FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
ما و حقایق تاریخی چاپ ارسال به دوست
نویسنده تورج پارسی   
۲۹ تير ۱۳۸۶

«...در تاریخی که می کنم، سخنی نرانم که آن به تعصبی و تزیدی کشد». بیهقی

در سایت کمیته نجات گزارشی  را خواندم به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی  و از نشستی  در ارتباط با خلیج فارس. 

دراین نشست که به دعوت موسسه سحاب در محل این موسسه برگزار شده بود دکتر محمدحسن گنجی استاد بازنشسته دانشگاه تهران؛  دکتر بیژن اسدی استادعلوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه  بهشتی؛ محقق مسایل خلیج فارس و خاورمیانه، دکتر امیر احمدیان استاد بازنشسته دانشگاه تهران و متخصص آسیای میانه، خاورمیانه و خلیج فارس، علی بابا عسگری عضو بخش تحقیقات موسسه کارتوگرافی و جغرافیایی سحاب، مهندس محمدرضا سحاب مدیر موسسه کارتوگرافی و جغرافیایی سحاب و دکتر فرهاد فخاری استاد دانشگاه معماری و شهرسازی دانشگاه  بهشتی حضور داشتند.

بنظر من، نشست هایی از این دست بسیار لازم اند و باید حتی در دبستان ها و دبیرستان ها و دانشگاه ها هم به این مهم پرداخته شود، و خردپسند خواهد بود که نام دریای همیشه پارس بر دبستان ها و دبیرستان ها و دانشگاه ها هم گذاشته بشود. اما، ضمن سپاسگزاری و قدردانی از برگزار کنندگان چنین نشست هایی، ضروری دانستن که به یک پرسش و پاسخ خاص که در گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی آمده اشاره ای داشته باشم. چرا که دراین نشست، خبرنگار زهرا حاج محمدی، از دکتر اسدی (که بنا به استناد به همین گزارش استاد دانشگاه و محقق مسایل خلیج فارس هستند) پرسشی می کند که، شوربختانه، در پاسخی که به آن داده می شود، نه تنها نیت استعماری دولت فخیمه ی انگلیس مطرح نمی گردد بلکه گناه به گردن ناسیونالیسم رضاشاه، یا به بیان اینان رضاخان، گذاشته می شود. عین این پرسش و پاسخ در در اینجا نقل می کنم:

زهرا حاج  محمدی: آقای دکتر اسدی، رضاخان درواقع نخستین کسی بود که نام «پرشیا» یا «پرشین» را کنار گذاشت و نام «ایران» را به صورت بین المللی روی این سرزمین گذاشت. می گویند این اقدام او تحت نفوذ و فشار آلمان ها و انگلیسی ها بوده است. نظری هم وجود دارد مبنی بر اینکه اغلب کشورها اسم های دونامه دارند یعنی یک نام که در کشور خودشان رایج است و یک نام که در به عنوان نام بین المللی مورد استفاده قرار می گیرد. شاید وقتی نام ایران در مجامع بین المللی به «ایران» تغییر می کند؛ بابی باز می شود برای کسانی که منتظر فرصت بودند تا نام «پرشین گلف» (خلیج فارس) را به «خلیج عربی» تغییر دهند. به نظر شما این روایت مستند است؟

بیژن اسدی: یکی از معدود اقدامات ناسیونالیستی ملی ما تغییر نام از پرشیا به ایران بود. سیاست خارجی ایران در سال های آخر پهلوی اول و رفتن به سمت آلمان نازی و ارتباط خیلی نزدیک ایران با آن کشور، یکی از شواهدی است که نشان می دهد اعتقادات ناسیونالیستی رضا خان باعث این حرکت شده بود. در همان زمان رقابتی بین ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم عربی به وجود می آید. تغییر نام خلیج فارس هم به خاطر رقابت بین این دو ناسیونالیسم است .

خوانندگان شاید بیاد داشته باشند که آقای  «رامز فیلد»، در زمانی که  وزیر دفاع آمریکا بود، آبراه همیشه پارس را به نامی خواند که هیچگونه سابقه ی تاریخی نداشته و نخواهد داشت: «الخلیج العربی!» بی گمان آقای رامز فیلد می دانست که نام این آبراه پارس است و سازمان ملل متحد، که امریکا از بنیان گذاران آن و مقر دایم آن در نیویورک است، در جلسات رسمی خود به ویژه در دو مورد _ مارس ۱۹۷۱ و اگوست ۱۹۸۴_ با رای ۲۲ کشور عربی نام این خلیج را با تنها نام تاریخی - حقوقی آبراه واقع در جنون فلات ایران، یعنی «خلیج فارس»، معرفی کرده است . البته بی گمان آقای رامز فیلد آگاهانه و بنا بر مصلحت سرمایه و منافع دیگر، چشم بر حقیقتی آشکار پوشیده  و به نامی جعلی متوسل شده بود که با نام تاریخی - حقوقی این آبراه مغایرت دارد .

