FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow جشن های ایرانی arrow جشن های ایرانی arrow فلسفه ی جشن های ایرانی
فلسفه ی جشن های ایرانی چاپ ارسال به دوست
نویسنده تورج پارسی   
۰۹ شهريور ۱۳۸۶

مقدمه ای بر فلسفه ی جشن های ایرانی، همراه با سخنی درباره جشن سده

در فلسفه ی ایران كهن ، ناپایداری جهان به معنای ناپایداری زندگی نیست ، چرا كه زندگی در جهان ناپایدار ـ یا به گفته ی حافظ، " جهان بی بنیاد " ـ قانونمندی خود را دارد. زندگی سرشار از زیبایی است و انسان در آن پرامید و بی بیم در راستای مسئولیت خود گام بر می دارد تا بتواند از بار بیآییناندیشه های » اهریمنی « كاسته و بر اساس نیكی های سه گانه، با شادمانی به ساختن جهانی نو ، آبادانی جهان و پیشرفت آن بپردازد تا شایستهزندگی و نام جاودانه گردد.

در این "جهان زایای بار آور" شادی و آبادی پیوند و پیوستی تنگاتنگ دارند و، بر این اصل و بنیان، دریوزگی و قلندری و نكوهش جهان مادی بی معناست . انسان در ین نگاه فلسفی منفی گرایی، یعنی پشت كردن به دنیا، را مذموم شمرده و عشق به هستی را در هر گام نیك خود جلوه گر می سازدوچشمان ستایشگر و نیایش بر خود را بر همه ی داده های اهورایی می دوزد، نیرو می گیرد و نیرو می بخشد و میدان عشق را همچون سمندر در آتشباشیدایی طی می كند . پویش او بر مبنای اعتبار و باور به قانون اشا ست  و در جام جهان بین او زندگی كنونی تداركی برای جهان پسین نیست . انساندراین آیین، در گسترش جهان و تكامل و رسایی آفرینش همراه و همگام اهورامزداست . او گناهكار ازلی نیست كه در به روی ببندد و نفس خویشرا بهطناب بكشد تا به رستگاری دسترسی یابد . رستگاری در گام های بلند نیك اوست . اصل گزینش بر پایه اندیشیدن و سنجیدن استوارست و انسانباخردمندی این را نیوشیده است .

شادی در آیین ایرانی بنیانی پر اعتبار دارد . نگاهی كوتاه به راز و رمز آفرینش به روشن شدن مطلب یاری خواهد داد . بنا بر آنچه در بندهش آمدهاست،نخست آسمان و به یاری آسمان شادی آفریده شد ...یعنی پیش از موجودیت انسان. پس شادی از نخستین گاه آفرینش، با هستی همزبان ،همزمان وهمگام است . اینجا این موضوع روشن می شود كه شادی به نشانه ی درون مایه هستی از ویژگی های آفرینش است . مطرح شدن شادی بهعنوان یكاصل عمده دراین نظام فكری بسیار شایان نگرش است ، چرا كه شادی، نیك كرداری و پایه ی اعتماد آدمی است در زندگی. هرچند مرگ نقطهی پایانی آدمی قلمداد می شود ولی در همین ختم هم آغازی و وصلی هست یا به بیانی دیگر سیكل دیگری بر مبنای نظم گیهانی (اشا) می آغازد .اینچنیناست كه در آیین ایرانی بر مرگ تن مویه كردن روا نمی باشد ، چرا كه مویه و ماتم شگرد دیگر اهریمن است تا انسان را به ورطه بیزاری از هستیانداختهو از بار اعتمادش بكاهد . مویه خزان لحظه ی آدمی ، زنگ كركننده ای است كه حتا زمین را هم ناشاد می كند .

به همین دلیل باورمند به این بینش به ستایش و نیایش منش نیك و كار می ایستد تا در برابر تباهی و تاریكی و شیون و مویه پایداری كند .

