FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow تاریخی-فرهنگی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow حل معمای ثروت های مشروع و
حل معمای ثروت های مشروع و چاپ ارسال به دوست
نویسنده کاظم رنجبر   
۰۵ شهريور ۱۳۸۶

حل معمای ثروت های« مشروع ،و نامشروع روحانیون حکومتی».

  پیشگفتار:.در مقاله قبلی خود در رابطه باتبلیغ ازدواج موقت (صیغه)  از طرف روحانیون حکومتی ، که در واقع توهین به کرامت انسانی  وتحقیر زنان و دختران ایرانی است ، تا آنجائیکه من ، صاحب این قلم ، بررسی کرده ام ، بعد از انتشار آن مقاله ،هیچ یک از روحانیون مبلغ صیغه ، خصوصأ حجج اسلام ، آقایان محسن قرائتی ، و مصطفی پور محمدی ، وزیر کشور ، تا کنون در مراسم نمازجمعه سرار کشور  حاضر نشده اند ،که نشانی و شماره های تلفنی خواهران و دختران مجرد  خود را در اختیار جوانان نماز گزار بگذارند ، تا این جوانان ، حلال خدا را حرام نکنند. هانطوریکه در آن مقاله هم به این موضوع اشاره کرده ، بودم ، تبلیغ صیغه و ازدواج موقت توسط این حضرات ، در واقع علاوه بر اینکه توهین به شخصیت زن و دختر ایرانی است، در ثانی  نشانه از نا آگاهی و نداشتن برنامه های اقتصادی و اجتماعی  روحانیون حکومتیرا نشان می دهد.این آقایان فکر می کنند که در هزاره سوم ، جامعه را بایک مشت خرافات و شعار   می توان اداره کرد.موضوع دوم ، و در عین حال ، حاد در جامعه و افکار عمومی  ایران امروز ،حل معمای ثروت های« مشروع و نامشروع ، روحانیون حکومتی»  است . این معما هر از چند گاهی در نشریات و رسانه های گروهی داخل و خارج از ایران، پیش کشیده می شود ،و تا کنون هم هیچ یک از شخصیت های معروف حکومتی ، جواب قانع کننده ای نداده اند!!! گوئی ملت ایران حق ندارد بداند که آیا در طول حاکمیت مطلق 28 ساله روحانیون ، این حضرات و خانواده هایشان ،احتما لأ از راه نامشروع ،و غارت ثروت های ملی ،  معاملات پشت پرده  با شرکت های خارجی ،و یا بازرگانی خارجی ، رانت خواری  موفق به کسب ثروت  شده اند ، یانه .؟هدف این مقاله  هرگز و هر گز تهمت زدن  به فردی ، یا خانواده ای معین و مشخص نیست.تهمت و افتراء زدن و شخصیت و حرمت فردی  یا خانواده ای را به منجلاب کشیدن ، (بلا نسبت از خوانندگان گرامی ) ، یکی از پست ترین رفتاری است که از کسی سر میزند.در جامعه شناسی سیاسی، به این نکته  تاکید می کنند ،که دموکراسی ، نظام کامل و بدون عیب نیست، اما معا یب اش  نسبت به از نظام های استبدادی و تمامیت خواه کمتر است. در نظام دموکراتیک ، وطر فداران این نظام ، با آبرو حیثیت مردم و حتی رهبران سیاسی خود ، بازی نمی کنند، بلکه آبرو وحثیت هر شهر وند در پناه قانون است.اما  این نکته را نیز نباید فراموش کرد،که  همان نظام دموکراتیک ، به هر شهر وند  این اجازه را می دهد ، که بداند ، فلان شخص  حکومتی ، یا صاحب فلان موسسه صنعتی و یا بازرگانی ،و حتی یک شهروند ساده ، از چه طرق  مشروع و قانونی ، به ثروت و مکنت رسید است.در کشور سوئد ، هر شهر وند حق دارد بداند که فلان شهروند ، چقدر به دولت مالیات می دهد؟ اگر این چنین قانونی در ایران بود و عملأ اجرا می شد ، چه در زمان رژیم سابق ،و چه در زمان  «نظام اسلام ناب محمدی آقای خمینی» معلوم می شد فلان شاهزاده و یافلان آیت الله ، که همه آبا و اجداد اش و شرایط زندگی و مالی او را  می شناسند ،چگونه امروز به چنین ثروت و مکنت رسیده است؟