FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
جنگ بی رحمانه آخوندیسم چاپ ارسال به دوست
نویسنده کاظم رنجبر   
۰۵ شهريور ۱۳۸۶
فلسفه سیا سی ، یا فلسفه روزه خوانی ؟جنگ بی رحمانهً آخوندیسم ، علیه تاریخ و فرهنگ ملت ایران.(بخش هشتم) 

 پیشگفتار: شاید خوانندگان تعجب بکنند ،که در مقا لات گذشته ام  ، در رابطه ماهیت آخوندیسم ، همیشه به  این جمله تکیه کرده ام ،اگر چه حاکمیت مطلق روحانیون حکومتی ،در طول 28 سال ، زیر لوای  ولایت مطلقه فقیه ، خسارات بسیار سنگین ،چه از جنبه معنوی و  مادی ، به جامعه ایران وارد کرده است ، اما در تحلیل نهائی ، یک شانس بزرگی بود ،که توده ملت ، این حضرات را در اریکه قدرت  دیدند و متوجه به ماهیت ذاتی آنان شدند. حتمأ همو طنان ایکه ، سن بیش از 50 سال دارند ، بخاطر خوا هند داشت ،که در گذشته های نه چندان دور ، در جامعه ایران ، روحانیت  از یک احترام و منزلت استثنائی برخوردار بود . خوب بخاطر می آورم ،و قتیکه یک آخوند از یک کوچه می گذ شت ، پیرو جوان ، حتی لات و چاقوکش محل ضمن سلام وعلیک صمیمانه  خود را به کنار دیوار می کشید و ، برای راحتی آخوند ، به او راه می دادند. در سالهای 1330 ، روحانی ، مظهر معنویت ، اخلاقیات ،و علم  بود . اگرندرتأ  فردی  در نوشته های خود ، انتقاد منفی از روحانیت میکرد ، در افکار  عمومی ، این رفتار و انتقاد ، چندان ، خوش آیند نبود .خوشبختانه روحانیون به قدرت رسیدند ،و اینبار ملت   چشم وگوششان باز شد و این قشر جامعه را ، در عمل و در مسئولیت کلان کشور داری دیدند . در طول  این 28 سال ، حاکمیت مطلق روحانیون حکومتی ، بخاطر عدم آگاهی  این حضرات از مسائل دنیا و مدیریت جامعه  ، چه از جنبه اقتصادی- اجتماعی و چه ازجنبه  ، دیپلماسی و سیاسی  ؛ علمی و فرهنگی ، چنان کشور را به قهقرا رانده اند ، که بخش مهم ملت نگران آینده مملکت ، خصوصآ نگران  استقلا ل و تمامیت ارضی کشور هستند .یکی از اهداف  آخوندیسم حکومتی ، از بین بردن تاریخ و فرهنگ کهن  ملت ایران است . در این راه روحانیون آنچنان تلاش می کنند ،که گوئی ، ایرانیان قبل از اسلام ، یک مشت انسان های بی فرهنگ ، و فاقد  باور های دینی و معنوی   بودند ، که :« خوشبختانه  اعراب  مسلمان ، با خواهش و تمنا و من بمیرم ،تو بمیری ملت ایران  ، قدم رنجه فرمودند ، به این کشور آمدند  ،و ما ملت ایران را که تا آنروز نمی دانستیم چگونه  فلان جای مان را بشوئیم ، یاد مان  دادند ،که بلی با سه سنگ و و یا سه کلوخ هم  می توانید این کار رابکنید   و بعد  حتی می توانید ، نماز هم بخوانید ،و نماز تان قابل قبول است . و یا اگرحشفه داخل کشفه شد ، چه انزال رخ دهد و چه رخ ندهد غسل واجب است. ملت ایران که بنا به شواهد مورخین معتبر دنیا  بنیانگذار  یکی از با شکوهترین امپراطوری عهد باستان بود ، نمی دانست که اگر جوانی ناشی از زلزله این «قهرو خشم  الله !!!» از طبقه یک ، به رختخواب عمه اشکه در طبقه هم کف خوابیده است  بیفتاد ، و در این افتادن نا خواسته در عٌمه اش دخول حاصل شود ،و عمٌه ناشی از این عمل   حامله شود ، بچه حلال زاده است یا حرام زاده ؟ خوشبختانه ،آیت الله خمینی  با آن علم و دانشش اش ،ما ایرانیان را از این « جهل و نادانی مان » آگاه کرد  گوئی تمام مسائل حیاتی و اساسی  ملت ایران، مسائل مربوط به  شکم و زیر شکم هستند  !!! آخوند ها بیش از 14 قرن است  تلاش می کنند ،که این باور را در جامعه ایرانی بقبولا نند ،که ما ملت ایران ، از اعراب مسلمان ، که با دسته گل و سوغاتی و میوه های بهشتی  برای مسلمان کردن ماقدم رنجه فرموده ، با صلح و صفا به  ایران تشریف آوردند ،باید  تا آخر عمرمان قدر شناس باشیم . چون اگر آنها تشریف نمی آوردند ، ما ایرانیان نمی دانستیم که فلان جایمان را باید چگونه بشوئیم !!! باید یاد آور بشوم که اینجا ، هدف عرب، یا مسلمان   ستیزی  نیست ،  بلکه معرفی سیاست فرهنگ بر باد  ده آخوندیسم   در رابطه با  تاریخ و فرهنگ ایرانی است . گرنه ملت های عربی ،امروز به هم همان اندازه که ما ایرانیان ، از جهل و خرافات حاکم در جامعه رنج می بریم ، آنها نیز رنج می برند .برای نمونه این بار  به سخنان « فیلسوف و متفکر بزرگ » انقلاب اسلامی  ، آیت الله مرتضی مطهری ،که به بنا به نوشته خود ، در 18 سالگی ، اصول فلسفه را نوشته است ،در رابطه با اعیاد و مراسم نوروز باستانی ایرانیان  نگاه می اندازیم.این سخنان را « آیت الله  فیلسوف »در رابطه با چهارشنبه سوری آخر سال  از رادیو دولتی جمهوری اسلامی فرموده اند:   « نیاکان ما در گذشته چنین می کردند ما هم چنین می کنیم . چهارشنبه آخر سال می شود، آخر سال شمسی ، چهارشنبه آ خر اسفند ماه می شود .بسیاری از خانواده ها ،که باید بگویم ، خانواده های احمق ها ، بسیاری از خانواده های احمق ها ده یا الله آتشی روشن میکنند ، هیزمی روشن میکنند، بعد آد م ها ی سرو برو گنده ، با آن هیکل های نمی دانم چنین و چنین ، از روی آتش می پرند. ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من.آه این چقدر حماقت است .خوب چرا چنین می کنید؟ آقا یک سنٌت است ما ل ما مردم.از قدیم پدران ماچنین می کردند. قران می گوید: اولوکان اباهم لایعقلون شیأ.اگر پدران گذشته تان چنین کاری  می کردند،شما می بینید یک کار احمقانه است، دلیل خریت پدران شما است  روشونو بپوشید.چرا دو مرتبه این سند حماقت را سال به سال تجدید می کنید.این فقط یک سند حماقت است،که هی کوشش می کنید  که این سند حماقت را همیشه زنده اش نگاه دارید.مائیم که چنین پدران احمق داشتیم .اولوکان اباهم لایعقلون شیأ.از طرف دیگر قران نمی گوید ،هرچه که سنت است ،پس باید درهم کوبید و هرچه کهه نو است...  نو گرائی –یک عده هم می گویند نوگرائی .. این چطور ؟ نوگرائی هم درست نیست .برای اینکه نو گرائی درست نیست .....(ماخذ سایت اطلاعات نت 13مارس 2007 سخنان آیت الله مرتضی مطهری در باره چهارشنبه سوری )اگر به این سخنان آیت الله مطهری دقیق بشوید ، ایشان ، در این سخنرانی دو دقیه اش ، 9 بار  ملت ایران را یا احمق ، یا خر می نامد ! چرا ؟ برای اینکه ملت ایران ، هزاران سال قبل از ظهور اسلام ، یک آداب و سنن ملی دارند ،که نه به فردی و نه به جامعه ، آسیبی می رساند،و یک مظهر شادی و سرور است . چرا چنین شخصیت روحانی ، به ملت ایران توهین میکند؟ این نوع رفتار  با این وقاحت و توهین علنی ،یک سیاست کاملأ طراحی شده است،که به آن نیز خواهیم رسید. آیت الله مطهری با سنت به نفع نو گرائی مبارزه نمی کند . چون در ادامه سخنان اش  به نو و نوگرائی هم حمله می کند و علنأ می گوید :نوگرائی هم خوب نیست .