شور بختانه، بنا به گزارش خبر گزاری ها و به ویژه سایت  بی بی سی، در روز شنبه ۲۰ نوامبر ۲۰۰۴ موسسه ی نشنال جیوگرافیک که از اعتباری جهانی در دانش جغرافیا برخوردارست در اتلس تازه ی جهان که منتشر کرده بود نسبت به اتلس پیشین خود تغییراتی داده بود که از جمله ی این تغییرات یکی هم گنجاندن نام خلیج عربی در داخل پرانتز در مقابل خلیج پارس بشمار می آمد.

آقای «الن کرول»، مسئول گروه تدوین کننده ی نقشه های اتلس، گفته بود که گذاشتن نام خلیج عربی در نسخه ی تازه نشنال جیوگرافیک به این دلیل است که برخی کشورها این نام را به صورت رسمی بر خلیج فارس نهاده و استفاده می کنند و ما نیز بر کاربرد این نام در این کشورها اذعان داریم!

دلیل و خواست این موسسه ی به اصطلاح علمی، که از اعتبار جهانی هم برخوردارست، در حد تفکر وپیشنهاد خلخالی است. ایشان نیک آگاهند که یک نام حقوقی - تاریخی را نمی توان تغییر داد مگر به مصلحت منافع و سرمایه و دلار های دریافتی! اما باوجود حال عرض خود بردن است .

استرابو  strabo   (۶۳ ق.م. تا ۲۴ dب.م.)، تاریخ دانی که به «پدر جغرافیا» نامورست، از چهار دریای دنیای قدیم نام می برد :

۱- دریای روم که امروز دریای مدیترانه نامیده می شود

۲ _ دریای پارس یا سینوس پرسیکوس Sinus persicus

۳ _ خلیج عربی که امروز دریای سرخ نامیده می شود

۴ - دریای مازندران

دریای پارس، یا سینوس پرسیکوس، میان ایران و شبه جزیره ی عربستان واقع شده و با دریای عمان از راه تنگه هرمز پیوند پیدا می کند. بر شمالی آن، یعنی از دهانه ی اروند رود تا تنگه هرمز، کرانه ی ایران زمین است و در اندک مساحتی از گوشه شمال غربی آن کشورهای ایراک (عراق) و کویت جا گرفته اند .در روزگار شاهنشاهی هخامنشی این دریا را «پارسا درایا» (Parsa draya) می گفتند که با آنچه امروزه ایرانیان کرانه نشین این دریا، از بوشهر تا بندر عباس، در گویش خود به کار می برند نزدیک است: «دریه ی پارس».تنها از آغاز سده ی بیستم میلادی در نوشتارهای جغرافیایی واژه خلیج به جای واژه ی دریا به کار گرفته شد و در عوض کمتر از نام درست آن که دریای پارس است و تاریخی چند هزار ساله پشت سر دارد سود جستند . چه خوبست ما نیز همچون کرانه نشینان آن آنرا «دریای پارس» بخوانیم و از بکار بردن واژه ی «خلیج» بجای «دریا» بپرهیزیم.در سال ۱۹۳۰، یعنی نه سال پیش از جنگ دوم جهانی، بر مبنای سیاست استعماری دولت انگلیس، شخصی به نام «سر چارلز بلگریو» Sir charles) Belgrave)، نام بی مسما و بی سند «خلیج عربی» را به کار برد . او که نماینده ی سیاسی بریتانیا و، از سال ۱۹۲۰ تا دهه ۱۹۵۰، مشاور امیر بحرین بود، طرح تغییر نام دریای همیشه پارس را ریخت و به وزارت امور خارجه دولت متبوعه خویش پیشنهاد داد و، پیش از آنکه پاسخی دریافت کند، برخی ادارات دولتی را تشویق نمود تا از نام جعلی خلیج عربی استفاده کنند. اما دولت بریتانیا، به علت درگیرهایی که با رضا شاه و جنگ دوم جهانی پیدا کرده بود، این پیشنهاد را بایگانی کرد بی آنکه آن را از چشم دور نگه ندارد. در واقع بریتانیا شیوه دیگری را در پیش گرفت به این صورت که از دهه ۱۹۵۰ کوشید عرب ها را از گوشه و کنار تشویق کند که به بحرین کوچ کنند تا بومیان ایرانی در اقلیت قرار گیرند. این کار نیز توسط «چارلز بلگریو» انجام یافت بطوری که تا پایان دهه ۱۹۶۰ بر جمعیت عرب مهاجر افزوده شد و گروه اکثریت جامعه را تشکیل دادند و، در واقع، گامی دیگر در در راه ایران زدایی از دریای پارس تبرداشتند. بدینسان، نقشه شوم نماینده سیاسی انگلیس آتش زیر خاکستری بود که نیاز به فرصت تازه داشت، و این فرصت هم در سال ۱۹۵۸ در ایراک (عراق) به وجود آمد .