از آنجائیکه هدف این مقاله ، هرگز تهمت و خدشه دار کردن ، حرمت و شخصیت  هیچ انسانی نیست ، ولی در عین حال نیز دفاع از حقیقت و عدالت است ، حل معمای  ثروت  های  نامشرع در جمهوری اسلامی را  که اغلب نیز در افکار عمومی  ملت ایران جایگاه ویژه ای دارد ، به «حل معماو مسئله ثروت های مشروع ،و خدای نخواسته زبانم لال ، ثروت های نامشروع خانواده آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی» اختصاص می دهیم. باز هم تکرار می کنم ، هدف و منظور این مقاله هرگز، تهمت  و انگ زدن  به هیچ فردو هیچ خانواده ای  نیست بلکه پیدا کردن راه وروش عقلانی ، منطقی و حقوقی این معمای  تا کنون حل نشده است ، که تا در نهایت ، این خانواده محترم ، از انواع تهمت ها و افتراء ها در رابطه با ثروت های آنها ( البته اگر ثروت نامشروع داشتند) خلاص بشوند .این معما را چگونه می توان حل کرد؟ایجاد ثروت ، و بر خورداری از مزایای آن نه تنها  حق هر انسان است ، بلکه در تمام دموکراسی های امروز ، مالکیت خصوصی  بخشی از حقوق لا ینفک  انسان شناخته شده است. بعلاوه از جنبه اقتصادی  ،در سطح کشور و یک ملت ،با عث تحرک و دینامیزم فعالیت های تولیدی مفید ، و بالا رفتن ثروت ملی و سطح زندگی جامعه می شود. به عنوان مثال ، در کشور ما ایران ، ملیونها هکتار زمین های قابل کشت  وجود دارند ،که اگر برنامه های سالم اقتصادی  وجود داشت ، یک عده انسان های فعال و مبتکر ، می توانستند و می توانند ، این زمین ها را به کمک  دانش و سرمایه  خود ،و حتی کمک ها و وام های دراز  مدت  تبدیل به واحد های تولیدی کشاورزی بکنند ،و با فراهم آوردن و تامین مواد غذ ائی ملت ، کشور را از وابستگی به کشور های بیگانه  نجات بدهند. این کار ، نمونه ایست از ایجاد ثروت ، تولید کار مفید اجتماعی ، که در نهایت ، حا صل این زحمات و کار ، بعداز پرداخت مزد  مناسب کارگران کشاورز ، و پرداخت مالیات واقعی به دولت ، منافع ناشی از آن متعلق به آن سرمایه گذار است ، که خود و خانواده اش ، با کمال راحتی  می توانند نسل ها از این ثروت استفاده بکنند.این تولید ثروت ناشی از اقتصاد سالم ، هیچگونه ارتباطی  با اقتصاد انگلی ، ناشی از دلالی ، رانت خواری ، احتکار ،انحصار واردات  اقلام مورد احتیاج کشور ، قاچاق کالا ندارد. در حقیقت  اینجا  هدف ما مخالفت با ایجاد ثروت ،و مبارزه با سرمایه داری نیست. درست برعکس ، دفاع از سرمایه داری  سالم و ایجاد کننده ثروت  برای کشور است.اگر در افکار عمومی جامعه ، هر از چند گاهی  به ثروت های فلان آیت الله به حق ، ویا به ناحق اشاره می شود ، منظور آن ثروت هائی هستند ، که شخص و خانواده اش  ممکن است از طریق رانت خواری ، اقتصاد انگلی ، قاچاق کا لا و انحصارواردات و یا صادرات  ،ویا از طریق  کمیسیون گیری درمعاملات دولتی  به چنین ثروت هائی رسیده اند ،و چنین امکانت ، فقط وانحصارأ در اختیار این حضرات و خانواده های آنان هستند ، برای اینکه ارکان حکومتی را انحصارأ  این خانواده ها در اختیار دارند .