از منطق ایشان ، فقط بردهً آخوند بودن و یک مشت آدم های مفت خور  بار آمده  خوب است ،که هم برگردهً ملت سوار شده اند  تا  مفت بخورند و هم ملت و ابا واجدادشان را خرو احمق بنامند ،و مراسم قمه زنی و زنجیر زنی ، سینه زنی ، گل و خاک و خاکستر بر سرو صورت پاشیدن ،  دخترکان 9 سا له را در رختخواب مردان هوس ران شهوت پرست فرستادن ،ترویج فحشا  بنام صیغه و یا مته ، دروغ  و دروغگوئی بنام تقیه  خوب و دلیل عقل  وخرد علم ودانش حضرات است !!.این جنگ بی رحمانه آخوندیسم ،علیه تاریخ و فرهنگ ملت ایران ، کاملأ با برنامه منظم ، رهبری می شود .اگر چه آیت الله مرتضی مطهری  از این دنیا رفته است ، امٌا سیاست های فرهنگ ستیزی جمهوری اسلامی ،ادامه دارد . آیت الله خزعلی با عنوان :دبیر کل بنیاد بین المللی غدیر !!! چنین میگویند : چرا مردم ایران عید نوروز را عید بزرگ خود قرار می دهند؟ این یک خفتگی در ماست .عید غدیر 7 الی8 روز  تعطیل رسمی شود.«..»وی که  بیش از این عضو فقهای شورای نگهبان بود ، می افزاید :ما بنیاد غدیر را برپا کرده ایم که این عید بزرگ را زنده نگه داریم و تاکنون به مقامات ،از جمله به رئیس جمهور ، 7 نفر از وزرا و سر لشکر صفوی در این باره تذکرات لازم را داده ام..آیت الله خزعلی که در شورای اداری  زنجان سخن می گفت ، تصریح کرد : من شبانه یک سلام ابی عبدالله می دهم برای کسانی که عید غدیر را عید بزرگ خود قرار می دهند، در این روز لباس نو می پوشند ، صله ارحام می کنند و هدیه می دهند. دوسلام هم می فرستم به افرادی که این امر را به دیگران تبلیغ می کنند .(ماخذ سایت اطلاعات نت http://ettelaat.net/print.asp?id=19511 )قبل از اینکه به شکل گیری شخصیت (علمی و فلسفی ) آیت الله مطهری ، به استناد بر نوشته های شخص خود برویم ، یک سئوا ل را لازم می دانم ،که از آیت الله خزعلی بکنم. ایشان وعده می دهند من شبانه یک سلام ابی عبدالله می دهم برکسانی که عید غدیر خم را عید بزرگ خود قرار بدهند .اگر سلام ابی عبدالله آیت الله خزعلی برای هر یک نفر ،که عید غدیر خم را عید بزرگ خودقرار بدهند  ،فقط دو ثانیه طول بکشد ، فرض بر این بکنیم که دو ملیون ایرانی طرفدار اندیشه و عقیده آقای خزعلی باشند ، یک دعای ابی عبدالله در شب برای دو ملیون نفر ، احتیاج به 1111 ساعت ، یا 46 شبانه روز وقت لازم دارد ، حضرت آیت الله مثل اینکه یا حساب در حد سوم ابتدائی نمی دانند ، یا زبانم لال ، حرف مفت می فرمایند. درد آور اینکه این حضرات عضو شورای نگهبان یا سازمانی هستند ،که با شش نفر اعضا ، برای 70 ملیون ایرانیو آیندهً مملکت  تصمیم می گیرند . به قول زنده یاد دستاد علی اکبر دهخدا :بیله دیک بیله چغندر (برای چنین دیکی ، این چنین چغندری شایسته است !این  بار با استناد به سایت ونوشته های خود وخانواده  آیت الله مطهری ، لحظه ای بر شخصیت روانی و تربیتی ایشان نظر می اندازیم ، تا ببینیم ریشه این تحقیرو بی حرمتی ایشان ،نسبت به ملت و فرهنگ ایران از کجا ناشی می شود ؟خواب ما درآیت الله مطهری !مادر استاد در بارهً« عنایت الهی!!!» قبل از تولد او گفته است ، دو ماه قبل از تولد مرتضی ، شبی در خواب دیدم محفلی نورانی است و تمام زنان محل در مسجد اجتماع کرده اند .