منش نیك را می ستاییم ،

پایداری در برابر تاریكی را ،

پایداری در برابر شیون و مویه را . یسنا ۷۱ بند ۱۷

بازتاب چنین اندیشه ای را در هیژده سنگ نبشته ی شاهان هخامنشی ـ از داریوش بزرگ تا اردشیر سوم ـ به روشنی می توان دید:

بغ بزرگ است اهورا مزدا ،

او كه این بوم را آفرید ،

او كه این آسمان را آفرید

او كه شــــــــادی آفرید ،

مردم را .

بر مبنای چنین آموزشی است كه ایرانی می كوشد تا راستی را در كارهایش از میان نبرد ، باچشمانی روشن و پاك به زمین و خورشید و.... بنگرد . دستان را برای آبادانی بكار برد و از روی خرد بر دامنه ی روشنایی بیفزاید . برآمد نهایی چنین بینشی تبلور شادی است در جهانی كه به گفته یداریوششاه شاهان در نقش رستم : اهورامزدا آنرا زیبا آفریده است.

همه ی مزدا آفریده ها زیبا هستند و انسان بخشی از این زیبایی است و زایش او نیز سزاوار نیایش و شادی است از این جهت بنا به گزارش هردوت : ایرانیان نخستین مردمانی هستند كه زادروز خود را جشن می گیرند و به شادی می ایستند در این بینش زندگی و شادی همزاد و همراهند . جشنهابرآیند كار و آبادانی است و آبادانی روشنایی است .

جشن آتش

آتش اندر دل بهمن چه بود ، هست یقین/  شرری كش ز پدر در دل هموار بود

این سده آتش افروخته دارد ، كه درست / لاله رخ ، گرم اثر ، عاشق كردار بود

گر چه این آتش ما اندك و خردست ولی / هست مشتی كه نماینده خروار بود

آتش جشن سده آتش مهر وطن است / كاندرین ملك نخواهد كه شب تار بود

خرم است این سده و شادروان باد كه گفت / شب جشن سده را حرمت بسیار بود

دبیر سیاقی

افزون بر جشن سوری ، از سی و یك جشن سالیانه كه در هفتاد و سه روز برگــــــزار می شد سه جشن به پاس و بزرگداشت آتش است ، كه عبارتند از :

ــ سده

ــ آذرگان

ــ اردیبهشت گان

در سنگ نوشته های هخامنشی و پارسی باستان آترAtär گفته شده است ، در اوستا آتش به شكل آتر Ater و آثر Ather و آترAtr آمده است، درزبانپهلوی آتور Atur و Adur آتخش Atäxs نامیده شده كه درزبان پارسی امروزی آذر Azärیا آتش Atäshیا در برخی از گویش های محلی تش Täsh خواندهمیشود . .درباور هندوان Ageni خدای آتش است ، همین واژه در زبان كردی به شكل آگر Ager و در روسی اوگن  OroHb به چم آتش است .

آتش از آفریده های هفتگانه مادی است كه همچون " اخگری ازاندیشه آفریده شده و " بدو درخششی از روشنی بیكران " داد ه شده است » آنگونه تنی نیكو كه آتش را درخور است خویشكاری آتش در دوران اهریمنی ، پرستاری مردم كردن و خورش ساختن و از میان بردن سردی است. "۲

در سال شمار ایرانی روز دوم هرماه به نام امشاسپند اشاوهیشتا Asavehista یا اردیبهشت است كه در جهان مادی سرپرست آتش است وروزنهمهرماه  به نام ایزد آذر است كه در سنگ نوشته ی بیستون Asiyadiyaآورده شده »كه از واژه Atryadiya به معنای ماه پرستش آتش برگرفته شده است۳اعتبار آذر آنچنانست كه آنرا پسر اهورامزدا نامیده اند ۴ . هر دوروزیعنی دوم و نهم هر ماه از جشن های ماهیانه به شمارمی آیند ، كه روزهای پاسواحترام آتش است . البته باوجودی كه آذر پسر اهورا مزدا نامیده شد ه ، اماامروزه ، نام آذر بر دختران نهند «