در اینجا  بطور کلی به یک اصلی اشاره می کنم ، و امیدوارم ، که چه امروز و چه در آینده ، این اصل  ،بخش از اخلاق و رفتار  اساسی سیاستمداران وطن ما قرار بگیرد. شارل منتسکیو ، در اثر معروف خود «روح القوانین » از یک اصطلاح کلیدی در سیاست صحبت می کند ، اواین اصطلاح را فضیلت سیاسی  می نامد . برای توضیح و تفسیر این اصل ، به یک شخصیت سیاسی و مبارز و آزادیخواهی از کشور  چک ، بنام آلیوس  راشن(Alios RASIN-تولد 1868-مرگ 1923) اشاره میکنم. این مبارزو آزادیخواه ،که برای آزادی وطن اش از چنگال امپراطوری اطریش ، تا یک قدمی مرگ پیش رفت ، اما با تخفیف یک درجه از طرف امپراطوروقت به حبس ابد محکوم شد ، با شکست اطریش در جنگ اول جهانی ،رهبران سیاسی  ملت چک ، همراه بارهبران سیاسی  ملت اسلواک اولین جمهوری چکسلواکی را بنیان گذاشتند .آلیوس راشن در اولین حکومت جمهوری چکسلواکی  وزیر اقتصاد بود .این مرد مبارز و آزادیخواه و ضد استبداد سخن معروفی دارد  ،که چنین می گوید :مبارزان آزادیخواه برای رسیدن به اهداف خود ، دو وظیفه دارند 1-به ملت خود دروغ نباید بگویند.2- با سوء استفاده از مقام و شهرت خود ، از راه نامشروع ثروت نیاندوزند.  ضرب المثلی است در فرانسه ،که میگوید: اگر می خواهی انسان ها را بشناسی ، ببین با پول چه رابطه دارند منظور از فضیلت سیاسی  مبارزان  سیاسی این است . روحانیون حکومتی ایران ، دارای فضیلت سیاسی هستند؟هر از چند وقت ،در رسانه های گروهی ، خصوصأ رسانه های خارج از کشور ، خود وخانواده آقای رفسنجانی را متهم به جمع آوری ثروت  نامشروع می کنند.در مقابل این اتهام ، شخص آقای رفسنجانی و خانوادهً ایشان ، در دفاع از خود  ، چنین اظهار می دارند «.. که ما قبل از انقلاب ، ثروت خانوادگی مان بیشتر از امروز بوده است و بعلاوه ما صورت دارائی هایمان را به قوه قضائیه در زمان ریاست آقای محمد یزدی  ابلاغ کرده ایم ، وهرکس ثابت کرد که ما ثروتی، املاکی  بیشتر از آنچه را که در اظهار نامه قید نموده ایم ،برود آنها را تصاحب بکند.(نقل به مفهوم ). در این اواخر هم آقای رفسنجانی در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار کرده اند ،که قبل از انقلاب صاحب خانه مسکونی بودند ، در صورتیکه امروز اجاره نشین هستند،و یکی از فرزندانشان نیز گفتند« که پدرم قبل از انقلاب 100 تا 200 و300قطعه زمین داشتند ،و بخشی از آنها را برای تامین مسکن  به طلبه های حوزه قم  بخشیده اند. این اظهارات ،  ولو بطور خلاصه ، جوابی است که خانواده آقای رفسنجانی  در جواب به افکار عمومی  جامعه ایران می دهند . اما با وجود این اظهارات ، تا کنون معمای  ثروت خانواده روحانیون حکومتی ، خصوصأ خانواده آقای رفسنجانی را  در پرده ابهام گذاشته  و حل نشده است ! چگونه می توان این معما را حل کرد ،و این خانواده را از افتراء واتهام راحت نمود ، که بعد از آن دیگر یک عده چه بسا  مغرض  این چنین نا جوانمردانه ، این خانواده را متهم نکنند؟راه حل این معما ، بسیار ساده است . هروز در ممالک مختلف جهان ، این چنین  اتهاماتی  به یک فرد و یا یک خانواده ای زده می شود . در کشور هائیکه نظام دموکراتیک  و استقلال قوا و آزادی مطبوعات حاکم هستند، مطبوعات  آزاد و روزنامه نگاران  ایکه با نام و تخصص رونامه نگاران تحقیق کننده (investigation journalisme  ) این نوع معما ها را ، ولو بعضأ بامشکل ،ولی د رنهایت حل می کنند. معمای واترگیت ، که در آن رئیس جمهور منتخب ملت آمریکا ریچارد نیکسون  ، دستور داده بود که ماموران  اف- بی- آی ،به ظاهر در لباس لوله کش  از مقر حزب دموکرات آن کشور جاسوسی