نا گاه بانوئی محترم وارد شد دوزن نیز همراه بودند ،که بر اهل مجلس گلاب می پاشیدند .چون نوبت به من رسید ، به آنان فرمود « سه بار گلاب بپاشید » از او  دلیل آنرا جویا شدم ، با خشروئی پاسخ دادند :« به خاطر آن جنینی که در رحم داری چنین کاری لازم بود ، زیرا او آیند هً درخشان خواهد داشت و به جامعه اسلامی خدمات عظیم و گسترده ای خواهد کرد. »  ماً خذ پایگاه شهید مطهری .www.m.motahari .comاگر به این داستان و خواب خیالی یک مادر دقیق بشوید ، از جنبه روانکاوی  به این عمل ، فانتاسم (Phantasme) میگویند .یعنی شخص آرزوهاو خیالات خود را ،واقعیت می پندارد.برای اینکه خانواده مطهری یک خانواده روستائی و روحانی بود ، در ایران عقب مانده از جنبه علمی و اقتصادی  عصر خانواده مطهری ، بزرگترین موفقیت اجتماعی  رسیدن به مقام روحانیت بود . اگرپدر مطهری فیزیک دان و یا پزشک معروفی بود ، مادرش در خواب و خیال اش، چنین آرزو می کرد که فرزندش ، فیزیک دان و یا پزشک معروفی خواهد شد. این نوع فانتاسم ها ،فقط مخصوص خانواده مطهری نیست . این بار نظری به سایت ، آیت الله موسوی  اردبیلی می اندازیم .

یکی از خاطرات ایشان از دوران کودکی ، مربوط به خوابی است که در آن سنین دیده بودند. خود ایشان در این باره می فرمایند : « در کودکی بسیار مشتاق زیارت امام زمان علیه السلام بودم و از این رو تمام اعمالی را که در کتاب ها جهت ملاقات ولی عصر ذکر شده بود ،انجام می دادم و سعی میکردم که حتی مستحبات را نیز ترک نکنم. تا اینکه شبی آن حضرت را در خواب دیدم و مانند کودکی که خود را به پدرش می چسباند ، دامن ایشان را گرفتم و خود را به پا های مبارک آن حضرت انداختم و از آن بزرگوار خواستم چیزی به من عطا فرمایند ،(می بینید  آخوند جماعت  از دوره کودکی ، حتی در خواب  هم تلکه میگیرند!!)   آن حضرت نیز انگشترفیروزه ای را از انگشت مبارکشان خارج فرمودند و دار انگشتر من کردند .وقتی این خواب را برای پدرم تعریف کردم ، به من گفتند که از این پس برای تو هیچ نگرانی ندارم ، چون زیر سایه الطاف امام زمان علیه السلام خواهی بود ..»ماخذ سایت آیت الله موسوی اردبیلی

www.ardabili.comخوانند گان اگر حوصله داشته باشندو به سایت روحانیون حکومتی نظر بیاندازند ، ملاحظه خواهند کرد ،که هرکدام از این حضرات ، خود را بطور مستقیم و یا غیر مستقیم ، به قدرت های ماوراء الطبیعه می چسبانند. اگر خاطرتان باشد ، رضا شاه و محمد رضا شاه هم ادعا می کردند ،که قدرت های غیبی سرنوشت آنها را رغم زده است و پشتیبان آن ها هستند. چیزیکه در این نوشته آیت الله موسوی اردبیلی قابل توجه است ، ایشان می نویسد تمام اعمالی را که در کتاب جهت ملاقات ولی عصر ذکر شده بود انجام دادم. ایشان کودک خردسال ، این کتاب ها را خوانده بودند، یا از پدرشان شنیده بودند؟ ملاحظه می کنید که روحانیون حکومتی  ، باور های خیالی خود را واقعیت می دانند.اگر پدر آیت الله مطهری وموسوی اردبیلی ،خا خام  یهودی و یاکشیش  مسیحی بودند ، در این خواب های خیا لی شان ، یا حضرت موسی و یا حضرت عیسی را  می دیدند. بی جهت نیست که حتی خط مشی و سیاست حاکم در ایران ولایت مطلقه فقیه ، سیاست خواب و خیال است. چون حضرات نه تنها به واقعیتها و حقیقت آشنائی ندارند بلکه از آنها بیزار هستند . آقای مشکینی و یا مصباح یزدی ، در روزهای انتخابات  امام زمان را در خواب ا می بینند.