FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow باغ ایرانی arrow نماد شناسی سبزدر باغ ایرانی
نماد شناسی سبزدر باغ ایرانی چاپ ارسال به دوست
نویسنده سحر طوفان   
۲۲ مرداد ۱۳۸۶

«امروزه گستره ای پیش روی انسان قرار گرفته است، كه اساس آن بر مبنای دانایی است.»  آلوین تافلر

بشر از ابتدای خلقت، زندگی خود را در بهشت (طبیعت سبز) آغاز كرد، اما امروزه یكی از موضوعاتی كه نگرانی های جدی به دنبال دارد، رابطه رو به زوال انسان و طبیعت است؛ طبیعتی كه به سان گاهواره ای، انسان را در خود جای داده است. در رابطه با طبیعت، اصول حاكم بر آن، الهام از طبیعت، ویژگی ها و ارزش عناصر طبیعی، مبنای فرهنگی آنها و همچنین تأثیری كه بر شیوه زیست انسان و رابطه او با طبیعت و عناصر طبیعی دارد، سخن بسیار است.انسان موجودی اندرونی، بیرونی است. آنچه انسان از دنیای درون و بیرون خود درك می كند، سرانجام بصورت شكلی از بیان و با معنای خاص به عرصه ظهور می رسد. اینكه معانی، زندگی را شكل می دهند یا زندگی، مفاهیم را بوجود می آورد، شاید پرداختن به یك دور باطل باشد؛ اما ملاكهای ارزش گذاری در ذهن انسان، معیارهای معناگرا و مفهوم ساز هستند. گاهی دامنه معنایی مفاهیم از حوزه ادراكی ما بالاتر است؛ گاهی واژگانی خلق می شوند كه یك جامعه با آن سخن می گوید. حقایق و وقایع بیشماری كه در ماوراء درك بشر قرار دارند او را وا داشته اند تا برای ابراز اندیشه ها و مفاهیمی كه بیان، فهم و توصیف كلامی آنها مشكل بوده است، نظام های گوناگون با عنوان نماد ابداع كند. انسان تمامی غایات مطلوب خویش را در قالب نماد بیان می كند و می كوشد تا با آیین های تمثیلی و نمادین به كمال دست یابد.نماد یكی از ابزار معرفت و كهن ترین و بنیادی ترین روش بیان محسوب می شود. اندیشه ها و آرمان های انسان، در اسطوره ها و نماد متجسد می شود. كارل گوستاویونگ می گوید: «نماد دارای جنبه ای وسیع تر و ناخود آگاه است كه هرگز نمی توان بطور دقیق آنرا تعریف و بطور كامل آنرا توصیف كرد.» نماد بر مفاهیم انتزاعی و برخاسته از ناخودآگاه بیشتر تأكید دارد تا منطق خودآگاه و متفكرانه. نماد با خودشناسی انسان رابطه مستقیم دارد. نماد كلیدی است برای ورود به قلمروی وسیع تر از خودش و وسیع تر از انسانی كه آنرا به كار می برد. به بیان صریح تر، وجه تمایز نماد و استعاره در نحوه بیان یا تبلور مفاهیم و تجربه مستقیم زندگی و حقیقت است. نمادها در طول اعصار باقی مانده و تا به امروز رسیده اند و نمادگرایی برای ذهن بشر اساسی است و نادیده انگاشتن آن موجب كمبود می شود. نماد برای اندیشیدن ضروری است. یك نماد كامل همه ابعاد زندگی انسان را اقناع می كند و انسان مدرن برای رهایی از كوته نظری فرهنگی و بالاتر از آن، نسبی گرایی وجودی و تاریخی اش به نماد متوسل می شود؛ و این عرصة فرهنگ یا ماوراءالطبیعه خاكی است كه نمادها در آن می رویند.نگرش به طبیعت به عنوان میراث طبیعی جامعه، در رابطه با نیاز و تمایل انسان به ارتباط با گذشته خویش و به عبارتی پاسخ به نیاز انسانی ریشه دار بودن، موجب گردیده كه طبیعت به مثابه میراث فرهنگی تلقی شود. ملل، تمدن ها، جوامع، حتی ادیان و مكاتب فكری هر كدام به استناد و براساس جهان بینی خویش برای طبیعت ارزش و جایگاهی خاص قائل بوده و ارتباط خویش با طبیعت و عناصر طبیعی را نیز بر پایه اصول و ارزش های منبعث از جهان بینی و فرهنگ خود تعریف كرده و شكل داده اند. به این ترتیب شناسایی جایگاه عناصر طبیعی در باورها و فرهنگ عامه مردم از اهمیتی در خور توجه برخوردار است، و هر چه قدمت عنصری طبیعی، و یا باورهای مردم نسبت به طبیعت و عناصر طبیعی بیشتر و عمیق تر باشد، این جایگاه ارزشمندتر خواهد بود.