بکنند ، این عمل غیر قانونی ، با پشتکاروشجاعت  دو روزنامه نگارواشنگتن پست آمریکا  ، بنام های : کارل برنشتاین و باب  وودوارد پی گیری شد ، و در تاریخ آمریکا با عنوان مسئله واترگیت ثبت گردید و در نهایت یکی از مقتدر ترین رئیس جمهور آن کشور ، بخاطر بیان کذب و دروغ به ملت خود ، در 8 ماه اوت 1974 ، «مودبانه » مجبور به ترک قدرت گردید قدرت دموکراسی های جهان نیز در این نکته است ،که مطبوعات آزاد و استقلال قوه قضائیه ،تا اندازه ای  مانع آن می شوند که حاکمان به ملت خود دروغ بگویند ، ویا ثروت های خود را از نهاد های دولتی و اداره مالیات پنهان نگاه دارند.ثروت مشروع ، و خدای نخواسته نامشروع  خانواده آقای رفسنجانی هر اندازه هم باشد ، به نفس خود اصل مسئله نیست ، بلکه اصل مسئله بیان حقیقت و شناخت واقعیت است . در تاریخ  یک قرن اخیر ایران ، مردان سیاسی ، چون رضا خان قزاق ، با یک جفت چکمه سوراخ وارد قزاقخانه شد ، ولی وقتی که با عنوان رضا شاه از ایران فرار کرد ، سند مالکیت بیش از 5 هزار ملک ،و 68 ملیون تومان را در مقابل چند مثقال نبات ، به فرزندش  محمد رضا شاه بخشید  روحانیون حکومتی که در 28 سال گذشته ، با تمام  قدرت انحصاری،و استبدادی  ،  برتمام ارکان های سیاسی ، اقتصادی ، مالی ،حکومت می کنند ،سن متوسط آنان بین 80 تا50 سال است. .تاریخ و شخصیت های تاریخی  80 سال گذشته ایران ، تاریخ دوران هخامنشی ، یا ساسانی نیست که بگوئیم ،  مورخین یونانی  و رومی در باره این سلسله هاو شخصیت ها  چنین و چنان نوشته اند. همه این آقایان روحانیون را ،فامیل  دوستان ، آشنایان ، همسایه ها و هم ولایتی هایشان    از اصل و نسب می شناسند . پدرشان ، مادرشان ، روستاو شهرشان ، محل اقامت شان برای ملت ایران ، مثل روز روشن آ فتابی ، مشخص است. حتی بعضی از این آقایان  در سایت های خود ، با تمام شهامت می نویسند ، که از خانواده  فقیر بودند ،و در کجا درس خواند ه اند  ،و کی به حوزه علمیه رفته اند ،و پیش چه کسی درس خوانده اند.****************آقای علی اکبر رفسنجانی بنا به نوشته خود درسایت منتخب  به ایشان ، در سال 1313 در روستائی بنام  بهرامان- نوق   بدنیا آمده اند. اینکه خود ،و اخوی و فرزندان گرامی شان می فرمایند ، قبل از انقلاب ثروت شان به مراتب بیشتر از امروز بود ، باید پرسید ، که آیا این خانواده در ایران صاحب  کار خانه های ذوب آهن ، یا کارخانه لکوموتیو سازی ، کارخانه کشتی سازی ، صاحب کمپانی های نفتی ، شرکت های حمل و نقل بین المللی بودند ؟ اگر چنین بود ، نه تنها من ، هیچکس  نمی تواند وجود این موسسات صنایع و شرکت ها مهم را در بایگانی های مراکز اسنادصنایع  ایران  پیدا بکند. بعلاوه  پدرو پدر بزرگ ،و خود آقای رفسنجانی  ،از چنین تحصیلات علمی ، مهندسی ، اقتصاد ی و مدیریت برخوردارنبودند و  نیستند که بتوانند چنین موسسات مهم صنعتی تجاری  را اداره بکنند. وانگهی حتی ایران امروز هم از چنین صنایع و چنین کمپانی های مهم برخوردار نیست.