FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow تاریخی-فرهنگی arrow جستار های تاریخی-فرهنگی arrow عدم مشروعیت تبدیل ماههای قمری به شمسی در اسلام
عدم مشروعیت تبدیل ماههای قمری به شمسی در اسلام چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرامرز دادرس   
۳۱ تير ۱۳۸۶

از آغاز پیدایش ادیان ابراهیمی و دین اسلام در کتابهای مقدس این ادیان مخالفت آشکار خود را با قانونمندی های طبیعی و سرشت آدمی و دیگر  امور  روزانه مردم گوناگون جهان به روشنی  نمایان می کنند؛ آنچه که در باره « عدم مشروعیت تبدیل ماههای قمری به شمسی» می گویند خود نشانه خودخواهی و نا بخردی این گروه می باشد؛ آنان همواره در تلاش دگرگونی نظم کائنات و قانونمندی های طبیعی و کار های روزانه مردمان به شیوه خود می باشند .

در بخش سوم کتاب رساله نوین نوشته« علامه ‌آیه ‌الله‌ حاج ‌سید محمّد حسین‌ حسینی طهرانی  از کتابهای مراکز علمیه اسلامی در ایران» می خوانیم:«و بنا بر این در شرع انور اسلام هم تاخیر حرمت ماههاى حرام از محل خود حرام است، و هم تاخیر آداب و احكام و دستوراتى كه در زمانهاى مشخص همچون ماه رمضان براى روزه و ماه ذو الحجة براى حج مقرر شده است.و علیهذا تبدیل ماههاى قمرى به ماههاى شمسى و تبدیل سالهاى قمرى به شمسى بهیچوجه من الوجوه جایز نیست.»حال ببینیم آیت الله ،برای دفاع از سخنان نا سره خود مانند همیشه از چه ترفند های شناخته شده آخوندی- اسلامی بهره می گیرد.می گوید:«مسلمان نمى‏تواند روزه رمضان را در شوال و یا یكى از ماههاى معتدل دیگر بگیرد و به جهت اعتدال هوا و كوتاه شدن روزها در فصل زمستان آن را بجاى آورد، یعنى نمى‏تواند روزه خود را به حساب سالها و ماههاى شمسى قرار دهد.»بایسته است  گفته شود ، هیچ کس از مسلمانان نمی خواهد که روزه خود در ماه دیگری بگیرند،آنها که به این مراسم تازی پای بند می باشند تا روشن شدن افکارشان می توانند مانند گذشته این مراسم را در ماه تازی رمضان اجرا نمایند ، گذشته از  آن آیت‌الله فراموش کرده که این گاه شماری مرده ریگ یهودیان است که به تازیان رسیده  است، و بر پایه گردش ماه بدور زمین می باشد، با این گردش هر سال ماه های تازی نیز به گردش در می آیند، و هر بار این مراسم اسلامی در برابری با فصل های طبیعی جهان پس افتاده و می بینیم که این رمضان مبارک نیز هر باربه چرخش در آمده وگاهی با زمستان و پاییز وگاهی با بهار و تابستان برابر میشود ،که این خود ابزار سردر گمی مریدان میباشد. آیت الله می گوید:«مسلمان نمى‏تواند حج ذو الحجه خود را در محرم و یا یكى از ماههاى معتدل دیگر به جهت تناسب هوا و فروش ا متعه و امور اعتباریه و مصالح مادیه و دنیویه خود، در فصل بهار و یا پائیز قرار دهد، یعنى نمى‏تواند حج‏خود را به حساب سالها و ماههاى شمسى بجاى آورد.و همچنین نسبت‏به سایر تكالیف از واجبات و مستحبات و محرمات و مكروهات و همچنین نسبت‏به احكام اجتماعیه و سنت‏هاى اعتباریه و آداب و رسوم و عاداتى كه در جامعه با آن مواجه است.» آیت الله نمی داند ، که در عربستان مهد اسلام نیز، دین اسلام در زیر چیرگی قانونهای طبیعت است، و به هر روی گریزی از قانو نمندی های طبیعی نیست، و این حج های تمتع و عمره نیز همیشه در حال گردش می باشند، و مومنان نیز به همراه آنان در گردش بدور خود ، و این مراسم اسلامی در درازای تاریخ نیز با تمام ماه های خورشیدی و  فصل های طبیعی سال برابر شده است ، اما در گردش و نظم کائنات نیز کاستی پدید نیامده وآسمان بروی زمین نیفتاده است.