FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow باغ ایرانی arrow پردیس پاسارگاد
پردیس پاسارگاد چاپ ارسال به دوست
نویسنده زينب مرادی   
۲۲ مرداد ۱۳۸۶

چكیده :محوطه باستانی پاسارگاد، اولین پایتخت امپراتوری بزرگ هخامنشی،

در متون گذشته و سفرنامه ها به عنوان مجموعه كاخ و باغ و حتی « اولین نمونه چهارباغ ایرانی» ذكر گردیده است.بررسی و شناخت این پردیس در همه نوشته های پاسارگادشناسان كمبودیست كه به دلیل اهمیتش بسادگی نمیتوان از آن گذشت .این مقاله علاوه بر شناخت اجمالی پاسارگاد و آفرینندهآن كوروش كبیر، به معرفی باغ در ایران باستان،پردیس پاسارگاد و عناصر متشكله آن از قبیل آبروها و حوضچه ها،مسیرها و پوشش گیاهی و عناصر معماری مرتبط با آن یعنی Pavilion ها و كاخها می پردازد.

مقدمه:پردیس لغتی است ایرانی (پارادئزا) به معنی باغ و بوستان. مرحوم پیرنیا بر این نظر است كه ایرانیان قدیم باغچه هایی را كه در اطراف بنا میساختند «په اره دئسه» مینامیدند كه به معنای پیرامون دژ یا «دیس» بود1. واژه پردیس در عربی به فردوس به معنای بهشت و در یونانی به Paradeisos و در انگلیسی به Paradise تبدیل شد Pairi به معنای پیرامون و Daeza به معنای انباشتن و دیوار كشیدن میباشد كه به طور كلی به درختكاری و گلكاری پیرامون ساختمان گفته میشود.پیشینه پردیس به پیشینه تمدن انسان برمیگردد. نقوش كاشیهای بدست آمده از شوش كه تا قرن 23 قبل از میلاد هم میرسد شامل بركه آب و درخت میباشد.2 در قرنهای 7 و 8 قبل از میلاد در سرزمین بین النهرین پادشاهان آشوری؛ سارگن و جانشینانش از باغ یا پردیس به عنوان نمادی از شخصیت والای سلطنتی و تبلیغات استفاده میكردند. باغهای معلق بابل در قرن 6 قبل از میلاد از عجایب دنیای كهن به شمار میرود. به نظر میرسد كه به اعتقاد گذشتگان ایجاد باغ در كنار معبد یا كاخ قادر مطلق را به تكمیل تلاش كوچك انسان در راه آبادانی زمین تشویق میكرد.3 ایرانیان سرسبزی و گل را در مرگ و زندگی خود محترم میداشتند. گلدان كشف شده از گوری در شهر سوخته سیستان شاهد این معناست. در تورات هم از باغ ایرانی سخن بسیار رفته است. در عكس هوایی بیستون، ته رنگ «چهارباغ» مشاهده میشود.4معماری و سایر آثار هنری،اگر به حال خود رها شوند، كم و بیش میمانند. خلاصه كه در امانت خاك باشند، ولی باغ اگر تشنگی بكشد یا از لطف و مراقبت انسانی محروم بماند، در اندك مدت میمیرد. پس شناخت فضای سبز و باغها و بررسی آنها به عنوان عنصر معماری مستقل یا عناصر غیرقابل انكار در ترتیب، نظم و ساختار شهری در مكانهایی مستقر در فلات ایران كاری بس دشوار میباشد و كمبودیست كه از آن بسادگی نمیتوان گذشت.این عدم توجه باعث شده كه تصویری خشك از آثار باستانی واقع در فلات ایران داشته باشیم . چگونه ممكن است پاسارگاد ، تخت جمشید، شوش و ... را مجتمعی از كاخها و حیاط های خشك و خالی تصور كرد در حالی كه آبروهای سنگی روبروی كاخ اختصاصی پاسارگاد، نقش درختان بر دیواره های پلكانهای تخت جمشید و نقوش كاشیهای شوش حاكی از اهمیت باغ یا پردیس در چشم و دل ایرانی است، همچنین میتوان به كتیبهای از خشایارشا در تخت جمشید اشاره كرد كه در هنگام بر شمردن نام بناهایی كه ساخته از پردیسی هم یاد میكند.5 یا كتیبه اردشیر دوم در شوش كه این جمله بر آن نقش شده است :«اردشیر شاه گوید: بفضل اهورامزدا این قصر پردیس را من ساختم. اهورامزدا و مهر مرا از هر بدی بپایند و آنچه را كه كردهام نگهدارند.»6 ما در این مقاله سعی میكنیم به یكی از مهمترین پردیسها در فلات ایران یعنی پردیس پاسارگاد كه به دست كوروش كبیر ساخته شده است بپردازیم. برای این منظور ابتدا نگاهی اجمالی به پاسارگاد و آفریننده آن كوروش مینماییم، سپس به معرفی پردیس پاسارگاد و عناصر متشكلهآن از قبیل آبروها و حوضچه ها،مسیرها و پوشش گیاهی و عناصر معماری مرتبط با آن یعنی Pavilion ها و كاخها میپردازیم. تا قدم كوچكی باشد در راه شناخت و معرفی یكی از میراث های با ارزش ایران كهن كه تا حال آنطور كه شایسته است به آن پرداخته نشده است.

