FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow رو یداد ها arrow رویداد ها arrow دزدی ادبی ، تاریخی گاتاها
دزدی ادبی ، تاریخی گاتاها چاپ ارسال به دوست
نویسنده آذرمیدخت پارسی   
۰۶ شهريور ۱۳۸۶
آلمان ، فوریه 2007

چند روز پیش از یکی از دوستان کتابی بمن داد وازمن خواست پس از خواندن نظر خود را بگویم ، و گفت که میدانی این روز ها پژوهش در فرهنگ ایران و زرتشت شناسی مد شده است و گاهی مانند یک بیماری واگیر همه را مبتلا می کند، برخی از آدم ها ، بنام باز یابی فرهنگی و زرتشت شناسی می خواهند خود را پژوهشگر و نویسنده جا بزنند و تنها قصدشان سوء استفاده از این ناهنجاری فرهنگی است ،که در کشورمان ایران پیش آمده و در نهایت دست و پا کردن کلاهی از این نمد برای خود می باشد .

کتابی که دوستم بمن داد ، گاتها سروده های اهورایی زرتشت نام دارد، و گویا پژوهش آقای دکتر خسرو خزاعی ( پردیس) مدیر کانون اروپایی برای آموزش جهان بینی زرتشت می باشد ، که بزبان فارسی نوشته شده است، و قرار است که بچندین زبان دیگر هم ترجمه گردد . و ایشان در بوغ و کرنا دمیده اند ، که کتاب ایشان پر فروش ترین کتاب قرن شده است.

البته این آقا را سالهاست که از دور و نزدیک  و از راه دوستان آگاه می شناسم ، و از ماجرا هایی از ایران تا اروپا و استرالیا بر سر ایشان گذشته  بخوبی آگاهم ، ولی بدور از وارد شدن به مسائل خصوصی و اخلاقی این مدعی  باز یابی فرهنگ ایران و آموزش های زرتشت، تصمیم گرفتم که بدون در نظر گرفتن جنجالهای زندگی ایشان تنها به بررسی این پژوهش تازه ایشان بپردازم.

روی جلد تصویری خیالی از مردی است ، که دو بال فرشتگان از شانه هایش روئیده و بگونه ای یاد آور فروهر می باشد،  و دستها را به سوی آسمان بلند کرده و در تمنای دریافت کتاب آسمانی می باشد.! این تصویر مرا بیاد نقاشی های میکل آنژ در کلیسا ها می اندازد.

در پشت جلد کتاب ایشان مدعی شده اند که از 200 سال کار و کوشش پیگیر بهترین زبان شناسان جهان برای شناخت گاتها بهره گرفته اند ،و این خود گویای این می باشد که ایشان با زبان شناسی بیگانه اند و با زبان اصلی این کتاب آشنا نمی باشند و دیگر اینکه اشاره به تجربه 30 ساله خود در زمینه زرتشت شناسی کرد ه اند! و گفته اند که می خواهند بزبان ساده و روان، آموزشهای زرتشت را به نسل هزاره سوم ارمغان کنند .

ایشان هم از بیانات استاد شجاع الدین شفا بهره گرفته اند ،و کتاب خود را مانند شاهنامه هزاره سوم قلمداد کرده اند ،اما این شعر شاعر را نشنیده اند که می گوید :
 میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

البته استاد شفا هم زبان شناس نبودند که ایشان از زبان شناسی استاد بهره بگیرند ، وآقای خزاعی، تنها بخشی از اندیشه های استاد شفا رابرای شفای عاجل خود ربوده اند، و یک سرقت شفاهی انجام داده اند ،فکر می کنم با این پیش گفتار اگر به  پایان کتاب برسیم ،به سرقت ادبی و کتبی هم بر خواهیم خورد.

در همان پشت جلد ایشان می گویند گاتها تنها کتاب آسمانی بر خاسته از ایران می باشد.

آقای خزاعی تلاش می کنند که گاتهای زرتشت را درردیف کتب آسمانی ادیان ابراهیمی مانند تورات و انجیل و قرآن قرار بدهند، و با استدلال توراتی و قرآنی ،به باز یابی فرهنگ ایران و اندیشه های زرتشت بپردازند، ولی این آقای دکتر زرتشت پناه نمی دانند، که در حدود صد و شصت سال پیش میرزا حسینعلی نوری (بهاء الله) پیامبر آسمانی بهائیان ، تقریبا صد و پنجاه جلد کتاب و مقاله بیرون داد و خود را پیامبر ایرانی اعلام نمود ،و اگر این گوشه از تاریخ را فرا گرفته بودند،  بایستی لا اقل می نوشتند که گاتها نخستین کتاب آسمانی بر خاسته از ایران است !، نه اینکه تنها کتاب .