به تبعیت از جهان بینی های دیرینه و فرهنگ اصیل ایرانی، رابطه ایرانیان با طبیعت و عناصر طبیعی، رابطه ای براساس احترام به طبیعت و همزیستی با آن است. این تفكر زمین را ملك خدا می داند، در این فرهنگ آب مقدس است و گیاهان هر یك به عنوان نعمت الهی شناخته می شوند. از میان گیاهان، درختان و از بین درختان برخی از آنها به ادله مختلف تقدس، محبوبیت و احترامی خاص دارند. احترام به برخی درختان آن چنان اهمیت دارد كه می توان این باورها را نه تنها به عنوان میراث طبیعی كه به عنوان میراث فرهنگی محسوب و منظور نمود؛ میراثی كه همه گویای غنی و فهیم و معنوی و ارزشمند ایرانی و هم بیانگر باورها و اعتقادات كهن مردمی است كه انسان معاصر پس از مدتها دوری از طبیعت، بازگشت به آنها را آرزو نموده و خواهان احیای آنهاست.این گفتار با مختصر اشاره اجمالی به مبحث نمادشناسی سبز در باغ ایرانی، سعی بر بازشناساندن و یادآوری ناشناخته های ویژه و فراموش شده های اصیل نمادین در باغ های ایران، دارد.هزاران سال پیش وقتی كه آریایی ها به سرزمین پارس آمدند، برای رفع گرسنگی، از گیاهانی كه بیشتر بصورت دیم پرورش می یافت استفاده می كردند. زمانیكه آرایی ها به رفاه بیشتر رسیدند، باغ سازی و احداث باغ رونق یافت. ایرانی ها باغچه هایی را كه در اطراف بنا می ساختند «په اره دئسه» می نامیدند كه به معنای پیرامون دژ یا دیس بود . واژه په اره دنسه یا پردیس درزبان عربی به فردوس و در زبانهای دیگر به پارادایز تبدیل شده است. كه با معنی بهشت یا و هشت نماد بهترین زندگی است و به شكل باغی سرسبز و خرم مجسم شده است.مفهوم فرهنگی باغ سازی، به معنای مكانی ایده ال با منطق متعالی است. از آنجا كه فضا به علت ماهیت مجازی خود، دارای توان بالقوه پندار گر است، بستری مناسب برای فرآیند طراحی با ماهیت پویا پدید می آورد و در این میان، باغ هم به عنوان نمایانگر منظره ای از دنیای ایده ال بشر مطرح می شود. باغ ها را نمی توان جدا از مردمی كه آنها را ساخته اند دانست. باغ های هر دوره ای نمایانگر دنیای ایده ال و رویایی مردم آن دوره و اجتماع خاص خود محسوب می شوند.باغ ایرانی از دیرباز مقامی والا داشته و هنر باغ سازی یكی از هنرهای كهن ایران زمین است. ساكنان ایران از روزگاران قدیم علاقه بسیار به داشتن باغ های زیبا و فرح انگیز داشتند، ظروف به جا مانده از دوران گذشته كه به درخت و شاخ و برگ منقوش است، علاقه آنان را به باغ نشان می دهد؛ همچنین طرح قالی هایی كه منعكس كننده نقش باغ بوده اند نیز، خود گویای این علاقه است. اما باغ سازی نسبت به سایر آثار هنری ایران گمنام تر و ناشناخته است. باغ ایرانی مانند معماری، شعر، موسیقی و .. در چهارچوب سنت و اصول، از بدایع و ظرایفی برخوردار است، سنت های باغ سازی ایرانی حاوی ارزش های ویژه ای است كه باغ ایرانی را مظهر قدرتمند معنوی می كند. باغ ایرانی بر قله كمال وحدت در تنوع و تنوع در وحدت قرار دارد. باغ ایرانی مجموعه ای هماهنگ و زیباست كه از آمیختگی عقلائی، فرح بخش و چشم نواز: آب، گیاه، سایه روشن، فضا، معماری و منظر بر پایه هندسه ای متین شكل گرفته است. اما اینكه تا چه حد به تطور در عناصر مذكور پرداخته شده و چقدر زیر بناهای نظری فوق الذكر، ریشه یابی و بازشناسی شده اند، جای تأمل است. باغ با طبیعی ترین علایق، عواطف و اعتقادات انسانی مأنوس بوده و عرضه گاه فرهنگ بشری است. باغ طبیعت دست ساز بشر است ؛ طبیعتی برخاسته از ذهن و پرداخته به دست انسان و انعكاس فرهنگ و تخیل انسان در پرداختن به طبیعت. باغ عمومی ترین و گویاترین اثر هنری است، باغ ساحتی مقدس است.