تاریخ إسلام، تاریخ قمری استآیت الله می گوید :«مسلمان نمى‏تواند سال شمسى را ملاك و میزان براى اعمال و تاریخ خود معین و مقرر دارد، زیرا كه در قرآن مجید با صراحت‏ سال مسلمان را سال قمرى قرار داده، و ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فى كتاب الله یوم خلق السموات و الارض منها اربعة حرم را اعلان كرده است.این آیه از چند جهت صراحت دارد بر آنكه سال‏ها و ماههاى رسمى اسلامى سالها و ماههاى قمرى است:اول - از جهت لفظ منها اربعة حرم زیرا از ضروریات است كه اسلام هیچ ماهى را از ماههاى حرام قرار نداده است، مگر چهار ماه از ماههاى قمرى را كه ذوالقعدة و ذوالحجة و محرم و رجب مى‏باشند.و این چهار ماه، از ماههاى قمرى است نه شمسى.دوم - از جهت لفظ عند الله. و سوم - از جهت لفظ فى كتاب الله یوم خلق السموات و الارض.چون این قیود دلالت دارند بر آنكه این ماهها ابدا قابل تغییر و اختلاف نیستند، و با وضع و جعل و امور قرار دادى سر و كار ندارند، زیرا این ماهها در نزد خداوندى كه علم و احاطه او لا یتغیر است، چنین است، و در كتاب خدا در روزى كه آسمان‏ها و زمین را آفریده است چنین بوده است.پس در حكم نگاشته شده در كتاب تكوین و در قانون نوشته شده در دفتر خلقت اینطور بوده است، و لا معقب لحكمه تعالى.و معلوم است كه ماههاى شمسى به هر صورت و به هر عنوان و از هر تاریخى كه باشد، ماههاى قراردادى است كه بر اساس حساب منجم و زیاده و كمى‏هاى اعتباریه و وضعیه بدین صورت در آمده است.اما ماههاى قمرى در آن وقتى كه خداوند آسمان و زمین را خلقت كرد، همینطور بوده است.یعنى به ابتداى رؤیت هلال به خروج از محاق و تحت الشعاع شروع مى‏شده، و به محاق و دخول تحت الشعاع پایان مى‏یافته است.و الشمس تجرى لمستقر لها ذلك تقدیر العزیز العلیم و القمر قدرناه منازل حتى عاد كالعرجون القدیم لا الشمس ینبغى لها ان تدرك القمر و لا اللیل سابق النهار و كل فى فلك یسبحون (آیه 38 تا 40 از سوره 36: یس) «و خورشید بر مدار معین خود پیوسته در حركت و گردش است، اینست‏حكم خداوند مقتدر و دانا.و ماه را ما در منزل‏هاى مختلف به سیر و گردش در آوردیم تا عاقبت (كه آخر ماه نزدیك و محاق مى‏شود) همانند شاخه زرد و لاغرى در آید، نه در سیر و گردش منظم جهان آفرینش، خورشید را چنین توان و قدرتى است كه به ماه برسد و او را دریابد، و نه مى‏تواند شب بر روز سبقت گیرد، و هر یك از این خورشید و ماه و از این شب و روز در مدار معین و مقرر پیوسته در حركت و شناورند.» ماههاى قمرى حسى و وجدانى است و ابتدا و انتهاى مشخصى در عالم تكوین دارد، به خلاف ماههاى شمسى كه قراردادى و اصطلاحى است، و اگر چه فصول اربعة و سال‏هاى شمسى هم تقریبا حسى است، لكن ماههاى دوازده‏گانه كه داراى اصل ثابتى هستند فقط ماههاى قمرى است.»چرا آیت الله گردش ماه را حسی و وجدانی، و گردش خورشید را قراردادی و اصطلاحی، و در پی آن ، تقریباً حسی می نامد؟مگر جز این است که بر پایه باور های مسلمانان تمامی کائنات به دست ‌الله ساخته شده اند؟ چگونه است که این ‌الله از روش کار این دست ساخته های  خود ناآگاه می باشد؟ و نمی داند این خورشید است که سرچشمه روشنایی و گرمی و  ادامه زندگی آدمیان در این جهان است؛ و مسلمانان نیز این گروه ستارگان را بنام  خورشیدی  می نامند، اگر جز این بود بایستی ( منظومه قمری) نامیده می شد.