چندی از نام های مردمان درفروردین یشت برگرفته ازواژه آتش است ، از آن جمله می توان از آترپات Aterpat یا آذرباد ، آترچیتر Aterecithraیا آذرچهر،آترخوارنه Aterexvarnah یا دارنده فر آذری ، آتردات Ateredata یا آذرداد یا آتش داد ، آترداینگهو Ateredäinghu یا از كشور آذر ، آترزنتو Aterezäntu یاناحیهی آتش ، آترسوه Ateresäväh یا دارنده سود آذر ، آترونوش Aterewänshä یا آذرنوش كه به چم دوست دارنده ی آتش است ، نام برد . استان آترپاتكانیاآذرپاتكان یا آذربایجان و شهر آذرشهر نیز از یادمان های نام آتشند .

دریسنا هات 17/11 از پنج آتش نام می برد:

آتش برزی سونگه Berezisävänghä كه آتش بهرام است

آتش وهوفریان Vohu fryanäبه چم دوستدار نیكی كه گرمای تن مردمان و چهارپایان است .

آتش وازیشتشت Urvazishtä بچم شادمانی دهنده تر كه در گیاهان هست .

آتش اوروازی Vazishtä بچم آتش درون ابرهاست » رعد و برق «

آتش اسپنیشت Spenishtä به چم آتشی است كه در گرزمان درپیش اهورامزدا فروزان است

استوره شناسی آتش

یكی از آیین های مردم هند و اروپایی جشن آتش است كه از گذشته ای دور تاكنون بر جای مانده است .درچگونگی پدید آمدن آتش ، میتولوژی یونانی پرومتـه را آورنده ی آن می داند . "بدینگونه كه زئوس خدای خدایان مردمان را ازآتش ، كه بنیادی آسمانی داشت محروم ساخته و زمین ومردمانرادچارتاریكی و سرماكرده بود . پرومته به جای گوشت ، استخوانهای گاو را به زئوس هدیه داد و آتش آسمان را پس از ربودن در ساقه رازیانه ای پنهان كرد ،بهزمین آورد و به انسان هـــــــدیه كرد وزمینه زندگی و تمدن بشر را سامان بخشید " ۵

شاهنامه پیدایش یا كشف آتش را به هوشنگ پیشدادی پیوند مـــی دهد و اندیشه را چنین می نمایاند :

یك روز هوشنگ با گروهی از یاران به سوی كوه می رفت ناگاه ماری » سیه رنگ و تیره تن و تیزتاز« ــ نماد اهریمن ــ پدیدار شد . هوشنگ دلیر و چالاك بهزور كیانی سنگی به سویش پرتاب كرد :

برآمد به سنگ گران سنگ خردهمان و همین سنگ گردید خرد

فروغی پدید آمد از هردو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

نشد مار كشته و لیكن ز رازپدید آمد آتش از آن سنگ باز

اهورامزدا برای رودرویی و پاسداری از زندگی آتش می آفریند ، این آتش به خار و خاشاك افتاد و فروزان گشت ، هوشنگ به ستایش می ایستد :

جهاندار پیش جهان آفرین نیایش همی كرد و خواند آفرین

كه او را فروغی چنین ایزدی پرستید باید اگـــــر بخــــــــــردی

شب آمد برافروخت آتش چو كوه همان شاه در گـــرد او با گــــروه

یكی جشن كرد آنشب و باده خورد سده نام آن جشن فرخنده كـــرد

زهوشنگ ماند این سده یادگار بسی باد چون او دگر شهـــــریار

مری بویس احتمال می دهد كه جشن سده باز مانده ای از دوره های ــ هنـــــــــــــد و اروپایی بدوی باشد ." سده جشن بزرگ ، افروختن آتش درهوایآزاد است كه جمیع اقوام هنداروپایی را به نیت نیرو دادن به آتش آسمانی خورشید به هنگام زوال و ضعف زمستانی آن برپا می كرده اند .از آنجا كهدركیش ایرانیان قدیم خورشید و آتش ژرفترین اهمیت و معنا را داشته اند ، انتظار می رود مادها و پارس ها ، این جشن را همراه خود به میهن نوین خود آوردهباشند"۶