باغ ایرانی اثری هنری، زیبا و چند منظوره است، باغ ایرانی پاسخ به نیاز است، باغ ایرانی مزین به نظم، تناسبات، برخوردار از حرمت و محرمیت، منزه از بیهودگی و افراط و تفریط، موظف به كارآیی و سوددهی، مساعد با قناعت و صرفه جویی و مجهز به پایداری است. در باغ ایرانی هیچ چیز بی موردی وجود ندارد و هر آنچه هست، مفید، لازم و دارای پشتوانه ارزشی و معنایی خاصی است؛ ایرانی با پشتوانه غنی فرهنگی عرفانی خود این معنا را می داند. باغ جایگاهی است برای استفاده انسان و در رابطه با سلیقه و فرهنگ مردم هر سرزمین شكل گرفته است. یكی از اهداف كلی باغ ایرانی وصول همنشینی با طبیعت است كه بصورت كششی در نهاد انسان ها وجود دارد. بر طبق سنت مزدایی، باغ بهترین مكان برای اتصال جویی به عالم بالاست، چرا كه در میان طبیعت زمینی و دنیای آرمانی آن (روشنی ازلی) واقع است. باغ بهترین سرزمین است؛ باغ نماد جان، صفات پرورش یافته در آن و طبیعت نظم یافته و مطیع آن است.باغ به معنای یك ناحیه محصور و مخصوص كشت گیاه است و گویای واضحی از ارتباط بشر با گیاهان در محیط زیست می باشد. امروزه نیز نقش گیاهان در زندگی انسان كاملاً شناخته شده است. آشنایی با ارتباط مردم و گیاهانی كه آنان در طی تاریخ به كار برده اند، برای استفاده صحیح از گیاهان در باغ سازی لازم و ضروری است. مطالعه نمادها در باغ سازی به شناخت مردم و چگونگی تشویق ایشان به باغ سازی و منظره سازی كمك فراوان می كند. هدف معمار باغ ساز نیز، سنجیدن و ارزیابی امكانات كاربردی فضای سبز و شناخت و رفع نیازهای افراد جامعه است. به عبارت دیگر معمار باغ ساز، باید نماد و كاربری را با هم آمیخته و با در نظر گرفتن مسئله حفاظت از منابع طبیعی و سایر مسائل مربوطه، محیطی مناسب زیست و برانگیزاننده برای تفكر ایجاد نماید.همچنین دلیل و هدف از كشت گیاه نیز حائز اهمیت است؛ در باغ سازی گاهی گیاهان را از نظر مذهبی به كار می بردند، گاهی صرفاً علاقه به گل ها و گیاهان باعث احداث باغ می شد و گاهی نیز عده ای برای نمایش قدرت و ثروت خود اقدام به ساختن باغ های وسیع و زیبا می نمودند. در باغ سازی ایرانی، سر سبزی، درخت، گیاه، تنوع درازمدت گل های الوان، لطافت هوای مطبوع، عطر آگینی فضا و چشم نوازی سیما با تمام ابعاد منظور شده است. با توجه به مكتوبات دایره المعارف نمادهای سنتی، گیاهان نماد مرگ و رستاخیز و قوه حیات و چرخه حیات هستند. در این دایره المعارف، از سبز به عنوان عنصری دو خصلته كه هم نماد زندگی و هم نماد مرگ است یاد شده؛ سبز بهاری یعنی حیات و سبز زنگاری یعنی مرگ. سبز نماد جوانی، امید، شادی و در عین حال نماد تغییر، فنا و حسادت است. سبز به معنی بهار، تولید مثل، اعتماد، طبیعت، بهشت، كامیابی و صلح است.گیاهان بخصوص درخت در نزد ایرانیان سمبل طراوت، آرامش و زیبایی هستند. درخت نمادی از كل عالم عین، تركیب آسمان و زمین و آب، زندگی پویا، مظهر كل كیهان و سمبلی از رحمت روحانی و تنویر است.سازندگان باغ ایرانی، از بیهودگی پرهیز كرده و استفاده ای براساس منطق از گل و گیاه و درخت داشتند و هیچگاه بدون دلیل چیزی را نمی كاشتند. باغ بندی و تركیب و ترتیب كاشتن درخت و گیاه در باغ های ایرانی، تجربی ـ علمی و تابع روابط و ضوابط و ناظر بر: كارایی، پویایی، مقابله با ناسازگاریهای محیطی، مساعد داشت و برداشت و زیبایی و چشم نوازی در فصول مختلف است:

در بهار: شكوفه، گل، عطر و بو، طروات و شادابی؛ در تابستان؛ سایه، گل، میوه، آب روان، هوای مصفا و فضای استراحت؛ در پائیز: هنگامه و غوغایی از میوه های الوان، رنگهای پویا و رقص برگ ها؛ در زمستان: هندسه عیان و سر افرازی درختان همیشه سبز در آغوش شاخه های خزان زده عریان، در باغ ایرانی ، گیاهان با هدف ایجاد سایه ، برداشت محصول و تزئین كاشته می شوند. حجم اصلی گیاهان شامل درختان سایه دار و محصول داراست و گل ها و گیاهان تزئینی به میزان كمتری در باغ ها وجود دارند . در باغ ایرانی گیاهان با توجه به عملكرد های متفاوتشان در جاهای بخصوصی كاشته می شوند .و می توان آن را از لحاظ ترتیب قرار گرفتن درختان به شكل شماتیكی كه در این جا بیان می شود تجسم كرد:

در میان كرات برای جلوگیری از هدر رفتن آب و مسائل دیگر اسپست می كاشتند؛ كه نوعی یونجه است كه تا هفت بار قابل درو می باشد؛ مفید و خوشبو، زیبا و اقتصادی است؛ نگهداریش آسان بوده، ازت هوا را جذب و به خاك می دهد؛ دافع پشه و مگس بوده، (ولی) زنبور عسل از گلهایش تغذیه می كند؛ درو كرده اش علوفه زمستانی دام هاست. در اوایل رشد منظره چمن دارد و با رشد بیشتر در برابر باد مواج می شود و زمانیكه به گل می نشیند، بنفش خوشرنگی را بر متنی سبز می گستراند.در باغ های ایرانی پیرامون استخر را با درختان نارون، افرا، مورد و ارغوان می پوشاندند.بیدها را هم در جایی می كاشتند كه آب زیاد باشد، اما كنار استخر وحوض نمی كاشتند، چون حوض را می شكست .كاشت چهار نوع بید در باغ های ایران معمول بود: بید معمولی ، بید عرقی، بید سرخ(بید سسایه دار) ، گل بید یا بید مشك. در نماد شناسی سنتی، بید درختی افسون شده است كه برای ایزد بانوی ماه مقدس است. بید مجنون نماد و نشان سوگواری، عشق بدون شادی و تدفین است. بید افتادگی، قدرت در ضعف، بهار و طبیعت زنانه است. در باغ های ایران، در دو سوی میان كرد، در كنار گذر گاه و جوی آب درختان خزان دارو همیشه سبز را كنار یكدیگر می كاشتند؛ چرا كه همیشه سبزها نماد بیمرگی، جاودانگی، نیروی حیات جوانی، نیرومندی و نیروی زاد و ولد هستند.برای ایجاد سایه، در باغ های ایرانی از درختان سایه افكن استفاده می شد. در دو خیابان دو طرف میان كرت یا آبنما، برای كمك بیشتر به ایجاد سایه ، گذرگاههای باغ ها را باریك تر انتخاب می نمودندتا سایه درختان دو طرف همه سطح گذرگاه را بپوشاند و به این ترتیب دالان سرپوشیده ای از درختان می ساختند.درختانی كه معمولاً كنار خیابان های باغ ، در محور اصلی ، می نشاندند سرو،كاج و نارون؛ یا سرو،كاج و چنار؛ یا سرو، كاج و ارغوان بود . گاهی به جای اینها درختان دیگری مثل شورانه، زبان گنجشك، تبریزی ، شنگ، اشن یا قره آغاج می كاشتند. به این درختان كه صرفاً به خاطر سایه اندازی كاشته می شدند، پده، بیاخ یا درختان بی بخ(به معنای بی بار) گفته می شد. با توجه به مقطع طولی محور اصلی در باغ های ایرانی، یك سرو، یك كاج و یك چنار به نوبت كاشته شده و دالان زیبایی به وجود می آمد؛ تغییر شكلی كه درختان چنار در چهار فصل سال از نظر رنگ برگها و یا ریزش آنها دارند ، در مجاورت درختان سرو و كاج كه همواره برگ داشته و سبز رنگ هستند، تنوع زیادی در رنگ و طرح و حجم باغ ایرانی به وجود می آورد. هر كدام ازانواع درختان مذكور، ازنظر نماد شناسی معانی جالب توجهی دارند كه در ذیل به آنها اشاره می شود:

سرو- علامت مشخصه مرگ و جنازه است ، دارای نیرویی است كه بدن را از فساد حفظ می كند و به همین جهت در گورستان ها مورد استفاده قرار می گیرد؛ همچنین نمادی از لطافت و شادی است. سرو محبوب ترین درخت در باغ های ایرانی است.

چنار - درختان چنار بر محل وسیعی سایه می افكنند و مردم معتقدند كه این درخت ازشیوع تب و بیماری های عفونی جلوگیری می كند .چنار، نماد شكوه و تعلیم است .

كاج- این درخت نمادی از راستی، عمود بودن، نیروی حیاتی، باروری، قدرت شاخص، سكوت، گوشه عزلت، طول عمر و ایمان است.

تبریزی- این درختان با سرعت فوق العاده ای رشد می كنند و در معماری و ساختمان سازی كاربرد فراوان دارند ، از این درخت با عنوان درخت آبها یاد می شود. رنگ دو سوی برگهای این درخت متفاوت است لذا مظهریین، یانگ و سال قمری و شمسی و كلاَ همه جفتها محسوب می شود.

زبان گنجشك- این درخت نمادی از سازگاری ، تولید و تواضع بوده و عنوان درخت كیهانی مقدس را دارد.

درختان نزدیك خیابانهای اصلی یا نزدیك میان كرت معمولاً درختانی بوده اند كه چهار فصلشان زیبا بوده كه درختان كم برگ تر و اصلی دورتر كاشته می شدند. در باغ سازی ایرانی هر كرت به یك نوع درخت خاص اختصاص داشت؛ در باغ های ایران قدیم قسمت اعظم باغ را به كشت درختان میوه اختصاص می دادند، درختان میوه در فواصل و ردیف های مرتب وروی اصول دقیق گل دهی و میوه دهی در فصول مختلف سال غرس می شدند. مهمترین درخت میوه دار توت بود. در اطراف خیابانهای فرعی باغ، معمولاً توت برگی می كاشتند كه به علت هرس مرتب ،معمولاً كوتاه می ماند و وسط خیابان را نمی گرفت . در بعضی باغ ها یك بخش را به توت خوردنی اختصاص می دادند ، در بعضی جاها هم در محل تقاطع مرزها شاه توت یا توت سیاه می كاشتند. در نمادشناسی سنتی، توت به علت داشتن رنگهای سه گانه در سه مرحله رسیدن آن - سفید، قرمز، سیاه - نمادی از سه مرحله راز آِشنایی و سه مرحله زندگی انسان است. توت درخت حیات است ؛ مظهر جدیت، اطاعت و زندگی؛ و برای مقابله با قوای تیرگی نیروهای جادویی دارد. از دیگر درختان میوه ، درخت انجیر را می توان نام برد. انجیر نمادی از باروری، زندگی ، صلح و كامیابی است، گاهی درخت انجیر به معنی معرفت بوده و تركیبی از نماد اصل های مذكر و مونث می باشد. در باغ های ایرانی،‌این درخت در گوشه های باغ یا جاهایی كه انحنا داشت می كاشتند كه در پناه بیشتر میوه بیشتری بدهد. درخت مونیز در انواع مختلف آن مثل مودار بستی، سواره، پیاده و خوابیده مورد استفاده و كاشت بود. انگور سواره را رو به طرف شرق می زدند و انگور پیاده را داخل كرتها و معمولاًَ در جایی كه در برابر چشم نبود می كاشتند و در كنا ر آن برای ممانعت از هجوم زنبورهای مزاحم،‌فلفل كاری می شد . انگور نمادی از خرداست؛ حقیقت در شراب است؛ یك شاخه انگور نشانه ایزدان كشاورزی و باروری است و مظهر شراب زندگی و بی مرگی را تصویر می كند.از درختان میوه دار كه با تنوع زیاد و مرغوبیت فراوان در باغ های ایرانی كاشته می شدند می توان موارد زیر را نام برد:

سیب - نمادی از عشق، صلح وتوافق، الوهیت و معرفت.