 فردوسی بزرگ می گوید:

ز یــاقـــوت ســرخـــســت چـــرخ كــبـــود

نه از آب و گـــرد و نــــه از بـــاد و دود

بـه چـنـدیـن فـروغ و بــه چــنــدیــن چــراغ

بـیـــاراســـتـــه چـــون بـــه نـــوروز بــاغ

روان انـــــدرو گـــــوهــــــر دلــفــــروز

كـــزو روشـــنـــایـــی گـــرفـــتـــســـت روز

ز خــــاور بــــرآیــــد ســـوی بــــاخـتــر

نـبـــاشـــد ازیـــن یـــك روش راســت تــر

 آیت الله در دنباله می گوید:«و از جمله آیاتى كه صراحت در لزوم تاریخ قمرى دارد، همانطور كه ذكر شد آیه 5 از سوره 10: یونس است:هو الذى جعل الشمس ضیاء و القمر نورا و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب .«خداوند است آنكه خورشید را نوردهنده، و ماه را نورانى آفرید، و ماه را در منزلگاههاى مختلفى به حركت و گردش در آورد، تا شما شماره سال‏ها و حساب امور خود را از آن بدانید» .چگونه ‌الله نمی داند که ماه نورانی نیست، و پرتو ماه را که آدمی از زمین می بیند، باز تاب پرتو خورشید است که به آن می تابد، و هم اکنون کیهان نوردانی که به آسمان رفته اند می گویند که، پرتو افشانی زمین چند برابر ماه است و از آن نیز عکس و فیلم تهیه کرده اند، و زمین نیزاین پرتورا از خورشید می گیرد.آیت الله می افزاید: « معلوم‌ است‌ كه‌ از اشكال‌ مختلف‌ ماه‌ بر آسمان‌ همچون‌ هلال‌ و تربیع‌ و تثلیث‌ و تسدیس‌ تا در شب‌ چهاردهم‌ به‌ شكل‌ بَدْر یعنی‌ دایرة‌ كامل‌ درآمدن‌ ، و سپس‌ رو به‌ نقصان‌ گذاردن‌ ، مردم‌ می‌توانند بدون‌ منجّم‌ و نیازمند بودن‌ به‌ أهل‌ حساب‌ ، در هر نقطه‌ از خشكی‌ و دریا ، و در هر زمین‌ از كوه‌ یا بیابان‌ به‌ مجرّد رؤیت‌ هلال‌ و أطوار مخلتفة‌ آن‌ ، در طول‌ ماه‌ قمری‌ حساب‌ خود را داشته‌ باشند. و این‌ از اختصاصات‌ ماه‌ قمری‌ است‌ نه‌ شمسی‌ . فلهذا با اینكه‌ لفظ‌ شمس‌ در این‌ آیه‌ آمده‌ است‌ ، ولیكن‌ گردش‌ ماه‌ را سبب‌ محاسبه‌ و تقویم‌ قرار داده‌ است‌ .» مگر همین ‌الله نیست که پدید آورنده کائنات وهمچنین قطب های شمال و جنوب است؛ چگونه در این آیات میگوید در هر نقطه از خشکی و دریا،ودر هر زمین از کوه یا بیابان، آدمیان متوانند  ماه را در همه حال ببینند ،این الله چگونه نمی داند که در قطب های زمین ششماه شب و ششماه روز می باشد و در ششماه روز ماه را نمی توان بدون ابزار ویژه دید.آیت الله پافشاری می کند و میگوید:و از جملة‌ آیات‌ آیة‌ 189 از سورة‌ 2: بقره‌ است‌: یسْئَلُونَكَ عَنِ الاْهِلَّةِ قُلْ هِی مَواقِیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ .«ای‌ پیامبر از تو دربارة‌ علّت‌ اشكال‌ مختلف‌ هلال‌ (كه‌ به‌ أطوار گوناگون‌ بر فراز آسمان‌ پدیدار می‌شود) چون‌ بپرسند (درپاسخ‌) بگو این‌ اختلاف‌ أشكال‌ ماه‌ را خداوند به‌ جهت‌ تعیین‌ اوقات‌ مردم‌ و تاریخ‌ آنها و برای‌ أمر حجّ قرار داده‌ است‌.» در اینجاست که از ‌الله  بار دیگر یک  اشتباه علمی و تاریخی سر می زند، و فراموش می کند که میلیونها  و شاید میلیارد ها سال پیش از پیدایش دین اسلام در شبه جزیره عربستان، این جهان هستی بوجود آمده و در آن زمان گفتگویی  از مراسم حج در میان نبوده است ، و آدمیان غار نشین  با گاه شماری و اینگونه مراسم بیگانه بوده اند.فردوسی بزرگ می گوید:

وز آن پــس چــو جــنــبــنــده آمـــد پـــدیـــد

هــمــه رســتــنــی زیــر خـــویـــش آوریـــد

خـــور و خـــواب و آرام جـــویـــد هـــمــــی

وز آن زنـــدگـــی كـــام جــــویــــدهــــمــــی

ز خــــاك و ز خــــاشــــاك تــــن پـــــرورد

نـــه گـــویـــا زبـــان و نـــه جـــویـــا خــــرد

نـــدانـــد بـــد و نـــیـــك و فـــرجـــام كـــار

نـــخـــواهـــد ازو بـــنـــدگــــی كــــردگــــار

تاریخ همه مسلمین جهان باید هجری وقمری باشدآیت الله می گوید:«تاریخ‌ شمسی‌ امی‌ قرار دادن‌ ، خلاف‌ نصّ قرآن‌ و خلاف‌ سنّت‌ نبوی‌ و سیرة‌ أئمة‌ طاهرین‌ و علماء اسلام‌ ، بلكه‌ خلاف‌ منهج‌ راستین‌ تمام‌ مسلمانان‌ است‌ .و ثانی: موجب‌ تفكیك‌ دین‌ از سیاست‌ ، و إمضاء اعمال‌ عبادیه‌ طبق‌ تاریخ‌ قمری‌ شرعی‌ و احكام‌ اجتماعیت‌ و شئون‌ كشوریه‌ و سیاسیه‌ طبق‌ تاریخ‌ شمسی‌ می‌گردد ، و این‌ از مصادیق‌ واضح‌ تفكیك‌ دین‌ از سیاست‌ ، و موجب‌ انزوای‌ دین‌ و انحصار آن‌ به‌ امور شخصیه‌ و فردیه‌ خواهد شد .» در اینجاست که مخالفت دین اسلام با خرد گرایی ، دانایی ، آزادی و حکومت مردم سالاری، بخوبی نمایان می شود ،و این همه بازی با واژه های ناشناخته تازی برای پارسی زبانان تنها به هدف نگاه داشتن مردم در نادانی و  نا اگاهی وحکومت بر آنان؛ و رو در رویی با حکومت غیر دینی که خواسته مردمان خردمند جهان است می باشد.آیت الله می گوید:« و ثالث: موجب‌ تعطیل‌ كتابها و تواریخ‌ نوشته‌ شده‌ ، و قطع‌ رابطة‌ نسل‌ خَلَف‌ با سَلَف‌ صالح‌ است‌ ، زیرا از زمان‌ صدر اسلام‌ تا كنون‌ در تمام‌ كتب‌ تفاسیر و احادیث‌ و تواریخ‌ و تراجم‌ و حتّی‌ در كتب‌ علمیه‌ همچون‌ نجوم‌ و ریاضی‌ و هیئت‌ و فقه‌ و غیرها ، تواریخ‌ وقایع‌ و حوادث‌ بر اساس‌ سالهای‌ قمری‌ و ماههای‌ قمری‌ آمده‌ است‌ ، نه‌ هزاران‌ بلكه‌ میلون‌ها كتابی‌ كه‌ در دورة‌ حكومت‌ مسلمین‌ در حیطة‌ قلمرو آنان‌ آنان‌ به‌ رشتة‌ تحریر درآمده‌ است‌ چه‌ به‌ زبان‌ عربی‌ و چه‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ و تركی‌ و هندی‌ و آفریقائی‌ و اروپائی‌ شرقی‌ همه‌ و همه‌ مستند به‌ تاریخ‌ هجری‌ و سنوات‌ و شهور قمری‌ است‌ ، اینك‌ اگر از این‌ به‌ بعد مبدأ تاریخ‌ را شمسی‌ بگذارند ، آیا در انزوا درآوردن‌ آن‌ كتابها و قطع‌ رابطة‌ این‌ نسل‌ با فرهنگ‌ اصیل‌ اسلامی‌ در قرون‌ و اعصار گذشته‌ نیست‌ ؟» آیت الله برروی زمین از تعطیل کتابها و تواریخ  می گوید، واز بریده شدن پیوند مردمان کنونی با نیاکان خود سخن سر می دهد، ایشان هنوز بر این باور است که از پیدایش این جهان و مردمانش و همه دستاورد های فرهنگی و علمی ،و هم چنین تاریخ تمدن مردمان این جهان هزار و چهار صد سال می گذرد؛ همان گونه که یهودیان آغاز پیدایش جهان را 5764 سال می پندارند. آیت الله فراموش کرده است ، پیروان همین دین مبین بودند که پس از یورش به ایران و دیگر کشور های متمدن آن روزگار، به دست آویز اینکه در  کتاب قران از همه علوم، قوانین و روشهابرای آدمیان سخن گفته شده ،و این کتاب تا پایان دنیا پاسخگوی نیاز های آدمی است، دست به ویران کردن کتابخانه ها و آتش زدن کتابها و نسک های علمی زدند، وبا آتش آنها تنور ها را روشن کردند و یا آنها را به آب شستند ،و هدف آنان از این کار های نابخردانه همانا  اجرای دستورات کتاب منزل آسمانی شان و سفارش  پیامبر و پیشوایانشان بود. حال ایشان از علم ،تاریخ ، فرهنگ ونیاکان سخن می گوید.