كشف آتش یا انرژی نخستین انقلاب زندگی بشرست ، پس از این كشف فرهنگ و تمدن بشری سامان می یابد :

كز آباد كردن جهان شاد كرد

نخستین یكی گوهر آمد به چنگ / به دانش ز آهن جدا كرد سنگ

سرمایه كرد آهن آب گون / كزان سنگ خارا كشیدش برون

چو بشناخت آهنگری پیشه كرد / كجا زو تبر اره و تیشه كرد

چو این كرده شد چاره ی آب ساخت / ز دریا برآورد و هامون نواخت

به جوی وبه رود آب را راه كرد/ به فر كی ای رنج كوتاه كرد

چو آگاه مردم بران برفزود / پراكندن تخم و و كشت درو

بدان ایزدی فر و جاه و كیان / ز نخچیر گور و گوزن ژیان

جدا كرد گاو و خر و گوسپند/ بورز آورید آنچه بد سودمند

جهاندار هوشنگ با هوش گفت / بدارید شان را جدا جفت جفت

بدیشان بورزید و بدیشان خورید / همی باج را خویشتن پرورید

ز پویندگان هر كه مویش نكوست / بكشت وزایشان برآهیخت پوست

چو سنجاب و قاقم چو روباه گرم / چهارم سمور ست كش موی نرم بدینگونه از چرم پویندگان / ببوشید بالای گویندگان

اما پیش از دست یابی به آتش ، مردمان خوراكشان میوه و رخت شان برگ بود:

از آن پیش كاین كارها شد بسیج/ نبد خوردنی ها جز از میوه هیچ

همه كار مردم نبودی به برگ / كه پوشیدنی شان همه بود برگ

نام سده

درسال شمار ایرانی سال به دوبخش می شد زمستان بزرگ و تابستان بزرگ ؛ زمستان بزرگ دربرگیرنده ی ماه های آبان ، آذر، دی ، بهمنواسفندوتابستان بزرگ شامل بهاروتابستان می شد (از فروردین تا آخرمهر ).در نام نهی یا وجه تسمیه سده آورده شده است كه سد روز از زمستانگذشتهباشد. بنا بر این شمارش سه ماه آبان و آذر و دی به اضافه ی ده روز اول ماه بهمن . یعنی جشن سده در دهم بهمن برگزار شده و می شود كهبرابرستبا سی ام ژانویه

از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه سده ی فرخ روز دهم بهمن ماه فرخی

ازاول دی ماه تا دهم بهمن ، چله یاچهله بزرگ نامیده می شود.بیست روز آخر بهمن هم در فرهنگ مردم كوچه به چله كوچك معروف است . اوجسرماچهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله كوچك است كه به چار چار شهرت دارد.بنا به گزارش بیرونی سده یعنی پنجا ه روز و پنجا ه شب به نوروزمانده « (یعنی بیست روز بهمن به اضافه سی روز اسفند)۷، یا به تعبیر زیبای خراسانی ها : پنجاه به نوروز و سد به برداشت فراورده های كشاورزی ماندهاست .