تنها صنعتی که در ایران وجود دارد ،که در جهان دارای اسم و شهرت است ، صنایع  نفت ایران است  است ،که بنانگذاران آن نیز کمپانی های نفتی انگلیس بود ،و بعلاوه علوم معدن شناسی ، شیمی صنعتی ،وصنایع حمل و نقل  در حوزه های علمی قم و یا مشهد، یا نجف الاشرف  تدریس نمی شوند ،که بگوئیم ، استثنأ آقای علی اکبر رفسنجانی ، فارغ التحصیل چنین مراکز علمی بودند و از برکت چنین دانش و علم ، برای بالابردن عظمت و اعتبار علمی و صنعتی ایران ، دست به تاسیس چنین موسسات تولیدی زده بودند اگر بگوئیم  که منابع و پایه ثروت های  خانواده  آقای رفسنجانی  قبل از انقلاب ، ناشی از اقتصاد کشاورزی پیشرفته ، نظیر خانواده های ثروتمند معروف آمریکا ، که به آنان سلطان  شکر ، سلطان پنبه ، سلطان موز ،و یا سلطان غله می گویند،بدست آمده است ، نه ایران امروزو نه ایران 80 سال پیش ، صاحب چنین  زیربنای کشاورزی پیشرفته بود که بگوئیم  خانواده آقای رفسنجانی ثروت شان  را از این طریق بدست آورد ه ا ند.پس ایرانی که نه صنعتی بود ،ونه کشاورزی بود ،  ثروت های را که به خانواده آقای رفسنجانی نسبت می دهند ، اگر واقعیت داشته باشد ، از کجا ناشی می شود؟ یا عاید می شود؟آیا خانواده آقای رفسنجانی ، مثل خانواده های معروف در رشته بانک داری ، بانک دار بودند؟ این احتمال هم نمی تواند  معمای مرا را حل بکند. اولأ اولین بانک ایرانی در زمان رضا شاه در سال 1314 تاسیس شد ،و یک بانک ملی بود ، بعلاوه آقای رفسنجانی آن سال ، فقط یک ساله بودند. وانگهی  نباید فراموش کرد ،که آقای رفسنجانی  روحانی مسلمان هستند و در اسلام ربا خواری حرام است ،و قبل ازانقلاب  اسلامی ، بانک های کشور اسلامی نبودند .پس  ثروت های خانواده آقای رفسنجانی که خود و خانواده شان ادعای آنرا دارند که قبل از انقلاب کسب کرده اند ، نمی تواند از راه بانک داری بدست آمده باشد.آیا آقای رفسنجانی و خانواده ایشان قبل انقلاب   سلطان پسته ایران بودند؟ این احتمال بسیارضعیف است . برای اینکه اهالی روستای بهرامان –نوق ، خوشبختانه زنده هستند ،و می دانند که این خانواده ، یک تکه زمین کوچکی داشت  و این زمین سند و قباله  محضری دارد ،و اندازه  آن نیز مشخص است . لذا نمی توان  این فرضیه را پیش کشید ،که این خانواده قبل از انقلاب سلطان پسته ایران بود. در مقدمه کتاب زندگیآقی  هاشمی رفستجانی دوران مبارزه نشر ذرهٌ سال - 1376در باره شکل گیری شخصیت  وی نوشته شده:« شرایط دشوار زندگی از هفت تا چهارده سالگی ،که برای تحصیل  به قم رفته است  ....» این نشانه ایبارز از از فقر این خانواده است . بعلاوه  قریب به اتفاق ملت می دانند ،  که پایگاه اجتماعی  اغلب روحانیون کشور ،بر خاسته از طبقه فقیر دهات و روستا های  ایران بودند و  هستند ،فرستادن آقای رفسنجانی در سنین نو جوانی( 14 سالگی) برای تحصیل علوم دینی و استفاده از شهریه ناچیز این مدارس نشان می دهد ،که این خانواده  صاحب ثروت و مکنت نبود.یکی از هم ولایتی  های آقای رفسنجانی ،که تقریبأ با او هم سن وسال  ودر قید حیات است،و در ده مجاور روستای نوق ، از یک خانواده مالک  به دنیا آمده ،و بعد از تحصیلات ابتدائی و دبیرستانی ، در تهران در رشته پزشکی تحصیل کرده است ، خود و خانواده اش کاملأ خانواده آقای رفسنجانی را می شناسند. ایشان  چنین اظهار می نمود ،که مرحوم پدر آقای رفسنجانی  یک تکه زمین کشاورزی داشت ، که در آمد حاصل از آن کفاف تامین هزینه زندگی این خانواده را نمی کرد. در فصل برداشت  خرمن ، پدر این خانواده ، همراه با فرزند ش ،یعنی  همین آقای رفسنجانی ،که کودک 12-13 ساله بود ، ده به ده  بر سر خرمن میرفتند ،و از صاحبان خرمن ، مال امام جمع میکردند. همین هموطن پزشک ، میگفت ، در آن سالها ( سالهای 1324-1327) هرسال پدرم ، مبلغ 5 تو مان آن موقع ، به عنوان سهم امام  ، با تمام نزاکت و احترام ،  یواشکی  دست  همین آقای رفسنجانی می گذاشت ،و پدر ایشان ،  چند لحظه برای  خانواده و حتی باغ و زمین کشاورزی ما دعای خیرو برکت می خواند . سخنان  این پزشک هموطن چقدر حقیقت دارد ، کسی نمی تواند مطمئن باشد . اما اینکه  خود آقای رفسنجانی ، و برادر و فرزندان ایشان ،  هرکدام ، دم از ثروت  آبا و اجدادی و پدرو برادرشان  می گویند ، این ادعا ها هم بی پایه است. آقای رفسنجانی ، زمانی از پدر بزرگ و پدرش  ، به عنوان تاجر ، یاد می کند ،و مگوید آنها تجارت می کردند و ما در آمد متوسطی داشتیم!!! معمولأ در فرهنگ ایرانی تاجرو تجارت مترادف با ثروت و مکنت است ، مگر اینکه تاجری  بخاطر مسائل جهانی نظیر جنگ های غیر مترقبه  و یا بی قیدی و بی بندوباری ورشکست بشود.  زمانی از قطعات  متعدد زمین و ملک سخن می گویند!!! عجیب است که در نوشته های مختلف و تعداد این قطعات  بین 100 تا 300 قطعه ، نوسان دارند و بعلا وه  هرگز از مساحت و متراژ این قطعات صحبت نمی شود .  این 200 یا 300 قطعه  چند متر مربع بودند؟ چقدر ارزش داشتند؟  آیا آقای رفسنجانی به کار بساز بفروش مشغول بودند ، یا مبارزه سیاسی می کردند؟  چون در زندگی نامه ایشان  سه  نکته را نباید فراموش کرد .نکته اول - اینکه هر گز  از دوران کودکی  و نو جوانی اش  صحبت نمیکند . در صورتیکه  بنا به نظریه روانشناسان و روانکاوان ، شخصیت هر انسان ، در همین دوران کودکی و نوجوانی اش  شکل میگیرد. در نوشته های آقای رفسنجانی ، گذشته  زندگی اش ، از وقایع 15 خرداد 1342 شروع می شود ، گوئی حضرت ایشان ، قبل از 1342 ، که جوان 29 ساله بودند ، در طول این 29 سال در غیبت صغری تشریف داشتند! نکته دوم – آقای رفسنجانی در نوشته های خود ، مجموع سالهای زندانشان را در حدود 7 سال ، اعلام کرده اند . البته همه مورخین تاریخ انقلاب می دانند ، که اغلب فشارو زندان ، شکنجه واعدام ، در زمان رژیم سابق ، شامل گروهای سیاسی  کمونیستی ، جبهه ملی و گروهای چریکی  را شامل می شد. روحانیون را یا تبعید و یا به زندان های چند ماهه و حداکثر  یک و یا دوسال سال محکوم میکردند.. لذا  آقای رفسنجانی بخاطر زندان های  مکرر و ولو کوتاه مدت ، نمی توانستند  یک فعالیت  ساختمان سازی و بساز بفروشی  داشته باشند.نکته سوٌم – خوانندگان به این نکته  خوب دقت بکنند ، چون دارای اهمیت است .آقای رفسنجانی در خاطرات خود ،و باقلم خود ، از مسافرت اش  به آمریکا قبل از انقلاب  صحبت میکند ، که برای دیدن برادرش آقای محمد هاشمی ، که در آن سالها در آمریکا بودند ، میرود. این مسافرت احتمالأ سه سال قبل از شروع انقلاب ، یعنی 1354 انجام یافته است . در این مسافرت ، آقای رفسنجانی برای تامین مخارج سفر خود ، یک تکه قالیچه همراه خود به آمریکا می برند ، تا از طریق فروش آن،  بتواند هزینه مسافرت اش را فراهم آورد. اولأ  خروج قالیچه های گران قیمت ،بدون عوارض گمرکی  آن سا لها ، ممنوع بود . مسافران ایکه به خارج می رفتند ، حق داشتند ، یک قالیچه ای  به ارزش حد اکثر 120 دولار ، بدون عوارض گمرکی ، با خود به خارج ببرند. اگر کسی صاحب ثروت و مکنت باشد ، آیا برای دیدن برادرش ، یک قالیچه 120 دولاری  زیر بغل می گیرد و با خود 17 هزار کیلومتر ، به آن طرف اقیانوسها حمل می کند؟  