پاسارگاد واقع در 53 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 12 دقیقه عرض شمالی،با ارتفاعی برابر 1900 متر از سطح دریا در دشت مرغاب،جلگه مرتفعی كه در شمال غربی استان فارس،در دامنه تپهها و كوههای منشعب از جبال زاگرس واقع شده است، قرار دارد. كوروش كبیر یكی از مرتفع ترین و شمالیترین درههای زادگاه خود را به عنوان پایتخت انتخاب كرد، كه میتوانست ارتباط قدرتمندی را با بقیه پارس برقرار كند. نزدیك بودن به بخش شمالی شاهنشاهی در حال توسعه خود، كه به همان زودی در سال 546 قبل از میلاد ـ سال بنیانگذاری احتمالی پاسارگاد ـ ابعاد گستردهای پیدا كرده بود،شاید عامل مهمی محسوب میشده است، یا درگیریهایش با مادها در این نقطه یا نزدیك آن و شاید هم موقعیت منطقه در مسیر جاده مهم شمال،جنوب میتواند دلیل دیگری باشد. این احتمال نیز وجود دارد كه كوروش كبیر از قبیله پاسارگاد بوده باشد،آن چنان كه هرودت روایت میكند این قبیله « سرافرازان» در میان پارسها بوده و كوروش كبیر تصمیم گرفت تا پایتخت خود را در مركز زادگاهش بنا كند.7 درباره كوروش بزرگ اینطور گفتهاند كه وی در سال 599 پیش از میلاد در پارس زاده شد. پدر او كمبوجیه یكم پادشاه « انشان»، وپدر او كوروش یكم نام داشت ، و پدر او هم چیشپش فرزند هخامنش، اولین پادشاه شناخته شده پارس بود و بدین جهت خاندان او را « هخامنشی» میخواندند. مادر كوروش كبیر، ماندانه نام داشت و دختر ایشتوویگو، آخرین پادشاه ماد بود. بر اساس سنتی كه كتزیاس یونانی ناقل آن بوده است و پلوتارك ذكر كرده،كلمه كوروش را ایرانیان با كلمه« خورشید» انطباق داده بودند یعنی خورشید را مظهر یا نمادی برای كوروش میدانستند8 و جالب این كه آرامگاه كوروش دلیلی برای تایید این روایت باقی نهاده و آن شكل خورشیدی است كه بر پیشانی آرامگاه او،بالای سر در اتاق آرامگاه حجاری كردهاند.در سال 550 قبل از میلاد كوروش کبیر كه قبیله های پارسی را به سركردگی نجیب ترین همه آنان،یعنی پاسارگادیان، گرد هم آورده بود با پدربزرگ خود ایشتوویگو،كه آیینهای ایرانی را رها كرده بود به جنگ برخاست و مادی های عالی تبار هم به او پیوستند و وی اکباتان را گرفت و پدربزرگ خود را محترمانه در دربار نگه داشت و ماد را ضمیمه پارس كرد و شاهنشاه ایران شد. پس از آن ایرانیان دیگر را تابع كرد و همه را زیر یك درفش گرد آورد و پادشاه لودیه را شكست داد و كشور او و تمام آسیای صغیر را به انضمام ایران در آورد. هنرمندان و استادان را به پارس آورد تا در ساختن بناهای پاسارگاد با وی همراهی كنند. پس از آن به بابل،كه برضد او توطئه كرده بود، لشكر كشید و مردم آن جا وی را همچون ناجی پذیرفتند و بدین سان فرمانروای جهان قدیم شد. پیش از همه، تبعیدیان ملل مختلف - عیلامیان و یهودیان ـ را آزاد كرد و با هدایا و توشه كافی به سرزمین خودشان فرستاد. پس از آن به شیوهای آزادمنشانه و بر اساس احترام به عقاید و ادیان ملل تابع به جهانداری پرداخت و اجازه داد كه همه مردم زیر دستش در زیر درفش او و در پناه قانون او فرهنگ و میراث ملی خویش را نگه دارند و ترویج دهند. در پایان، وقتی در شمال شرقی ایران، سكاها مرزهای او را به خطر انداختند،به جنگ آنان رفت و در نبردگاه كشته شد. پارسیان پیكر او را به زادگاهش پاسارگاد آوردند و در آرامگاهی كه خود ساخته بود،نهادند.آزاد مردی و بزرگواری سیاسی كوروش کبیر باعث شد ایرانیان او را «پدر» بخوانند و یونانیان ـ كه با او سرجنگ داشتند ـاو را «ارجمندی كه نظر كرده خدایان است» بنامند و یهودیان «مسیح موعودش» بدانند و بابلیان او را ناجی خود بشمارند.

