که بر مبنای  قانون شرطی  که اگر A ،  وجود دارد ، حتما B ، هم وجود خواهد داشت .  منظور اینکه  هر انقلاب  در روند  تولید کشاورزی ، حتما  به ازدیاد  تولید و پائین آمدن  هزینه  تولید و ازدیاد کمی و کیفی  تولید منجر نمی شود . (بهترین مثال ،  انقلاب کمونیستی در روسیه شوروی ، که این کشور  قبل از انقلاب  کمونیستی انبار غله  بود ، با   اشتراکی کردن  اجباری کشاورزی ، و تبدیل کشاورزان به کارگران کشاورزی ،  تولید کشاورزی این کشور پائین آمد و روسیه  کمونیستی  مجبور به وارد کردن غله از کشور های خارج  شد )  تجربه نشان می دهد  که :یک علت  همیشه  با عث همان معلول نمی شود . Boudon-  به این اندیشه مصرانه  تکیه می کند  و می گوید :  عوامل دگرگونی منحصر  به یک قانون  معین و مشخص نیستند . در جوامع بشری ، ترکیب عوامل دگرگونی  بمانند قوانین فیزیک یا شیمی  منحصراً معین و مشخص نیستند .

 برنامه های  آبیاری  در دو  روستا های  مشابه  در هندوستان ،( روستای: وانگالا ، و روستای :دالانا  )  در ابتدای  استقلال این کشور  نتایج کاملا  متفاوتی بدست دادند . در روستای  وانگالا  اجرای برنامه آبیاری  با روش های مدرن  این امکان را برای روستائیان فراهم آورد که به حد خود کفائی  و تولید اضافه مصرف  برسند  و با فروش  تولید مازاد ، اقتصاد  پولی وارد  اقتصادی سنتی  سابق  محدود به  تولید خود کفائی  شد .  فرزندان  کشاورزان با  بدست آوردن پول  نسبت به پداران خود  مستقل شدند  ولی برعکس سیستم  کاست (Caste- اختلاف  قومی قبیله ای در درون یک جامعه )    تقویت  پیدا کرد .  در روستای دوم ، رابطه مافوق و مادون (برتری قبیله  بر قبیله دیگر )  عوض شد . به عبارت دیگر ، باور داشتن و زیر بنای ارزشها  وابسته به نژاد برتر ، نژاد پست تر  از بین رفت  و زیر بنای جامعه عوض شد . 

تمام عناصر زیربنائی جامعه  بطور یکسان  عوض نشدند . . در روستای دوم ، سلسله مراتب  موجود در جامعه ، متکی بر برتریت  نژادی و قومی  عوض شدند .  به عبارت دیگر ،  این تجربه نشان می دهد ، که در جوامع بشری ، قوانین  زیربنائی  موجود در جامعه  ابدی نیستند ، بلکه نتیجه  قوانین  حاکم در جامعه در شرایط مشخص و معین هستند . به عنوان مثال  تا سال 1968 ،شهروندان  سیاه پوست آمریکا  از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن  رئیس جمهور ، و نمایندگان سنا و کنگره محروم  بودند . امروز بعد از گذشت 46 سال  از آن تاریخ ، رئیس جمهور فعلی  آمریکا ، پرزیدنت :  باراک حسین اوباما ،  یک آمریکائی دورگه است .  در واقع  در جوامع بشری یک قانون  جهانشمول معین و مشخص  چون قوانین  علوم فیزیک ، شیمی ،  ریاضیات وجود ندارد . تلاقی پیشرفت های فنی با قوانین اجتماعی حاکم در جا معه از اهمیت  مهم بر خوردار هستند . اما درجه اهمیت آن تابع  سیستمی  است که در آن سیستم بکار گرفته می شود .

D- عامل اقتصادی و نقش آن .  نظریه کارل مارکس در این زمینه بر  توسعه  و گسترش  نیروهای  تولیدی تکیه  دارد . از  منظر مارکس ، نوع زندگی مادی  حاکم در جامعه ، بر زندگی اجتماعی -سیاسی جامعه  و روشنگری  حاکم در جامعه  نقش اساسی دارند . تغیررابطه  نیروهای  تولیدی بر زندگی اجتماعی - سیاسی و فرهنگی و روشنگری جامعه  تاثیر گذار هستند .  جامعه  با دست یافتن  به نیروهای تولیدی  جدید ، انسان ها نیروی تولیدی  خود را عوض می کنند ، و از این طریق  نوع و نحوه  در آمد از حاصل کار  آنان عوض می شوند  و در نهایت  با این تغیرات  روابط اجتماعی عوض  می شوند .