بعلاوه این نوع قالیجه را در آن سالها حد اکثر در اروپاو آمریکا ، به 300 دولار بیشتر ، کسی نمی خرید.در این مسافرت آقای رفسنجانی  ، یک کارت پستال ، از مجسمه آزادی   آمریکا را به دوست آن دوره خود ، آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی امروز  می فرستد . شاید هدفشان این بود که برگرفته از اندیشه های جان لاک فیلسوف معروف انگلستان در قرن هیو دهم ،که در جهان  به پدر قانون اساسی آمریکا وحقوق بشر  معروف است ، چنین آزادی هاو حقوق بشر  را برای ملت ایران فراهم سازند؟در ماه های گذشته ، باز هم آقای رفسنجانی ، از فقیر شدن خود ، صحبت کرده،و چنین می  فرمودند: من نه تنها  نسبت به سا لهای قبل از انقلاب  فقیرتر شده ام ، بلکه  حتی امروز اجاره نشین هم هستم  !!!(نقل به فهوم ) آقای رفسنجانی نفرمودند ، که خانه اجاره ای ایشان در کجای تهران قرار دارد ، صاحب ملک،  نام و نشانی اش  چیست ،و مقدار کرایه منزل  شان چقدر است ؟ اما ملت ایران می دانند ،که محل مجمع تشخیص مصلحت نظام ، کاخ مرمر است ، که متعلق به ملت ا است. اگر آقای رفسنجانی ، سکونت مجانی و و استفاده از مزایای آن کاخ ، مبلمان ، آشپزخانه ، آشپز های کاخ ، اتوموبیل های متعدد ، خدمه و نوکرو کلفت مجانی  را  اجاره نشینی می فرمایند ، خدا اموات  ایشان را رحمت بکند ،که بلاخره معنی و مفهوم اجاره نشینی را فهمیدیم . من با این سالهای تحصیلات نسبتأ  طولانی ام با هزینه ناشی از دسترنجکار خودم   ، نمی دانستم ، که معنی دیگر کاخ نشینی   از برکت اسلام ناب محمدی آقای خمینی ،عوض شده است ،.و کاخ نشینی مجانی  وبحساب ملت را،  امروز در ایران اجاره نشینی می گویند!!!. من نمی دان چرا  ملیونها اجاره نشین(کاخ نشین مجانی)  در ایران ،از گرانی کرایه منزل آه ناله می کنند؟ سخن را کوتاه می کنیم ، در باره فرزندان و برادرزاده هاو و خواهر زاده ها و فک وفامیل  خانواده  رفسنجانی ها صحبت نمی کنیم ،که هر کدام ، شغل و مناصب بسیار بالائی داشتند و دارند . آیا انتصاب به این مشاغل ،ناشی از تحصیلات  در رشته مربوطه ،و تجربیات کافی  حرفه ای بوده است ؟ قضاوت را به خوانده گان می گذاریم ، فقط به  یک نمونه در اینجا اشاره می کنم ، آقای علی هاشمی برادر زاده آقای رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است ، که از زمانی که 25 سال بیشتر نداشت ، در مقام معاون وزارت نفت بر فروش نفت ایران  نظارت داشت!!! آیا ایشان در 25 سالگی ، در رشته اقتصاد و استراتژی بین المللی بازارنفت  تحصیل و تخصص داشتند؟ یا این مقام  فقط ناشی از روابط خانوادگی او با عموی اش  بر قد وقواره او دوخته شدهبود   ؟چگونه خا نوادهً آقای هاشمی رفسنجانی میتوانند از فضیلت سیاسی خود دفاع بکنند؟در یک نظام دموکراتیک و قانون مدار ، اصل بر برائت شهرواندان  حاکم است ، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. آبرو و حیثیت هر شهروند ، در پناه قانون است . هیچ فردی حق ندارد ، فردی را  ولو در هرمقام ، مورد اتهام و افترا قرار بدهد. در عین حال نیز در نظام های دموکراتیک، مطبوعات  متعهد و مسئول در پناه همان قانون آزاد هستند ، که در صورت داشتن دلیل ویا  دلایل مستند ، متخلف ،وچپاولگران  ثروت های ملی را ، نه تنها به ملت ، بلکه به قوه قضائی مستقل ، وشایسته نام دادگاه معرفی بکنند.