چراآیت الله مطهری این چنین بی پروا ، ملت ایران را احمق و خر خطاب میکند ؟برای پاسخگوئی به این سئوال ، به یک نکته بسیار مهم در تعلیم و تربیت شخصی و «علمی » ایشان دقت می کنیم ،که خود و خانواده اش در سایت منتسب به مطهری ذکر کرده اند . « اولین منبر !!! استاد حدود 13 ساله بود و تازه دورهً طلبگی را شروع کرده بودو خیلی هم به منبر علاقه داشت ،اما چیزی بلد نبود،که بر منبر بخواند ،دائی ما (منظور دائی مادر مطهری )مرحوم حاج شیخ علی متنی برای او نوشتند ، تا حفظ کندو در منبر بخواند ، روضه داستان ام سلمه بود که پیامبر اکرم (ص) شیشه ای را به او سپردند و فرمودند:« هروقت دیدی که خاک این شیشه به خون تبدیل شده بود ، بدان که حسین مرا شهید کردند.(این داستان کاملأ هم از لحاظ عقلی دروغ است و هم از لحاظ قرانی. چون خود پیامبر اسلام می فرمایند ، مردم از من انتظار معجزه نداشته باشید. من حتی نمی دانم فردا چه پیش خواهد آمد . چگونه پیامر اسلام می دانست که حضرت حسین شهید خواهد شد؟ حتی آخوند ها این داستان را در آورده اند که روزی پیامبر اسلام بر گلوی حضرت حسین که کود ک خرد سالی بود بوسه زد و گریست. اطرافیان از آن حضرت پرسیدند ، یا رسول الله چرا گریه می کنید ؟ بر گشت و گفت ، اینجا است که خنجر  شمر گلوی فرزندم را خواهد برید !!!) مرتضی بر روی منبر رفت ، تا متن را که حفظ کرده بود (بخواند)به روضه که رسید فراموش کرد که حضرت رسول (ص)به ام سلمه چه داده بود، دائی که پای منبر نشسته بود ، گریه میکرد و به پیشانی خود می زدو می گفت « آخ شیشه آخ شیشه» علیرغم تمامی تلاش دائی ، آقا مرتضی یادش نیامد که حضرت (ص) چه چیزی به ام سلمه دادند و از منبر پائین آمد ، اولین منبر او بود (.ماخذ پایگاه سایت مطهری.)یک لحظه به این نوشته های خود سایت  مطهری و بازماندگان ایشان دقیق بشویم ، و به بد بختی  وعمق  فقر فرهنگی ملت ایران  دقیق بشویم ،که کودک 13 ساله را که باید به ددروسو علوم جدید ، نظیر فیزیک ریاضیات ، شیمی ، تاریخ ملل ، ادبیات جهان آشنا بشود و یا از کلاس های هنری  و ورزشی استفاده بکند و یا با بچه های هم سن و سال اش  در کوچه  گردو بازی بکند ، دائی مادرش  ،از 13 سالگی به او مردم فریبی یاد می دهد ،که چگونه از برکت مردم فریبی ،میتواند به مقام و شهرت وچه بسا به مفت خوری برسد . روز عاشورا است دائی مادر به ظاهر گریه میکند و هی به پیشانی اش می زند و می گوید :آخ شیشه ،آخ شیشه !!!البته آیت الله مطهری و امثال ایشان که امروز بر سرقدرت هستند ، فر زندان  فقر و بدختی و جهل و خرافات  حاکم در ایران اند  ، که در طول تاریخ ، نظام استبدادی و سلاطین جبٌار همراه با شیخ السلام های در باری ،و سازمان آخوندیسم سیاسی و فرهنگی ، ملت را در چنین فقر  فرهنگی نگاه داشته اند ،که چنین مزخرفاتی رابه عنوان تاریخ اسلام وشیعه  برای مردم   روضه خوانی میکنند. شما فکر می کنید که در قصبات و شهر های کوچک و حتی شهر های بزرگ ایران سالن تئاتر ،و جود داشت و یا وجود دارد ،که ملت ایران ، بعد از کار های هفتگی خود ، برای بالابردن فرهنگ و آگاهی خود به تئاتر بروند و آثار  نمایش نامه نویسان جهان چون شکسپر ، مولیرو برتولت برشت  ودیگران ،  را ببیند؟ مسجد و آخوند و روضه خوانی و وعده های بهشت و ترس از جهنم ، تنها وسیله سرگرمی و حتی دانش ملت  ،خصوصأ در دهات عقب ماندهً ایران بود. بود ،و هنوز هم این چنین است .از خوانندگان معذرت می خواهم که یک بخش کوچکی از زندگی خصو صی ام را در اینجا به قلم می آورم .در یکی از مسافرت هایم به اسپانیا ، در یک شب تاریک ، راه ام را گم کردم ، و بعد از طی بیش از یک  ساعت راه کوهستانی با اتوموبیل  ، خسته  به یک شهر کوچک رسیدم بخاطر احتیاط ، تصمیم گرفتم ، شب در آن شهر بمانم . به میدان نسبتأ وسیع رسیدم و شب را در یک هتل نسبتأ فقیرمثل مسافرخانه های خودمان  گذراندم . صبح وقتی که پنجره  اطاقم را گشودم ، چشمم به بنای نسبتأ با شکوه باتابلوی بزرگ سالن تئاتر شهر افتاد . اگرچه برای اروپائیان یک چیز معمولی است ، اما برای من ایرانی ، که دروان کودکی ام رابا شبیه و  تعزیه خوانی، زنجیر زنی ، قمه زنی ،در شهر تبریز ، دومین شهر مهم سیاسی ،اقتصادی و سوق الجیشی ایران گذرانده ام ، دیدن سالن تئاتر در یک شهر کوچک اسپانیا ، تعجب آور بود . خصوصأ اینکه تنها سالن معروف تئاتر شهر تبریز با جمعیت بیش از 500 هزار نفر (اول انقلاب )را که به سالن شیرخورشید  ارک معروف بود ، نماینده آیت الله خمینی ، آیت الله قاضی در آذربایجان  به عنوان ایکه این مکان مرکز اشاعه فساد اخلاقی و ضد اسلامی است ،  بعد از به قدرت رسیدن آخوندیسم ،در سال 1359 با خاک ویران کرد.از مدیر هتل ، تعداد جمعیت شهر را پرسیدم . این شهرک با جمعیت 3 هزار نفری اش ، سالن تئاتر داشت و آثار معتبر نماشنامه نویسان را به مردم این شهر ارائه میکرد . هنر نمایشنامه نویسی و هنرپیشگی و کارگردانی تئاتر ، بخش بزرگی از فعالیت های فرهنگی و هنری غرب است . نقش اساسی این هنر ، بالابردن آگاهی و شعور اجتماعی یک جامعه است . از روزیکه جمهوری اسلامی  به قدرت رسیده است ، ریشه فرهنگ وهنر را در ایران سوزانده اند. آخوندیسم  ذاتأ با فرهنگ و هنر مخالف است  آخوندیسم مثل یک خفاش و شب پره ، جز سیاهی و  تاریکی رنگی نمی شناسد . کافی است به رنگ شهر های ایران نگاه بکنید، هم شهر ها در طول سال سیاه ، عزا دار  . آخوندیسم از پویائی اندیشه و شعور انسانی منزجرو متنفر است چرا در عزاداری شب در عاشورا، چراغ ها را خاموش می کنند و جو مسجد تاریک می شود؟ برای این است ،که آخوندی چون دایی بزرگ « استاد مطهری »  بظا هر گریه بکند و به پیشانی اش بزند ،  آخ شیشه  آخ شیشه بگوید و مردم را فریب بدهد . ،و امثال مطهری ها ، ساخته و پرداخته این سیستم فکری و این جامعه هستند که یک عمر ملت را فریب دادند .وقتیکه در آن شهر کوچک 3 هزار نفری ،آن سالن تئاتر را دیدم ،  غم واندوهی تمام وجودم را گرفت. این تئاتر ها ، حتی تئاترهای باشکوه شهرهای مهم دنیا چون لندن و پاریس و برلین ، نیوریوک واشنگتن ،بوسیله کمک های مادی  دولت اداره می شوند ، تا این مراکز فرهنگی ، بتوانند در بالابردن سطح آگاهی ملت  فعال بشوند . چنین ملت های با فرهنگ ،آلت دست بیگانگان و یا یک مشت آخوند   نمی شوند .