اساساً ببینیم که چگونه کشوری به این نام شکل گرفته بود. پس از شکست دولت عثمانی در جنگ دوم جهانی اول، فاتحان جنگ، یعنی انگلیس و فرانسه، برای حفظ منافع خود در سرزمین های شکست خورده دست به تشکیل کشورهایی کوچکی همچون سوریه، ایراک، لبنان و اردن زدند و در کشورهای تازه تاسیس دولت های سرسپرده خود را بر سر کار آوردند .در این جریان نقش موثر «ادوارد لارنس» (Edward Thomas Lawrence)، باستانشناس ، افسر ، سیاستمدار و نویسنده ی انگلیسی یا به گفته ای جاسوس انگلیس که به «لارنس عربستان» (  ۱۹۳۵- ۱۸۸۸ م ) نامور شد و سپس تر دارای عنوان  Sir  هم شد برجسته است . لارنس توانست فیصل، پسر حسین، شریف مکه، را که از سرسپرده گان دولت بریتانیا بود و در جنگ انگلیس بر علیه عثمانی شرکت بی چون و چرا داشت به کنفرانس صلح پاریس (۲۹ ژانویه ۱۹۱۹ ) بفرستد و پس از این کنفرانس بود که فیصل به عنوان پادشاه سوریه تعین شد اما، چون سوریه تحت قیمومت فرانسه قرار گرفت، فرانسویان فیصل را نپذیرفتند و لارنس دوباره به برپایی کنفرانسی در قاهره دست یازید که در آن سر چرچیل، سرپرسی کاکس، گرترودیل و جان فیلیپی شرکت داشتند. در این کنفرانس، فیصل، با پذیرش همه ی شرایط بریتانیا به عنوان دست نشانده انگلیس به پادشاهی کشور نو بنیاد ایراک تعیین یا منصوب شد ( اگوست ۱۹۲۱). در طول ۳۷ سال «سرسپردگی / پادشاهی» این فیصل، یعنی از اگوست ۱۹۲۱ تا کودتای جمهوری خواهان در جولای ۱۹۵۸ به رهبری سرهنگ قاسم که طی آن فیصل دستگیر و کشته شد، ۵۸ هیات دولت در کشور ایراک تشکیل شد که از آن میان نوری سعید (۱۸۸۸-۱۹۵۸ م )۱۴  بار به نخست وزیری رسید. فیصل و هیات های دولت او سرسپرده سیاست استعماری انگلیس در منطقه بودند.سرهنگ عبدالکریم ابن قاسم مقصود (۱۹۶۳-۱۹۱۴ م) که درس خوانده ی مدرسه های نظامی بغداد و انگلستان بود و در ۱۹۴۸در جنگ بر علیه اسراییل و در سال ۱۹۵۶ در جریان بحران کانال سوئز شرکت کرده بود، در جولای ۱۹۵۸ کودتا کرد و رژیم سلطنتی ایراک را بر انداخت و با سمت نخست وزیر و فرمانده ی کل قوا و ریاست جمهور کار خود را آغاز کرد. این سرهنگ چهل و چهار ساله از همان آغاز به دست آوردن قدرت سیاسی - نظامی ادعای رهبری جهان به اصطلاح عرب را داشت، اما رقیب او در این میان سرهنگ چهل و دو ساله ی مصری، جمال عبدالناصر (۱۹۷۰ - ۱۹۱۶۹ م )، بود که دشمنی با اسراییل نامش را بر سر زبان انداخته بود و چشمان به اصطلاح جهان عرب به او دوخته شده بود.

قاسم برای اینکه میدان را از دست رقیب مصری بیرون بیاورد، بپیشنهاد بایگانی شده ی «سر چالز بلگرید» را دوباره به جریان انداخت، به این صورت که نام «دریای پارس» را «الخلیج العربی» و «خوزستان» را نیز «عربستان» اعلام کرد. اما شگرد سرهنگ قاسم نزد عرب ها نگرفت؛ به طوریکه حتی کویت در سال ۱۹۶۱ قرارداد استقلال خود از انگلیس را همراه با ذکر نام «الخلیج الفارس» امضا کرد.