پس چگونه است که این همه مردمان کشور های کافر و نا مسلمان که با تاریخ و گاه شماری ترسایی، و دیگر و با دبیره های لاتین، و جز اینها، به این همه پیشرفت های فرهنگی و علمی دست یافته اند؟ و جهان اسلام عقب افتاده و در جهل  و نادانی و خرافه دست و پا می زند. آیت الله میگوید:«برگرداندن‌ تاریخ‌ قمری‌ به‌ تاریخ‌ شمسی‌ بی‌ شباهت‌ به‌ برگردانیدن‌ خطّ اسلامی‌ به‌ خطوط‌ أجنبی‌ نیست‌ ، بلكه‌ از متفرّعات‌ همان‌ أصل‌ ، و از شاخه‌های‌ پرورش‌ یافتة‌ همان‌ ریشه‌ است‌ .»آیت الله خط تازی را خط اسلامی می نامد ،و ناآگاهی وی از تاریخ عربستان و خاور میانه  بخوبی نمایان میشود، این نشانه خدا بر روی زمین  هنوز نمی داند که زبان و خط تازی، شاخه ای اززبان و خطوط منطقه خاور میانه می باشد ،که عبارتنداز: عبری، آشوری، فینیقی، کلدانی، سریانی و عربی،...که به زبان و خط سامی شناخته شده اند زبان های بالا با چند زبان نزدیک به آنها در شاخه ی بزرگ تری بنام زبان های سامی و حامی قرار می گیرند؛ که در چند بخش از خاور میانه گفتگو می شوند، و پیشینه ی بسیار دراز تر از اسلام دارند. و در سده گذشته کشور ترکیه و بسیاری از کشور های مسلمان قفقاز، خط خود را از تازی به خط لاتین و سیرلیک تغییر داد ند ،و به کیان اسلامی آنها نیز خللی وارد نشد. چه بسا با پیشرفت تکنولوژی نوین کامپیوتری در جهان امروز، از جایگاه بهتری در برابری با دیگر کشور های اسلامی برخوردار باشندآیت الله میگوید:« و رابع: موجب‌ عدم‌ اتّحاد مسلمانان‌ در دنیاست‌ ، زیرا همة‌ مسلمین‌ بنا بر آنكه‌ تاریخشان‌ قمری‌ بوده‌ باشد ، در اینصورت‌ موجب‌ اختلاف‌ تاریخ‌ ما با آنان‌ است‌ ، و اگر آنها هم‌ هر یك‌ برای‌ خود راهی‌مختصّ به‌ خود را پیش‌ گیرند و تاریخی‌ شمسی‌ خواه‌ هجری‌ یا مسیحی‌ و یا زردشتی‌ و یا كورشی‌ و غیرها را انتخاب‌ كنند ،  فَیالَلاسف‌ بهذه‌الطّریقة‌ كه‌ درست‌ در جهت‌ مخالف‌ راه‌ و روش‌ پیامبر اكرم‌ ، و موجب‌ تشعّب‌ و تفرّق‌ جامعه‌های‌ مسلمان‌ ، و گسیختگی‌ و از هم‌ دررفتگی كیان‌آنهاست‌ .تاریخ‌ از اُمور اصولیة‌ احكام‌ اسلامی‌ است‌ ، و اتّحاد مسلمانان‌ در تاریخ‌ موجب‌ اتّحاد آنان‌ در فرهنگ‌ رسول‌ اللهی‌ ، و اختلاف‌ آنان‌ در تاریخ‌ موجب‌ تفرقه‌ و تشتّت‌ است‌ .»آیت الله از چه اتحادی گفتگو می کند،از جنگ حیدری و نعمتی یا شیعه های شش و هشت و دوازدهامامی و علی الهی، و درویشان و بسیاری دیگر گروههای سنی؛ حنفی ، حنبلی،مالکی، ،شافعی،وهابی و جز اینها...آیت اله اگر با این ضرب المثل عرب که می گوید« مسلمانان توافق کرده اند که هیچ وقت به توافق نرسند» آشنا بود، دیگر گفتگو از اتحاد مسلمانان در دنیا نمی کردند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