 ایرانیان كوروش كبیر را در تمام دورههخامنشی به عنوان آیینه تمام نمای قومی و نمونه مردانگی و پهلوانی و ساده زیستی و سرافرازی میدانستند و آرامگاه او را مقدس میداشتند. پس از هخامنشیان هم،این احترام باقی ماند و در شكلهای گوناگون جلوه كرد، حتی در دورهاسلامی هم به جهت ارتباط او با سلیمان نبی،قدوسیت آرامگاهش حفظ شد. زادگاه كوروش به عنوان «ملك سلیمان» شهره گشت و در نظم و نثر فارسی هم راه یافت.

شهر باستانی پاسارگاد,پایتخت كوروش كبیر اكنون در كنار روستای مادر سلیمان در 138 كیلومتری شیراز،با فاصله سه كیلومتری جاده اصلی شیراز به اصفهان قرار دارد. برای ورود به دشت مرغاب « دشت مرغ آبی»،از سمت شمال و از پهنه عریان ده بید،باید نمای جدیدی را پذیرا بود. بعد از منظره ناقص قبلی با موانع سنگ آهكی به شدت فرسایش یافته ،زمین وسیع و هموار شده،ردیف بلند سپیدارها و بیدها نشان از وجود چشمه سارهای لبریز از آب دارد و قطعات وسیع زمین زراعی برای نخستین بار ظاهر میشود، درهكوچك مرغاب 25 كیلومتر طول و حدود 12 كیلومتر عرض دارد و تمامی باریكه كشت شدهآن تقسیم بندی شده و تا زمینهای مرودشت در جنوب آن پیوند میخورد. حاشیهاین دشت را دورنمایی از تپه ها با شیب ملایم،احاطه كرده است.9 سرمایهاصلی دشت پاسارگاد جدا از خاك رسوبی حاصلخیزش رودخانه آن میباشد، رود پلوار ( در ایران باستان از آن به عنوان «رود مادی» و یونانیان «مدوس» یاد كردهاند.10) كه در شمال،از نزدیكی دهی كه در قدیم آن را پرواب میخواندهاند،در 50 كیلومتری غرب ده بید،سرچشمه گرفته و پس از گذر از دشت پاسارگاد در 15 كیلومتری تخت جمشید به رود كر میپیوندد و به دریاچه بختگان (نیریز) میریزد. پاسارگاد به عنوان اولین پایتخت امپراطوری بزرگ هخامنشی چه در زمان خود كوروش كبیر چه بعد از آن در نزد هخامنشیان و ایرانیان اهمیت داشته است،بطوریكه در نقشهای از جهان كه در سال 1960 میلادی (1339 خورشیدی) در واژه نامه تبتی « شانگ شونگ» در دهلی چاپ میشود كره زمین را بصورت مستطیلی می بینیم كه دور آن را آب فرا گرفته است. در داخل آن ، تصاویر ذوزنقه ها و مستطیلهای كوچك رسم شده و نام هر كشور در آن آمده است در این نقشه ،پاسارگاد،مركز جهان ذكر شده و به همین دلیل حدس زده میشود كه این نقشه در آغاز شاهنشاهی هخامنشی رسم شده باشد.11 مجموعه آثار باقی مانده از پاسارگاد از دوره كوروش كبیر12 در محوطهای به پهنای 2 و درازای 3 كیلومتر گسترده است. این آثار از جنوب به شمال به پنج گروه زیر تقسیم میشوند:

1- آرامگاه كوروش كبیر به عنوان شاخصترین عنصر این مجموعه.

2- مجموعه كاخها در 5/1 كیلومتری آرامگاه شامل كاخ پذیرایی یا بارعام،كاخ دروازه یا كاخ انسان بالدار، پل،باغ با آبگذرها و حوضچههای سنگی،Pavilion های الف وب و كاخ اختصاصی یا مسكونی.

3- ساختمان زندان یا آرامگاه كمبوجیه.

4- صفه عظیم تُل تخت یا تخت سلیمان و باروی خارجی آن.

5- محوطه مقدس در شمال غرب صفه.