روستاییان خراسانی به مدت سه روز یعنی از یازدهم تا سیزدهم بهمن به مناسبت جشن سده به شادی می پردازند . چرا كه سده بلندایسالشماریست كه از سویی نشان می دهد به نوروز جمشیدی پنجاه روز بیش نمانده و بزودی زمستان سیاه جای به بهار خواهد داد و از سویی دورنمایسدروزه ی برداشت خرمن را نمایان می سازد به همین دلیل پیش از فرارسیدن جشن از كوچك و بزرگ ، پیاده و سوار به كـــــوه و صحرا می روند وپشتههایی از خار و خاشاك به روستا آورده و پسینگاه روز دهم بهمن بر بلندترین بام خانه روستا گردآمده و بوته ها را روی هم انباشته كرده چون آفتابنهان گشت و شب روستا را زیر چادر خود كشید ، بزرگ خانواده آتش به خــرمن بوته ها می زند همین كه تابش آتش تاریكی را شكست داد ، فریادشادمانی كهنیایشی ساده و پاكست با پایكوبی و دست افشانی خواندن سرود سده آغاز می شود :

آی سده ، سده ، سده

سد به غله ، پنجه به نوروز

آی سده ، سده ، سده

سد به غله ، پنجه به نوروز

زنون بی شو ، چله به در شو(زنان بی شوهر عمرسرما تمام شد)

زنون شو دار ، به غم گرفتار (زنان شوهر دار غم دار آغاز كارند)

سد به غله ، پنجه به نوروز

دخترون دخنه ، دفكرجمئه ، (دختران درخانه به فكر رخت نوروزی هستند(

نوروز بی یمه )نوروز آمد(

سد به غله ، پنجه به نوروز

دخترون د خنه بر شو منله (دختران در خانه برای شوهر می نالند)

سد به غله ، پنجه به نوروز

سده در پشت دالو ، (سده در پشت دالان كمین كرده است)

بمیرن غله دارو (محتكرین از غصه بمیرین ، چون دیـــگر نمی توانند احتكار كنند)

سده ، سده ی ما ، میشود گله ی ما ) تعداد گوسفندان و گله مابه سد می رسد)

پس از آنكه تابش آتش در پشت بام ها فروكش كرد، صحرا میدان بروز شور و هیجان جوانان می شود . مـــی خوانند و بـــــــــوته های فـــــــــروزان  بهطنـــاب بسته را به دور سر می چراخانند . سالمندان به گرد آنان نشسته و تماشگر شادی و شادمانیند چون باور دارند كه « تماشای سده سوزی وآتشسده موجب تندرستی و بهروزی است ، با آتش سده به روی زمین ، سختی های زمستانی كاهش پیدا می كند و زمین نفس می كشد و زندگیبهاریآغاز می شود این جشن سه روزه با شادی و امید پایان می یابد و خاكستر آتش سده بر پشت بام ها باقی می ماند چرا كه باور هست اگر باران بباردو آب خاكستر آتش سده را بشوید سال خوبی در پیش است » .۸

زرتشتیان و جشن سده

زرتشتیان در هر شرایطی جشن ها ی باستانی را برگزار كرده و می كنند از جمله آیین جشن ســده را همچون دیگر یادمان های نیاكانی نگهبانی و برپامیدارند ازسده سوزی در كرمان تا هیرم بو Hirom bow زرتشتیان شریف آباد یزد از كوشك ورجاوند كرج تادر هر گوشه از این جهان پهناور كه باشندمسئولیتخود را فراموش نمی كنند .

زنده یاد صادق هدایت دركتاب نیرنگستان كه در سال ۱۳۱۲خورشیدی به چاپ رساند سده سوزی در كرمان راچنین گزارش كرده است: «سدهسوزیجشنی است كه هنوز زرتشیتان كرمان به یادگار جمشید و آیین های ایران باستان می گیرند و برای این كار موقوفاتی در كرمان در نظر گرفته اند . پنجا هروز به نوروز خروارها بوته و هیزم درمنه در گبر محله باغچه بوداغ آباد گرد می آورند . جنب این باغچه خانه ای هست مسجد مانند و موبدان موبد ازبزرگانشهر و حتا خارجی ها را دعوت شایانی می كنند . در این آیین شراب و شیرینی و میوه زیاد چیده می شود و اول غروب آفتــــــــــــاب دو نفر موبد دولالهروشن می كنند و بوته ها را با آن آتش می زنند و سرود ویژه می خوانند هنگامی كه آتش زبانه می كشد همه ی میهمانان كه بیش از چندین هزار نفرمیشوند با فریادهای شادی دور آتش می گردند و این ترانه را می خوانند :