آیت الله میگوید:« كفّار و أجانب‌ برای‌ آنكه‌ بر هدف‌ خود فائق‌ گردند ،  تا توانستند اهل‌ هر كشور را به‌ ملیت‌ و آداب‌ و رسوم‌ قومیت‌ و محبّت‌ به‌ وطن‌ ، كه‌ منظور همان‌ حدود مشخّصه‌ای‌ بوده‌ است‌ كه‌ خود آنها دور میز نشسته‌ و تعیین‌ كرده‌اند دعوت‌ كردند . و با روزنامه‌ها ، و رادیوها ، و سینماها ، و تسلّط‌ بر معارف‌ و فرهنگ‌ مردم‌ به‌ وسیله‌ مدارس‌ و دانشگاهها ، و تأسیس‌ دانشگاههای‌ مستقلّی‌ فقط‌ برای‌ حفظ‌ نمودن‌ آداب‌ و ملیت‌ هر قومی‌ كه‌ جز الفاظی‌ توخالی‌ چیزی‌ نیست‌ ، و جز افتخار و مباهات‌ بر استخوان‌ خشك‌ نیاكان‌ ، و تنافس‌ در مقداری‌ كاسه‌ و كوزه‌ شكسته‌ به‌ عنوان‌ آثار ملّی‌ ، و جمع‌آوری‌ و نگهداری‌ از آنها در موزه‌های‌ مجلّل‌ چیزی‌ به‌ دست‌ نمی‌دهد مردم‌ را سرگرم‌ كردند .ایرانیان‌ را دعوت‌ به‌ آداب‌ و رسوم‌ زردشتی‌ و إحیاء زند و أَوِستا ، و تعریف‌ و تمجید بی‌حد و حساب‌ از شاهنامه‌ فردوسی‌ ، و بیان‌ افسانه‌های‌ كورش‌ و داریوش‌ و سیروس‌ و رستم‌ زال‌ نمودند .ما با چشم‌ خود می‌دیدیم‌ كه‌ در شب‌ چهارشنبه‌ سوری‌ از روی ‌آتش می‌پریدند و نوروز و مهرجان‌ را محترم‌ می‌شمردند ، و روز سیزده‌ را نحسن‌ و سیزده‌ بدر می‌رفتند ، و هزاران‌ قصّه‌ و افسانه‌های‌ سرگرم‌ كنندة‌ دیگر كه‌ جزو دستورات‌ سیاسی‌ طبقة‌ حاكمه‌ بود ، كه‌ با مصارف‌ هنگفتی‌ می‌باید در این‌ كشور اجرا گردد .» آیت الله، مهر به میهن را خوار می شمارد، اما مگر نمی گویند که محمد پیامبر مسلمانان گفته است،« حب الوطن من الایمانة»؟ .ایشان فرهنگ، آداب و ملیت هر قومی را جز الفاظی تو خالی نمی داند، و  افتخارات ملی را استخوان خشک نیاکان، و ماندگانهای تاریخی را مقداری کاسه و کوزه شکسته و ابزار سرگرمی مردم می نامد .و شاهنامه فردوسی را کوچک می شمارد، اما خود برای تاختن و یورش به تاریخ و فرهنگ با شکوه ایران و پخش و گسترش خرافه گویی و تازی پرستی از زبان همان فردوسی بزرگ ، پارسی در ی بهره می گیرد .آیت الله می گوید:« لُغت‌ قرآن‌ را كه‌ زبان‌ اوّل‌ هر مسلمان‌ است‌ لغت‌ أجنبی‌ خواندند ، و تعلیم‌ و تدریس‌ لغت‌ و زبان‌ و دستور عربی‌ را در مدارس‌ به‌ سرحدّی‌ تنزّل‌ دادند كه‌ در حدّ حكم‌ عدم‌ بود ، ولی‌ لغات‌ أجنبی‌ و لغات‌ غیر مأنوسه‌ای‌ را از كتاب‌ اوستا می‌یافتند و با هزار برهان‌ و دلیل‌ می‌خواستند به‌ جای‌ آن‌ لغات‌ مأنوس‌ و شیرین‌ عربی‌ به‌ كار برند . و برای‌ وزارت‌ معارف‌ ، فرهنگستان‌ تشكیل‌ دادند ، و در آن‌ جز این‌ روش‌ اسلام‌ زدائی‌ و غرب‌ گرائی‌ چیز دیگر ملموس‌ نبود .»آیت الله ، زبان خشک و خشن  و  ناتوان تازی را ،زبان  مانوس و شیرین عربی می نامد ،و زبان پارسی را که از زبانهای ریشه هند واروپایی ، و یک زبان کاربردی شیرین و ساده، که در آن  سخنی از زن و مرد بودن واژه ها نیست، و از زبانهای کمیابی است که برابری زن و مرد را ارج می دارد، و  توان واژه سازی آن سی برابر زبان تازی می باشد   را ،زبانی غیر مانوس می نامد.دکتر حسین خطیبی می گوید:

ای زبان پارسی، افسونگری

هر چه گویم از تو ،زان افزونتری

این صدای توست کاندر گوش ماست

می شناسم من ،صدایی آشناست

ای زبان پارسی ،ای بیکران

ای بزرگ و پهن،همچون آسمان

ژرف اقیانوسی و پر گوهری

کوه نستوهی،همه کان زری

ای کلید بسته،در های سُخن

آشنایم،در برویم باز کن

ای زبان پارسی،ای پرتوان

ای توان دریای ژرف و بی کران

اسب تازی در سبق یار تو نیست

گر بتازی کس جلو دار تو نیست

آیت الله می افزاید:«كسی‌ به‌ آنها نگفت‌: در اسلام‌ امور عبادی‌ و سیاسی‌ تفاوتی‌ ندارد ، و تشكیلات‌ اداری‌ از نماز و روزه‌ جدا نیست‌ ، وزارتخانه‌ها در استخدام‌ فرهنگ‌ اصیل‌ اسلام‌ و حجّ و زیارت‌ و روزة‌ رمضان‌ و عزاداری‌ سید الشّهداء علیه‌ السّلام‌ قرار دارند ، ما و شما نداریم‌ ! دولت‌ و ملّت‌ اسلام‌ واحد است‌ .» آیت الله ، معنی فرهنگ را نیز به درستی نمی داند، و نماز ، روزه ، حج ، زیارت و روضه و عزاداری سید الشّهداء را فرهنگ می پندارد.در کتاب فرهنگ واژه های انگلیسی آکسفورد « فرهنگ » را اینگونه گزارش می کند « کشت ، پروردن ، تربیت کردن، افراشتن ، پیشرفت فیزیکی ،و مینوی، پیشرفت عقلا نی و فکری » زرتشت آموزگار بزرگ، در گاتاها بدرازا سخن گفته و پایه فرهنگ را بهره وری درست از خرد و عامل پیشرفت و رسیدن به رسایی دانسته، هر زمان که خرد باز ایستد ، فرهنگ هم از پیشرفت باز می ما ند. در زبان پهلوی آنرا « فرهنج »گویند که به چم فزایندگی ، دانش ، برتری، آگاهی،والایی، خرد و ادب نیز آمده و شاخ در ختی را گویند که آنرا بخوابانند و خاک بر بالای آن ریزند تا بیخ گیرد، و سپس از آنجا کنده و بجای دیگر نهال کنند و نام دارویی نیز هست که آنرا ( کشوث) نامند و تازیان  تخم آنرا « بذر الکشوث) خوانند .( برهان قاطع)برهان ابن یوسف می گوید: در پایین ترین پایه، فرهنگ گوشمالی دادن،کتک زدن کودک برای آموزس و پرورش وی بکار رفته،در بالا ترین پایگاه ،برنام شکوهمندی است که آنرا در زنان و مردان تکدانه ای توان دید که آفریدگار ویژگی های نیک مردمی اند.او از دوازده پایه برای فرهنگ سخن می گوید:خاک ، خون ، اندیشه ، زبان ، دانش ، هنر ، ادب ، تاریخ ، خط ، دیدگاه (دین و کیش) ، فرزان (فلسفه ) ، بینش (عرفان ) در باره د بیره ( خط)  فرهنگشناسان نظرات گوناگون دارند.