از پاسارگاد به عنوان پایتختی پر باغ یاد شده است.13 كه در آن كاخهایی با طرفین باز در داخل محوطهای مشتمل بر باغهای وسیع و مكمل قرار دارد.در بررسی باغهای سلطنتی آشور و بابل می بینیم كه باغ همواره بخشی مجزا یا مكمل برای كاخ تعریف میشده است اما میتوان گفت كه كاخهای كوروش كبیر با ایوانهای طویل و فضای باز اطراف خود به عنوان بخشی مكمل از طرح مفصلی به كار رفتهاند كه در آن، به تعبیری،خود باغ بصورت اقامتگاه سلطنتی در میآید. تمایل كوروش كبیر در تأیید بر فاصلهپایتخت خود از تمامی سرزمین های متخاصم احتمالاًً یكی از عوامل متعددی بود كه او را راهنمایی كرد تا كاخهای خود را به نحوی استثنایی در محیطی فاقد استحكامات دفاعی و در میان مجموعهای از باغها ایجاد كند ثانیاً میتوان حدس زد كه علاقه آشكار كوروش كبیر برای به نمایش گذاشتن معیارهای جدید در بكارگیری سنگ ( كه پس از فتح لودیه در اختیار او قرار گرفته بود) یكی از عوامل اصلی در ترغیب او به احداث آبگذرها و حوضچههایی از سنگ خوشتراش بود. روایت است كه كوروش اولین كسی بود كه درختكاری ردیفی منظم (بسان نظم نظامی) را دستور داد. به دست خود،زیباترین درخت را مدالهای جواهر نشان بخشید. جایزه كشاورزی داد. جشن درختكاری معمول داشت.14 اما سوای هر نقشی كه این ملاحظات گذاری «سیاسی» در شكل دهی الگوی مجموعه مورد بحث داشتهاند، این تعادل كلی و ظرافت باغ پاسارگاد ( و بسیاری از دستورالعمل های تجربی برای شكل دهی اصولی محیط باغ) بود كه تأثیر طویل المدت آن را تضمین كرد.شهر- پایتخت كوروش كبیر بصورت مجموعهای باغ اندر باغ بوده، از طرفی باغی كه آرامگاه را احاطه كرده بود و در كنار آن باغی كه مجموعه كاخها را در برداشت. همه اینها با نظامی خاص در كنار هم و مرتبط به هم قرار داشتهاند. اما اگر اقدامات پادشاهان بعدی هخامنشیان چون داریوش را در پاسارگاد در نظر بگیریم و با توجه به آنچه كه هم اكنون از پردیس پاسارگاد بجای مانده میتوان با بعضی از پژوهشگران هم عقیده شد كه شهر پاسارگاد شهری بود كه هرگز كامل نشد و بطبع باغ پاسارگاد باغی كه هنوز تكامل نیافته بود و این مسئله ما را در پی بردن به نظام اولیه و یا نظامی كه قرار بود باشد دچار مشكل میكند. در هر حال با بررسی آنچه كه به ما رسیده به یكی از ماندگارترین ابداعات هخامنشیان در عرصه طراحی باغ یعنی الگوی چهار باغ در پردیس پاسارگاد میرسیم كه برای نخستین بار در نیمه دوم قرن 6 قبل از میلاد توسط كوروش كبیر به وجود آمده است.مجموعه آبروها و حوضچه های سنگی در پاسارگاد برای اولین بار در سال 1950 میلادی توسط آقای علی سامی شناسایی شدند، اما طرحی كه ما را به سمت طرح چهارباغ در پاسارگاد رهنمون میكند در سال 1965 میلادی به وسیله استروناخ باستانشناس انگلیسی تهیه شد. آنچه اكنون در پاسارگاد از این آبروها و حوضچه ها مانده به این شرح است:

مجموع آبروهای شناسایی شده 1100 متر میباشند كه پردیسی را به ابعاد 250*300 متر مربع تشكیل دادهاند كه یكی دیگر از خصایص باغ ایرانی كه همانا كاربرد مربع و مستطیل در طراحی باغ میباشد را نشان میدهند. این آبروها از بلوك های خوشتراش و متصل به هم سنگ آهك تشكیل شدهاند كه به شایستگی با معماری كاخهای مجاور همسانی دارند. این سنگها بدون زیرسازی روی زمین كار گذاشته شدهاند و هیچ گونه بست یا اتصالی بین آنها بكار نرفته در حالی كه تمامی ساختار یكپارچه به نظر میرسد. ترازبندی این آبروها اعجاب آور است بطوری كه اختلاف تراز بین دو حوضچه گوشه ها ( كه در انتهای ایوان جنوب شرقی كاخ اختصاصی قرار دارند) بیش از دو سانتیمتر نیست.وضع كنونی آبروها بسیار آشفته است، از آنجایی كه زمانی این محوطه به عنوان زمینهای كشاورزی اهالی روستای مادر سلیمان زیر كشت بوده بسیاری از سنگها متلاشی شده اند و از جای اولیه خود جابجا گردیدهاند.پهنای آبگذرها 25 سانتیمتر،عمق آن 12 سانتیمتر و كنارهسنگی به عرض 16 سانتیمتر آنها،در گذشته هم تراز زمینهای اطراف بوده است ، این آبروها را حوضچه های زیبایی همراهی میكنند؛ در هر گوشه و همچنین در خطوط مستقیم،به فاصله تا 14 متر از یكدیگر قرار دارند.حوضچه ها مربع شكل از سنگهای یكپارچه آهكی با بیش از 90 سانتیمتر مربع مساحت،سانتیمتر عمق و لبه های برجسته و پرداخت شدهای به عرض حدود 18 سانتیمتر میباشند. تنها این حوضچه ها هستند كه شالودهای بصورت یك لایه سنگ دارند.به نظر میرسد كه این حوضچه ها علاوه بر ایجاد زیبایی بصری در كل مجموعه، در حركت آب در این مسیر با شیب اندك،هم كمك میكرده اند به این صورت كه با نگهداشتن آب و در نتیجه افزایش فشار،حركت را تسریع می بخشیدند. همچنین نقش مقسم در دو راهیها و سه راهیها را هم ایفا میكرده اند. 30 عدد حوضچهدر مسیر كناری و 43 عدد در مستطیل مركزی وجود داشتهاند كه در حال حاضر تعداد اندكی از آنها را میتوانیم مشاهده كنیم.آب رودخانه پلوار از مسیرهای فرعی وارد این آبروها و حوضچهها میشده و پس از گردش در پردیس پاسارگاد و به احتمال زیاد آبرسانی به آن،خارج میگردیده است.