مبارزات  اجتماعی  چون  نماد  دگرگونی جامعه .

 برای کارل مارکس ،  تغیرات اجتماعی  دست آورد  مبارزات طبقاتی  برای  تصاحب  وسائل تولید  اقتصادی است . به عنوان مثال : مبارزات  دهقانان  بدون زمین کشاورزی ،  در راستای  تصاحب  زمین  برای کشاورزی است .  برای کارل مارکس این مبارزات  طبقاطی : موتور و قوه محرکه تاریخ هستند . تغیر و تحولات  اجتماعی ، نتیجه  مجموعه اعمال  مبارزاتی  طبقات مختلف  جامعه می باشند.

Dahrendorf

فیلسوف و جامعه شناس آلمانی  خالق یک نوع نظریه ایست  با دو هدف مشخص  و چنین  تفسیر میکند : 1- توضیح و تفسیر  و شکل گیری  گروهای اجتماعی . 2-  تفسیر اعمال  مبارزات طبقاطی  گروها های جامعه  در راستای  تغیر روابط اجتماعی .  از منظر دید : دار اندوف  تئوری های  مربوط به طبقات اجتماعی  در حقیقت  توضیح و تفسیر  مبارزات طبقاطی هستند . Dahrendorf  در یک تحلیل  طولانی و انتقادی  از اندیشه های کارل مارکس و طرفداران  او ، انتقاد می کند . بنا بر عقیده : Dahrendorf  در آثار مارکس  در رابطه با  تحلیل و تفسیر  مبارزات اجتماعی  از منظر مارکس  4 نکته اساسی  قابل  توجه  توام با واقعیت  های جوامع بشری  وجود دارند  که نمیتوان آنها را انکار کرد .

1-    مارکس این اصل را روشن  می کند  که مبارزات اجتماعی  بخشی از واقعیت های  انکار ناپذیر  جوامع بشری هستند . جامعه بودون مبارزات  اجتماعی وجود ندارد .

2-    مارکس  متوجه شد  که تمام مباارزات اجتماعی  در نهایت  ذاتاً  مبارزه  ناشی از تضاد  منافع دو گروه طبقاتی  است که هرطبقه  از منافع خود  دفاع می کنند  و بر این باور هستند  که در راستای  دفاع از حقوق خود  باید مبارزه بکنند . و هر طبقه  بر این باور است  که از «حقوق مسلم خود » دفاع می کنند .

3-     مارکس کاملا  بر این امر آگاهی  یافت  که مبارزات  طبقاطی  در حقیقت  موتور تاریخ است . مارکس بر این باور است  که مبارزات طبقاطی در کوتاه  یا دراز مدت ، در نهایت  باعث  تغیر روابط  اجتماعی می شوند  و زیربنای  روابط اجتماعی  با مبارزات طبقاتی  قابل تغیر  می باشند

4-     مارکس برای  تحلیل   تغیرات و دگر گونی  های اجتماعی  از طریق مبارزات  طبقاطی  راه عموامل  زیر بنائی  تغیرات  و دگرگونی های  اجتماعی را گشود و در نهایت برای  تغیرات و دگرگونی اجتماعی  از منظر مارکس  دو طبقه  اساسی و مهم  را میتوان  مشخص کرد .  نیروی :Exogene- نیروئیکه  خارج از سیستم  اجتماعی وارد  مبارزات می شوند .  مثلا  نقش  آب و هوای منطقه - نقش  سطح  توسعه  پدیده تکنولوژیک  در جامعه - شناخت آداب و رسوم  و ارزش های اخلاقی - فرهنگی جامعه - نیروهای درونی  سیستم اجتماعی . چون از درون و زیر بنای  سیستم  اجتماعی حاکم  تضاد ها و مبارزات اجتماعی  ریشه می گیرند .  در حقیقت  از خصوصیات  سیستم اجتماعی  حاکم و عمل کرد آن  در جامعه  است که  نیروهای متضاد ، در راستای  تغیر و دگرگونی  جامعه رشد می کنند . (به عنوان مثال : تضاد  منافع سرمایه داری با منافع طبقه کار گر . )

سه اشتباه بزرگ کارل مارکس از منظر تحلیلی .