گلابی- نمادی از امید و سلامتی، عدالت، دولت خوب و داوری عادلانه

گیلاس- نماد تولد برهنه انسان در جهان؛ بدون اینكه مالك چیزی باشد و همین طور بازگشت او به زمین .

هلو- اهداگر بی مرگی، دافع شر، میوه پریان.

آلو- مظهر آزادگی و وفاداری، طول عمر،‌پاكی، عزلت، خردسالی.

زالزالك- گیاه پریان، دافع شر، گل عروس رومی یونانی.

نخل- نمادی از شادی،‌شهوت، راستی، تبرك، ظفر، انسان راست كردار و درخت حیات

بادام- نمادی از بكارت، خودزایی، سعادتمندی در زناشویی، تجسم بیداری، مظهر ملاحت، دلربایی و لطافت.

گردو- خرد مكتوم، باروری و طول عمر، مظهر پایداری به هنگام بد اقبالی

علاوه بر درختان در نماد شناسی سنتی، گلها نماد اصلی منفعل، مونث و شكل مادگی هستند . جایگاه گلها در باغ ایرانی ، پای درختان بود. گلهایی كاشته می شد كه خاصیتی داشته باشند؛هم از عطر آنها استفاده می شد و هم از گلبرگهایشان حلوا و مربا و چیز های دیگر درست می كردند و برخی از آنها خاصیت طبی هم داشت . در میانكرت فرا روی عمارت اصلی باغ، اگر استخر نباشد ،‌گلستان است . در باغ ایرانی همیشه سعی می شد كه در گلستان همواره گل باشد. گل های تزئینی بیشتر در باغچه های جلو ساختمان و در محور ورودی و یا محورهای اصلی كه متوجه بناست كاشته می شوند. از گل هایی كه بیشتر مورد توجه ایرانیان بود ه است می توان به موارد زیر اشاره كرد:

گل سرخ - محبوبترین گل باغ های ایرانی گل سرخ است؛ در قلمرو گل های ایرانی ، گل سرخ دارای سلطه و تفوق می باشد و این طبیعی است كه كلمه گل در فارسی هم به معنای گل سرخ است و هم مطلق گل. گل سرخ نمادی است بسیار پیچیده ، گل هم زمان است و هم ابدیت؛ هم كمال آسمانی است و هم رنج زمینی.

بنفشه - نماد فضیلت و زیبایی نهفته، حجب

سوسن- نماد پاكی، صلح، رستاخیز و مظهر باروری ایزد بانوی زمین

سنبل- نماد دور اندیشی،‌آرامش فكری

پامچال- معرف پاكی، جوانی و گستاخی است

تاج خروس- گل جاودانه افسانه ای ، نماد بی مرگی، ایمان ، و وفاداری و ثبات در عشق

مینای چمنی- مظهر پاكی و معصومیت

زعفران- بی علاقگی، فروتنی، انكار نفس، گیاه خورشید

زنبق- نیلوفر یا زنبق تصنعی، گل نوروزندگی، شاه بانوی آسمان

نرگس- نماد خود بینی، خودشیفتگی، غرور، سایه خطا كارذات، باطن بینی، پاكی خاموش

یاسمن- كاشتن یاس زرد یا یاسمن در گوشه های گلزار در باغ ایرانی معمول بوده است . این گل نمادی از زنانگی، ملاحت، فریبندگی و جذابیت است.

منابع:

1- باغ ایرانی ، دكتر لطیف ابوالقاسمی ، انتشارات سازمان پاركها، 1371

2- باغ های ایرانی ، مهندس فرهاد ابوضیا، شماره 15 مجله آبادی

3- درختان مقدس و كهنسال ، دكتر محمد نقی زاده، شماره 24 ماهنامه پیام سبز

4- فرهنگ مصور نمادهای سنتی ، ترجمه ملیحه كرباسیان ، نشر فرشاد، 1379

5- نماد ها و نشانه ها ، ترجمه علی صلح جو ، انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1366

آخرین بروز رسانی ( ۱۵ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-10.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com