بی جهت نیست که در دموکراسی ها ی مدرن ، مطبوعات را قوه چهارم ( سه قوه مجریه – مقننه – قضائیه )می نامند. منتها تجربه 28 سال حاکمیت  استبدادی  زیر لوای دین و مذهب ، دستگاه و نظام حکومتی ایران را تبدیل به جعبه سیاه هواپیما ، کرده است. جعبه سیاه در هواپیما ها ، یک سیستم بسیار پیچیده الکترونیکی است ، که تمام پارامتر های پرواز را در آن ثبت میکند. متخصصین تا این جعبه را باز نکنند ، از این پارامتر های ظبط شده ، هیچ آگاهی ندارند. اگر خانواده آقای رفسنجانی صادقانه می خواهند ، در مقابل این اتهامات متعدد ، در طول این 28 سال ، از فضیلت سیاسی خود دفاع بکنند ،  یک راه بیشتر وجود ندارد . و آن تنها راه این است ،که آقای رفسنجانی ، با آن مقام سیاسی و قدرت ایکه در درون این «جعبه سیاه » دارند ، رسمأ اعلام بکنند ، که تمام  روزنامه نگاران ایرانی داخل کشور ،کاملأ آزاد هستند ، که در بارهً ثروت من و خانواده ام ، در تمام سطوح ، با کمال وجدان و صداقت ، تحقیق بکنند ،و من  آقای هاشمی رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، به تمام وزارتخانه ها ،و سازمان های دولتی ، نظامی و انتظامی ،و بانک های دولتی و خصوصی ، قوه قضائیه ، دستور می دهم ، که در این تحقیق ، نه تنها به این روزنامه نگاران و روزنامه ها  مشکلاتی ایجاد نکنند ، بلکه در این تحقیق  نهایت همکاری را نیز با آنها داشته باشند . اگر سازمانی ، وزارتخانه ای ،در این تحقیق ، با روزنامه نگاری ، همراهی نکردند ، آن روزنامه نگار  عینأ آن مطلب را ، برای افشاءو معرفی  آن متخلف ،و آگاهی آفکار عمومی ملت ایران  بدون سانسور ، د ر روزنامه های معتبر درج بکنند ، تا بلاخره معلوم شود ، که نه تنها من و خانواده من ، بلکه در نظام اسلام ناب محمدی ، مسئولان عالی رتبه نظام ، در راستای  خط امام  اول شیعیان ، مولای متقیان ، حضرت علی علیه السلام هستیم ،که فرمود ،:«  وای برمن که در دوران حکومت اسلامی  من ، خلخالی را به نا حق از پای زن یهودی در آوردند!»اگر آقای علی اکبر رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت  نظام ، در این چند هفته آینده ، رسمأو علنأ ، در سطح کشور ، چنین دستوری را صادر فرمودند ،و روزنامه نگاران با شرف و عادل ایرانی ، بدون کوچکترین ، بغض و کینه ،و با احترام کامل ، به شرف و حیثیت این خانواده محترم ، تحقیق را شروع کردند ،معلوم می شود ، که همه این اتهامات بی جاو بی پایه بود . اما اگر آقای رفسنجانی چنی د ستور ی  را صادر نکردند ،و مصلحت نظام را برآن دیدند ،که ملت را  نادان بحساب بیاورند........؟ پایان 5ژوئیه 2007*ارزش دولار آمریکا ، درسال 1320 ، قبل از اشغال ایران توسط قوای متفقین ، 7 ریال بود.می توانید ، تخمین بزنید 68 ملیون تومان چه ثروت هنگفتی محسوب می شود **آیت الله علی خامنه ای در سایت شخصی و رسمی خود ، اعتراف میکنند ، که از خانواده فقیر برخاسته اند ،و خانه مسکونی آنها در مشهد  جمعأ 60 متر مربع بود. در فرهنگ اصیل ایرانی،  فقیر بودن عیب نیست ، پاک وبی آلایش زیستن ، و به ملت دروغ نگفتن ،کار هرکس نیست

به قلم:  کاظم رنجبر .دکتر در جامعه شناسی سیاسی .

آخرین بروز رسانی ( ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Taherian.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com