قبل از آنکه سه اشتباه  بزرگ کارل مارکس  را از منظر  رالف  گوستاو  داهراندف  را توضیح و تفسیر  بکنیم ، لازم است خوانندگان ایرانی ، علاقمند  به علوم واقعی   سیاسی -فلسفی - جامعه شناسی ( نه حرافی های بی سروته  آخوندی ) یک لحظه کوتاه  مسیر زندگی دانشگاهی - علمی  رالف گوستاو  داراندوف را  از نظر خوانندگان بگذرانیم .

Ralf Gustave Dahrendorf- رالف گوستاو  داهراندوف ، فیلسوف و جامعه شناس و متخصص جامعه شناسی سیاسی  در اول ماه مه 1929 در  در شهر هامبورگ آلمان  به دنیا آمد . و درسال 2009 در شهر کلن آلمان  از این دنیا رفت. او یک فیلسوف و یک جامعه شناس متخصص جامعه شناسی سیاسی  آلمانی و انگلیسی بود و یکی از بنانگذاران  و نظریه پردازان  معروف : مبارزات اجتماعی  محسوب می شود .  او بعد از تحصیل  در رشته فلسفه  کلاسیک (سنتی) و جامعه شناسی  در دانشگاه هامبورگ  بین سالهای 1947- 1952  مفتخر به دریافت  درجه دکترا در رشته  های مذبور  (فلسفه - جامعه شناسی ) شد .  درسال 1957  تدریس در دانشگاه هامبورگ را شروع کرد . دکتر راف گوستاو دهراندوف  ادامه تحصیلات خود  درشته های مذبور  را در دانشگاه  لندن  را تا سال 1960 گذراند . از سال 1960  در دانشگاه های :Tubingen ، و: Constance ، این رشته ها را تدریس کرد . کارهای علمی  او در رشته  فلسفه سیاسی و جامعه شناسی سیاسی  سهم بزرگی در  امکان عملی کردن  در تشکیل : جامعه  مشترک اروپا ، بزرگی  دارند .  دهراندف  آثار بسیار مهمی  در باره ماهیت : طبقات اجتماعی - مبارزات طبقاتی  در جوامع صنعتی ، از خود بجای گذاشته است . دهراندوف بین سالهای 1987-1997  در لندن  مدیر مدرسه عالی  اقتصاد St-Anthony،   وابسته  به دانشگاه آکسفورد بود . او در سال 2007 - مفتخر به دریافت  چایزه  پرنس آستوری : Prince des Asturies- در علوم انسانی  شد .  گوستاو  دهراندوف  از سال 1970  نماینده پارلمان آلمان  از جناح لیبرال و کمیسر اروپا بود . داهراندوف در سال 1988  ملیت دوم ، یعنی ملیت انگلیسی در یافت کرد و توسط  ملکه انگلستان  به لقب : Sir  - عالی جناب  رسید .

 هدف از بیان این مطالب در رابطه با مسیر زندگی علمی و دانشگاهی   پرفسور راف گوستاو  داهراندوف ، و نظریه های علمی او  در رابطه با فلسفه سیاسی ، و جامعه شناسی سیاسی و مسیر زندگی علمی و سیاسی او ، در درجه اول  برای ما ایرانیان ، که قرنها است با  فقر فرهنگی و علمی ، زیر نظام  های استبدادی  شاهی ، و شیخ شاهی  زندگی می کنیم ، ولی درعین حال مرسوم است همه ایرانیان ، حتی آخوند های بیسواد با اندیشه های دوران جاهلیت اعراب 1400 سال پیش  از سیاست بحث می کنند و 35 سال است یک ملت و یککشوری 78 ملیونی را با نظام  جهلو استبداد ، قتل و شکنجه و زندان  اداره می کنند  نشان دادن  واقعیت نظام های دموکراسی  متکی بر منطق عقلی و علمی است . . ادامه دارد .


ماخذ : (1).
http://www.udccas69.net/GuideABS/documents/changement.pdf

 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-10.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com