در سال 1911 ،روسیه تزاری ،کینه ایکه از انقلاب مشروطه ملت ایران ، خصوصأ مقاومت دلیرانه مردم تبریز در مقابل ، استبداد محمد علی شاه، دست نشانده روسیه داشت ،  ارتش خود را ، برای چندمین بار وارد آذربایجان کرد. این ارتش بیگانه در دهات و شهر های مختلف آذربایجان  ضمن غارت و کشت و کشتار ، دست به انواع بی ناموسی نسبت  به دختران و زنان  آذربایجان کردند .همین ارتش روسیه  در روز عاشورای  آن سال ، هفت نفر از آزادیخواهان معروف تبریز منجمله مرحوم زنده یاد ثقته السلام و پسر 16 ساله علی مسیو  رابدار کشیدند . این نوجوان ایرانی آذربایجانی  با گفتن زنده باد ایران ، به پای چوبه دار می رود.  روز عاشور است این قشون بیگانه این  جنایات و بی ناموسی ها را میکند ، شما فکر می کنید در این روز آخوند ها پایگاه های مقاومت ملی ، جنگ های پارتیزانی  را سازمان دهی میکردند ؟ نه ،آخوند های هم یک عده مردم ساده و نا آگاه را در بازار های تبریز جمع کرده  مراسم روضه خوانی و مردم فریبی ، گریه برای حضرت سکینه ، علی اکبر و علی اصغر راه انداخته بودند .قشون متجاوز روس ، دهها علی اکبرو علی اصغر ایرانی را قتل عام می کند ، به دهها سکینه ، رقیه و فاطمه ایرانی تجاوز میکنند ، آخوند ها هم لت را برای مظلومیت حضرت سکینه به گریه می اندازند .!!!آقایان روحانیون ،  شماکه بخاطر یک مشت نوشته های بی پایه و خارج از منطق و عقل و حتی نا آگاهی فلسفی ، از آیت الله مطهری  ، استاد مطهری ساخته اید ، استادی که به فر هنگ و سنن  ملت اش از طریق رادیو تلویزیون دولتی که در اختیارش گذاشته بودید  توهین میکرد ، آیا خودتان صادقانه قضاوت بکنید ،چنین توهینی نسبت به ملت و فرهنگ ایرانی ناشی ار عقل بیمار گونه و بی سوادی آن مرد نبود  ؟درد این جا است ، که این آقایان روحانی  ،  که خود را عالمای اعلام و آیات اعظام مدانند ، خود شان بهتر از همه می دانند ،که اگر پایشان را از ایران بیرون بگذارند ، به آن علم شان ، یک نان خالی نمی دهند ،یا باید از گرسنگی بمیرند ،و یا گدائی بکنند. این آقایان نه تنها یک مشت خرافات را بنام دین و اخلاقیات و معنویات تبلیغ می کنند ، با تمام وقاحت ، علنأ به ملت ایران و آداب و سنن ایرانی  نیز توهین میکنند.55 سال پیش کودک دبستانی بودم ، و یک دوست همکلاسی داشتم ،که از دهات اطراف شهر تبریز آمده بود و پدرش کار گر ساختمان بود و زمستان ها هیزم شکنی میکرد . این مرد ساده روستائی در روز های عاشورا ، تحت تاًثیر تبلیغات همین آخوند ها  بر سرش قمه میزد . در یکی از این مراسم قمه زنی ، شدت جراحات اینقدر زیاد بود ، که این کار گر بدبخت و بی سواد ،  ناشی  از قمه زنی جراحات سنگینی برداشت و زخم سرش   چرک کرد و سه روز بعد از عاشورای آن سال  مرد ،بعد از مرگ  تنها نان آور خانواده  سه بچه یتیم و یک زن بی سرپرست ماندند. زن این مرد برای تامین مایحتاج روزانه ای خود و فرزندانش در خانه ثروتمندان شهر کلفتی میکرد و بچه هایش نیز مدرسه را ترک کردند و هرکدام در سنین کودکی ، شاگر کفاش و قصاب شدند .نه  حضرت حسین و نه حضرت عباس و نه روحانیون شهر تبریز بداد این خانوده رسیدند.  در حالیکه می دانید که  نه خود آخوند ها  و نه فرزندان این حضرات هرگز قمه، زنجیرو سینه  نمی زدند و امروز هم ، از برکت اسلام ناب محمدی حاکم در ایران ،این آقا زاده ها  نه قمه ونه زنجیرو نه سینه می زنند ، اما برعکس فساد مالی و رشوه گیری آنها  از شرکت های خارجی در راستای غارت  ثروت های ملی این مملکت ، تیتر روزنامه های معروف دنیا هستند .