طراحی اینكه آب از آبروهای شرقی،كنار pavilion الف،وارد مجموعه میشده و توسط حوضچه ای به دو شاخه تقسیم،قسمتی وارد آبروهای بیرونی گردیده و مجموعه را دور زده و قسمتی طرح چهارباغ مركزی را تشكیل داده و در كنار pavilion به هم دیگر رسیده و به سایر بخشهای محوطه پاسارگاد میرود،نشان از مهندسی دقیق آب و ارتباط آن با باغ دارد. نظام كاشتن گیاهان در این باغ هم میتواند قابل توجه باشد. هر چند بعد از 2500 سال و تغییر آب و هوا و در نتیجه تغییر پوشش گیاهی منطقه، بازسازی تصویری آن مشكل است. مرحوم پیرنیا در مجله هنر و مردم به طور مفصل پوشش گیاهی را در باغهای ایرانی تشریح كرده است.1به این صورت كه هر بخش از باغ كه به شكل مربع یا مستطیل است به مربع های كوچك تقسیم و در هر رأس این شبكه مربعی یك درخت كه عمر طولانی تر دارد كاشته میشد و سپس این مربعها به مربع كوچكتر تقسیم و در هر رأس آن درختان با عمر متوسط و به همین ترتیب درختان با عمر كوتاه در رئوس مربع های میان آنها كاشته میشد. این نظم هندسی به قدری دقیق بوده كه از هر طرف نگاه میكردند، ردیف درختان دیده میشده است. این نظم از نظر عملكردی به گونهای بود كه در اثر گذشت زمان و جای گزینی احتمالی درختان از بین رفته تا زمانهای طولانی حفظ میشد و شكل كلی باغ از بین نمیرفت ، و بعلاوه امكان نورگیری منظم همه درختان فراهم میشده و به ناگهان قسمت اعظمی از باغ خالی از درخت نمیشده است . در مقابل بنا هم ( در اینجا،كاخ اختصاصی)، فضای باز و كشیدهای بود كه در چشم انداز اصلی واقع میشد. در این فضا درختان بلند نمی نشاندند،معمولاً گیاهانی می كاشتند كه زیاد بلند نشود و منظرباز را سد نكند و در عین حال همیشه زیبا باشد.این فضای باز به وسیله آب گذرهای متقاطع به چهار قسمت تقسیم میشده است و پردیس پاسارگاد را به بنیادی ترین عامل باغ ایران یعنی چهارباغ تبدیل میكرده است. قسمتهای زیادی از این چهارباغ در دوره های بعد از بین رفته است،بطوریكه در دورنمای طولی و مركزی باغ ،آبروها و حوضچه هایی پیدا نشده است،كه دو احتمال وجود دارد؛ یكی اینكه این آبروها به طور كلی از بین رفته اند یا این مسیر بر عكس مسیر عمودی خود فاقد آبرو بوده است. كاخهای پاسارگاد در این محدوده كاخ بارعام یا پذیرایی و كاخ اختصاصی یا نشیمن میباشند. كاخ بارعام با اینكه ارتباط مستقیم با پردیس مورد بحث ندارد اما جهت قرارگیری آن بگونه ایست كه طویلترین ایوان ستوندار آن رو به فضای سبز روبرو میباشد. اما در مورد كاخ اختصاصی همین بس كه اورنگ پادشاه در ایوان طویل كاخ روبروی بخش مركزی باغ و در امتداد یكی از محورهای چهار باغ قرار داشته و ایوان نیز به مثابه یك نرده دایمی و سنگی برای باغ بود كه كوروش كبیر،پادشاه هخامنشی،میتوانست در سایه این ایوان بنشیند و از منظره باغ لذت ببرد. حاشیه ای از سنگ سیاه در نزدیكی لبه ایوان میتواند بخش مكملی برای مجاری سنگی باغ باشد.