سد به سده ، سی به گله پنجاه به نوروز

شراب می نوشند و میان هلهله ی شادی جشن تمام می شود . در كرمان همه ی مردم منتظر سده سوزی هستند و اهمیت كشاورزی دارد ».

همانطور كه زنده یاد هدایت درباره ی این آیین باستانی نوشته است، هم اكنون پنجاه سالی می شود كه این آیین باستانی را زرتشتیان كرمانپنجاهروزپیش از نوروز در محل شاه مهر ایزد یا باغچه بداغ آباد برگزار می كنند. نا گفته نماند كه در پنجاه سال اخیر شكوه جشن ها به دلیل كاهش سختگیریهای محیطی افزونی یافته است.

درپسین گاه چند تن از موبدان زرتشتی با رخت وكلاه سپید ، دست در دست یكدیگر در حالی كه آتش نیایش را زمزمه می كنند به گرد توده بزرگ بوتههایخار كه به اصطلاح محلی درمون  dormun می گویند سه مرتبه كه یاد آور اندیشه و گفتار و كردار نیك است می چرخند و یكی از آنها با لاله روشنی كهدردست دارد در مسیر وزش باد بوته ها را آتش می زند. در ضمن در آتشدان ها اسپند و كندر یا به گفته ی شیرازی ها بو خوش یا بو خش buxash میریزندجشن ها همیشه با آهنگ های شاد موسیقی همراه است ,در این روز آش ویژه و نان سیروگ sirug نذر می شود. .

از سال ۱۳۴۸ آیین جشن سده با شركت هزاران نفر همزمان با بزرگداشت این جشن در کرمان ، یزد ، اهواز شیراز و... در باغ کوشک ورجاوند واقعدرکیلومتر ۱۴ جاده کرج برگزار می گردد ، همچنین تورهایی از سال ۱۳۸۰ تشكیل شده كه گردشگران خود را به مدت سه روز از تهران به یزد و كرمان میبرندكه در روز سوم تماشگر آیین سده سوزی كرمان می شوند . نكته شایان توجه در این موضوع پیوند مشترك مردم یك پارچه ی ما در ارج به میراثهایفرهنگی است . اگر چه زرتشیان میزبانند وبرگزار كننده ی جشن و ریتوال ها اما آیین های ملی به همه تعلق دارند به همین دلیل همگان شركتمیكنند ، شركت همگان فروزش آتش را دو چندان می كند و به آن جاودانگی می بخشد.

این فروغ آتشی كه زمینه ی تمدن بشری را فراهم ساخت هر نامی كه درهر فرهنگ وسرزمینی داشته باشد در خورستایش است چه آنرا پرومته بهزمینآورده باشد، چه هوشنگ پیشدادی به آن دسترسی پیدا كرده باشد و چه برگزاری آیین این فروغ جاودانه در فرهنگ ایران زمین از روزگار هوشنگتاكنونباقی مانده و آتش فروزان آن دردل شب های سیاه زمستانی آنچنان جــلوه گرست كـــــه به گفته ی عنصری

گر از فصل زمستان است بــــهمن چرا امشب جهان چون لاله زارست

بنابه گزارش فردوسی، زرتشت با مجمری از این فروغ جاودانه كه نشانواره ی خردست ، نخستین باربه دیدار گشتاسب كیانی می رود:

یكی مجمر آتش بیاورد بازبگفت از بهشت آوریدم فراز

داریوش سوم بی هیچگونه دودلی نشان می دهد كه مرگ او ، نقطه پایانی فرهنگ ایران زمین نیست بلكه دخترش بیاراید این آتش زردهشت

یكی پروده ی شهریاران بود به رای افسر نامـــــداران بـود

مگر زو ببینی یكی نامدار كـــــــجا نو كند نام اسفنــــدیار

بیاراید این آتش زردهشت بگیرد همی زند واستا به مشت

نگهدارد این فال و جشن سده همان فـــر نـــــــــوروز و آتشكده

و این همان آتشی است كه رند شیراز به آن چنین باور دارد که :

آن آتشی كه نمیرد همیشه در دل ماست

زرتشیان را به آتش پرستی متهم می كنند ، اما چنین نیست ، نیایش سوی زرتشتیان روشنایی است و همانگونه كه توران شهریاری از قول آتشگفتهاست معنا و تعبیر را در فراسو ی كوته اند یشی ها ببینیم

گو مرا بهدین نیایش می كندجان هستی را نیایش می كند

در سخن پایانی جشن سده بر همگان فرخنده بادا ، امید كه در راستای نور خرد و دانایی، به شادمانی رهپوی تازه سازی جهان باشیم. همازوربیم

در هم چو روزی محترم ، در هم چو جشنی محتشم

باید شمردن مغتنم ، بر خیز مارا » می « بده

روزی خوش دلكش بود ، چون گفتگو ز آتش بود

آبی چو آتش خوش بود ، مخصوص در آتشكده

مجدالاسلام كرمانی

در اینجا من به نام یك زرتشتی با باور به انسان و خردش در برابر آتش به مهر می ایستم و زمزمه می كنم :

درود به تو ای آتش ،

ای بر ترین آفریده ی سزاوار ستایش اهورامزدا،

به خشنودی اهورا مزدا.

راستی بهترین نیكی است ،

خرسندی است ،

خرسندی براى كسی كه راستی را برای بهترین راستی بخواهد (۳بار)

افروخته باش در این خانه ،

پیوسته افروخته باش در این خانه ،

فروزان باش در این خانه ، تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه .

به من ارزانی ده ای آتش ، ای پرتو اهورامزدا ،

آسایش آسان ، پناه آسان ، آسایش فراوان ،زندگانی فراوان ، فرزانگی ، افزونی ،

شیوایی زبان و هوشیاری روان

و پس از آن خرد بزرگ و نیك و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه ،

استواری ، هوشیاری و بیداری ، فرزندان برومند و كاردان ،

كشورداری و انجمن آرا، بالیده، نیك كردار ، آزادی بخش و جوانمرد،

كه خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و كشور مرا آباد سازند

و انجمن برادری كشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند

راستی بهترین نیكی است ،

خرسندی است ،

خرسندی براى كسی كه راستی را برای بهترین راستی بخواهد. (۳بار)

سرچشمه ها

-۱مهرداد بهار ، پژوهشی در اساتیر ایران ، پاره نخست ، رویه 98. ـ

-۲همان رویه 29

3ـمری بویس ، تاریخ كیش زرتشت جلد دوم هخامنشیان رویه 42

4ـ یسنه 2 بند 12

- Hans Biedermann , Symbol lexikonet , s 328- 5

6ـ مری بویس همان.7 ـ بیرونی التفهیم به تصحیح همایی رویه 257 .

8ـ ابراهیم شكور زاده ، عقاید مردم خراسان رویه 111.

*شعرهای فردوسی از شاهنامه چاپ مسكو .

* هر چه از اوستا سود جسته شده است ازاوستا كهن ترین سرودها و متن های ایرانی گزارش وپژوهش دكترجلیل دوستخواه است.
 

آخرین بروز رسانی ( ۲۹ فروردين ۱۳۸۹ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-9.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com