اگر ملت ایران ، نظام شاهنشا هی  را پشت سر گذاشت ، مسلم است  ، نظام شیخ شاهی را هم پشت سر خواهد گذاشت . اما آنچه که  آزادیخواهان و و طن دوستان صدیق ایرانی را نگران می کند  این  است ،که جهل  ونا آگاهی این حاکمان ، حتی استقلال و تمامیت ارضی کشور را به خطر انداخته است . اگر آقای خامنه ای در اولین پیام نوروزی خود از وحت ملی صحبت می کنند ،یک مردم فریبی  بیش نیست . آنچه که وحدت ملی ،واستقلال و حتی تمامیت ارضی کشور را تهدید میکند ،  خود این نظام دیکتتوری  و مبلغ جهل و خرافاتو تفرقه بین ملت ایران  است . آقای خامنه ای ، گویا به روح قانون اساسی ولایت مطلقه فقیه هم آشنائی ندارند. این قانونی که ملت ایران را به مسلمان،و غیر مسلمان و ، مسلمانان را به شیعه و سنی تقسیم کرده است و در راس ملت ایران ، خلیفه ای را بنام خلیفه امت اسلامی ، یا رهبر ، بدون مسئولیت با قدرت نامحدود ، خود را نماینده خدا بر جامعه ایران به زور اسلحه تحمیل کرده است ، خوداین نظام  بزرگترین عامل شکنندگی وحد ت ملی است .این نوع پیام فرستادن ها ، از سه حالت خارج نیست .1- کفکیر به ته دیک خورده ،  خان هم فهمیده که آش خیلی شور است .2-یک نوع مردم فریبی است ،که بخشی از ملت را به این نوع پیام ها شاد و امیدوار بکنند.3-یا  ترکیبی است از این دو ، برای ادامه قدرت.اما  باید گفت ، ملت بعد از 28 سال ، وعده و عید ، به این نوع  پیام ها ، کوچکترین اعتنا  نمی کنند . ، از روزیکه آقای خمینی وعده بی منطق و غیر عقلانی ، مسکن ارزان قیمت ، آب و برق و اتوبوس شهری مجانی داد ،و عملی نشد  ، اعتماد ملت به روحانیون حکومتی سلب  شده است  . گذشت آنروز هائیکه روحانیون  از طریق روضه خوانی ها و موعظه گوئی ها ملت ایران  را تحمیق ،و هرچه را که به نفع شان بود ، بنام تاریخ اسلام ،تبلیغ می کردند . امروز محقیقین وطن دوست و آزادیخواه ایرانی ، تا کوچکترین و تاریک ترین زوایای تاریخ اسلام ، قران ، زنگی پیامبر اسلام و شخصیت های بلافصل آن حضرت و وفرقه ها و مذاهب اسلامی   را با استناد به مورخین معتبر  دنیا ، چه عرب و چه ایرانی و و چه  مسلمان  چه غیر مسلمان تحقیق و تفسیر میکنند . این دوره   تحمیق ملت  و خرافات گوئی روحانیون  با پشتیبانی  یک عده از «روشنفکران دینی » که در حقیقت عمله تبلیغ و ظلم آنان بود گذشته است .امروز روشنفکران ایرانی ، به آن آگاهی رسیده اند ،که باشهامت و جسارت ، با عقل مستقل خودفکر و تحقیق بکنند .امروز سطر به سطر ، کتاب کشف و الاسرار، ولایت فقیه ، سخنرانی های  آیت الله خمینی مورد مطالعه  قرار میگیرند .روحانیت  در آینده،  در حیات سیاسی ایران نمی تواند  ،  نقشی داشته باشد . جدائی دین از سیاست ، و نقش دین به معنی  اخلاقیات و معنویات  بر منطق عقل و خرد ، تنها راه است ،که می تواند ، به این دوره ً تنفر و انزجار ملت از آخوندیسم  و دین سیاسی پایان دهد .- به قلم کاظم رنجبر ،دکتر درجامعه شناسی سیاسی - اقتباس بطور کامل و یا به اختصار با ذکر نام نویسنده و سایت  بلامانع است .

- پاریس 25 مارس 2007

آخرین بروز رسانی ( ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Taherian.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com