میتوان گفت كاخ اختصاصی با پردیس روبروی آن بخش اندرونی و خصوصی پادشاه هخامنشی بوده كه از بخش عمومی ( بارعام و ....) با تعریف ورودیهایی جدا گشته است.اگر به پلان مجموعه توجه كنیم میبینیم كه دو بنای كوچك كه استروناخ به عنوان pavilion های A و B از آنها نام برده به عنوان مدخلهای این حریم قلمداد میشدهاند. Pavilion الف یا A ،/19*21 متر مربع وسعت و اتاق مركزی آن به ابعاد 90/7*45/10 متر ، شامل 2 ستون بوده و ایوانهای اصلی 4 ستونی،جهت شرقی ـ غربی داشته و رو به باغ میباشند،ایوانهای فرعی تك ستونی بودهاند.Pavilion ب یا B در فاصله 12 متری كاخ بارعام،*24 متر مربع وسعت و اتاق مركزی 4 ستونی 10/10*60/11 متر مربعی داشته،ایوانهای اصلی این بنا عمود جهت Pavilion الف و روبروی باغ میباشد و ایوانهای فرعی 2 ستونی بوده است.Pavilion ذكر شده توسط استروناخ به كوشك ترجمه شده است. با توجه به تعریف كوشك در باغ ایرانی16 و مقایسه آن با این دو فضا ،آنها را نمیتوان كوشك نامید،در این مقاله ترجیح داده شده است آنها را همان pavilion بخوانیم .17 اینكه چه كاربردی داشته اند؛ چون ورودی بخش خصوصی یا اندرونی شاه هستند میتوانند نگهبانی یا ایستگاه بازرسی یا چیزی شبیه اینها باشند،به هر حال این موضوع جای بحث و بررسی بیشتری را می طلبد. شاید گزارشهای مركز شرق شناسی لیون توسط باستان شناس فرانسوی كریستوف نبچ ری بوشالو كه بوسیله روشهای مختلف جستجوی سطحی از سال 1999 در پاسارگاد شروع شده و تا بهار امسال ( 1382 شمسی، 2003) ادامه داشته به دستمان برسد بسیاری از ابهامات در مورد محوطه پاسارگاد و بلاخص پردیس پاسارگاد رفع گردد و بتوان به یك نظام منسجم در ارتباط آبروها با هم و این دو فضای جانبی و .... دست یافت.

نتیجه گیری: عدم توجه به تاریخ باغ و باغهای تاریخی متأسفانه تصویری خشك از آثار باستانی تصویر كرده است. مطالعه باغهای باستانی در شهرها و اطراف كاخها واقع در فلات ایران ضرورتی است كه باید به آن پرداخته شود. در این فرصت سعی شد پردیس پاسارگاد معرفی گردد. پردیسی كه با دارا بودن خصایص باغ ایرانی تأییدی بر اثر ژرف آن بر باغسازی دورههای بعد میباشد. چهارباغهای معروف دورهاسلامی بدون شك بی تأثیر از این اولین نمونه چهارباغ نبودهاند. نظام مهندسی آب در این باغ ،آبروهای سنگی و حوضچه هایی كه با فاصله و ریتم منظم در این محوطه قرار گرفته اند نشان از قدرت معماری و باغسازی ایرانیان كهن دارد.

آخرین بروز رسانی ( ۱۵ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-iran-1.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com