دکتر خانک عشقی صنعتی می گوید:شناخت فرهنگ هر مردمی (ملتی) شناخت پدیده های فراهمی و دگرگونی های تاریخی و چگونگی رسایی زیست آنان یا هستی های زنده ایست که در سرزمینی زندگی می کنند و از فرهنگ است که می توان با سرگذشت مردم آن سرزمین، دگرگونی ها ، نیاز ها ، خواست ها و ویژگی های زیست آنان آگاه و آشنا شد.تبدیل سالهای قمری به شمسی در مجلسهنگام دگرگونی گاه شماری تازی ماهی(قمری)  به تازی خورشیدی(شمسی) در مجلس شورای ملی در نشست یكصد و چهل‌ و سوّم‌ كه‌ روز سه‌ شنبه‌ 27 حوت‌ 1303 شمسی‌ و برابر‌ با 21 شعبان‌ 1342 قمری‌ بود، آخوند ها و دیگر تازی پرستان که مانند   همیشه  در برابر اراده نمایندگان ملت ا یران سنگر گرفته بودند دست به ترفند های آخوندی - اسلامی زدند و پیشنهاد کردند که نام ماههای سال، به  حَمَل‌ و ثَوْر و جَوزا و سَرَطان‌ و سُنبُله‌ و مِیزان‌ و عَقْرَب‌ و قَوْس‌ و جَدْی‌ و دَلْو و حُوت‌ . برگردا نده شود، که ا ین واژه ها ، نا مهای برجهای د وازده گانه فلکی بزبان تازیست. و یک آخوند دیگربنام سید جلال‌ الدین‌ تهرانی پیشنهاد کرد که نام ماههای سال خورشیدی  را به:چَمن‌ آرا ، گُل‌ آور ، جان‌ پرور ، گرماخیز ، آتش‌ بیز ، جهان‌ بخش‌ ، دِژَم‌ خوی‌ ، باران‌ ریز ، اندوهگین‌ ، سرماده‌ ، برف‌ آور ، مشگین‌ فام‌ . برگردانده شود. هدف این بود که پس از چندی این واژه های ساختگی از طرف مردم کنار گذاشته شوند، و دوباره نامهای ماههای تازی زنده گردند.اما در پایان پیشنهاد روانشاد ‌ أرباب‌ كیخسرو شاهرخ   از  زرتشتیان مورد قبول قرار گرفت و نام‌ ماههای‌ ایران‌ باستانی‌ ، فروردین‌ ، اردیبهشت‌ ، خرداد ، تیر ، أمرداد ، شهریور ، مهر ، آبان‌ ، آذر ، دی‌ ، بهمن‌ و اسفند  تبدیل‌ شد. و نام شش ماه از ماههای باستانی، نام شش فرشته در آئین کهن ایران است.

اشا وهیشته (اردیبهشت)  به چم راستی یا بهترین پرهیزگار

هه اورتات (خرداد) به چم تندرستی

امرتات (امرداد) به چم جاودانگی و بی مرگی

خشتره وئیر یه (شهریور) به چم نیروی مینوی

وهومنه(بهمن) به چم اندیشه نیک

سپنته آرمئیتی(اسفند) به چم نماد فروتنی و پاک روانی

آخرین بروز رسانی ( ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Taherian.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com