تلاش و تبلیغات ناصریسیم و بعث عراق و سوریه اما سرانجام بی ثمر نماند و در دهه ی ۶۰ تا ۷۰ در جهت پیشبرد پان عربیسم، که در واقع یک رودرویی آشکار با ایران بود، نهادهایی در شیخ نشین های دریای پارس شکل گرفتند. این نهاد ها، که اغلب  در دانشگاها و مراکز علمی و پژوهشی فعالیت می کردند، زیر پوشش سیمنارها و کنفرانس های پژوهشی (!) و با بودجه های کلان به شیوه های گوناگون پژوهشگران را وادار می کردند تا نام غیر تاریخی - حقوقی الخلیج العربی را در تحقیقات و نوشته های خود به کار گیرند . در این راه پول نفت کشورهای عربی بی دریغ پخش شد و، درنتیجه، بسیاری از مراکز دانشگاهی و پژوهشی، و به ویژه شرکت هایی که در حوزه ی چاپ تاریخ و جغرافیا کار می کردند، نام جعلی خلیج عربی را پراکندند و از خوان دلارهای نفتی بهره ها بردند. در معرکه گیری پان عربیسم B B C و تایمز لندن نیز نقش عمده ای را بازی کردند آنچنان که در سراسر دهه های شست و هفتاد روزنامه های انگلیس تحت تاثیر رادیو ی فراگیر بی بی سی از نام من درآوردی و مصلحتی «خلیج» سود می جستند. بدینسان، در آن دو دهه بصورتی شگفت آور تمام خلیج های دنیا نام داشتند مگر دریای پارس که در سراسر تاریخ نام و هویتی تاریخی داشت. اقدام موسسه ی نشنال جیوگرافیک نیز آخرین نغمه شومی بود که از همین ساز بر می خاست.

شوربختانه، در برابر پان عربیسم کاری انجام نشد و، در نتیجه، اینان نه تنها نام دریای پارس را ـ به خیال خود ـ با پول نفت تغیر دادند بلکه پدیده های فرهنگ پربار ایران زمین را نخست به نام تمدن اسلامی (!) و سپس به نام تمدن عرب (!) به دنیا معرفی کردند. اکنون این کوتاهی حتی سبب شده است که در انسیکلوپدیا ها، رادیوها، تلویزیون ها، کتاب های درسی مدارس و دانشگاه های غرب آنچه ایرانی و آفریدهء فرهنگ ایرانی است به نام عرب گفته و نوشته شود و با عبارت «غرب مدیون تمدن عرب است» مهر تایید و تکریم بر پای این جعلیات گذاشته شود .

خوشبختانه در سال ۱۹۸۸، ایرانیانی آگاه و مسئول، که بیشتر آنها از دانشگاهیان هستند، احساس مسئولیت کرده و، دور از بی حالی و بی تفاوتی و حتی محافظه کاری، سازمانی برای نگهبانی و دفاع حقوقی - تاریخی هویت دریای پارس تشکیل دادند. این سازمان برای نهادها و شرکت های متخلف نامه هایی را که از پشتوانه ی تاریخی حقوقی برخوردارست می فرستد. این روشنگری و آگاهی در بسیاری از جاها اثر مثبت داشته مگر در نزد شرکت هایی که در کشورهای عربی منافع بی شماری دارند .

سرچشمه ها

Sven Tägil Konflikt o samarbete vid Persika vilken   lund University Press

پیروز مجتهد زاد   خلیج پارس در درازنای تاریخ ره آورد شماره ۴۰ زمستان ۱۳۷۴

پیروز مجتهد زاده بحرین جز خاک ایران نبود که جدا شد

 ره اورد شماره ۴۸ پاییز ۱۳۷۷

فرهنگ معین

ماهان عابدین کیهان لندن شماره ۹۷۰ دوازده شهریور ۱۳۸۲

نام دریای پارس در برخی زبان های گیتی

انگلیسی      Persian Gulf

آلمانی          Persischer Golf

ایتالیایی      Golfo persco

فرانسه        Golf Persique

روسی         Persidskizaliv

ژاپونی       Perusha wan  

   PersianGulf task Force ْ     

Who We Are

Executive   Board Member

   Mahammad Ala   

javad fakharzadeh javad۱@rcn.com

afshin ddastafshan persiafshin @yahoo.com

Advisory Board memmber

momammad Navab

hamid zangeneh      Hamid.zanganeh @ widener.edu

Farhang   Mehr           

Trita Parsi   

Davood Rahni   

Pirouz   Mojtahed zadeh   

public Relations director Jamshid Charmchi   

آخرین بروز رسانی ( ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Mozafaraldin-shah-ghajar.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com