بهر حال از آسمانی بودن زرتشت و گاتها می گذریم ، وبه آقای خزاعی شادباش عرض می کنم ، که موفق شدند حضرت زرتشت را در کنار حضرت بهاء الله بنشانند ودر کناب بعدی خود حتماً لقب ،حضرت زرتشت الله را هم باو خواهند داد!

سپس می افزایند که این گفتار ها که نزدیک به چهار هزار سال پیش از زبان بزرگ آموزگار زرتشت بیرون آمده، بی هیچ کم و کاستی به دوران ما رسیده ! و حتی دو هزار سال فراموشی زبان گاتها نتوانسته این گنجینه بی مانند را گزندی برساند ، این گفته های ایشان مرا باز بیاد آخوند ها می اندازد که می گویند قرآن تنها کتاب آسمانی است که تاکنون دست نخورده باقیمانده است، و در شگفتم که آقای خزاعی چه اصراری دارد ، که با ادله قرآنی و اسلامی ، باز یابی فرهنگی ایرانی و زرتشت شناسی را انجام دهند؟!.

در آغاز کتاب ایشان شرحی در باره فارسی نویسی داده اند و می گویند که خط کنونی فارسی خط سامی می باشد.

این آقای گویا، دکتر زرتشت پناه، از بلژیک، براستی مذهب زده است و آنهم از نوع ابراهیمی آن ، ایشان حتی نمی دانند  که ما مردمی بنام سامی نداریم. و این واژه سامی را که بر گرفته از تورات می باشد و در آن اشاره به سه پسران نوح ،سام و حام و یافث شده است .و نقل شده که مردمان زمین از نسل آنان می باشد، بدین ترتیب که مردم خاور میانه کنونی از یهودیان تا اعراب و آشوریان از نژاد سام و مردم ایران و آریائیان از نسل یافث و دیگر نقا ط جهان و جزایر از نسل حام می باشند.

ایشان یک داستان بی پایه مذهبی را اساس کار پژوهشی خود قرار داده اند،و نمی دانند که بیش از یک قرن است که دیگر مردم جهان ،و تاریخ را بدینگونه بررسی و تقسیم بندی نمی کنند!

اما ایشان در پی رفع چاره بر می آیند و برای روبراه کردن خط فارسی می گویند که از این پس گذاشتن را گزاشتن و صد را سد خواهند نوشت که هم منطقی تر و هم ساده تر است .جل الخالق ! از اینهمه علم و دانش! و یافتن راه کار آسان.

در دنباله می نویسد که پیروان آیین زرتشت به معجزه باور ندارند، ولی اگر کسی در پی معجزه باشد همین سروده های زرتشت است که ایشان به روش خود در این کتاب آورده اند!

باز یکبار دیگر به استدلال های مذهبی ایشان از نوع مذاهب ابراهیمی بویژه قرآنی و اسلامی آن بر می خوریم، که از معجزه سخن می گویند، و همان استدلال آخوندی را می کنند ،که گفته می شود، قرآن معجزه محمد پیامبر اسلام است .عجبا که اگر خواننده تا پایان این کتاب برود به گمانم بجای زرتشتی شدن ، یک مسلمان دو آتشه از آب در خواهد آمد! البته یاد آور شوم که ما هنوز در برگ پنجم این کتاب می باشیم و به اینهمه تناقض گویی و خرافه پر دازی بر می خوریم.

حتما ایشان معنی لغت معجزه را نمی داند و گرنه هیچگاه این اجازه را بخودش نمی داد که این ارجیف را به بزرگ اندیشمند تاریخ بشری، زرتشت نسبت دهد.

آقای خزاعی ، معجزه در لغت به معنی« عاجز كننده. آنچه نبى يا وصىّ نبىّ در مقام دعوى نبوت يا وصايت به ظهور آرد و خصم را آوردن مانند آن عاجزناتوان باشند.» سخن از فلسفه اعجاز از مباحث مربوط به علم کلام، در بخش پیامبرشناسی است،و در لغت برای این واژه سه معنا ذکر گردیده است که عبارتند از: فوت و از دست دادن; ناتوان یافتن و ناتوان نمودن. سازد، امرى خارق عادت كه از پيغمبر يا وصىّ او بروز كند كه خلق از آوردن مثل آن

 قاموس می‏گوید:« اعجزه الشی‏ء: فاته وفلانا: وجده عاجزا وصیره عاجزا; یعنی آن چیز از او فوت گردید. اعجز فلانا; یعنی او را ناتوان یافت و یا ناتوان نمود.

اعجاز و معجزه در اصطلاح «المعجز الامر الخارق للعادة،.»  این بیان طریحی همان تعریف اصطلاحی از اعجاز و معجزه است. معجزه امری است‏خارق‏العاده ».

و طبیعتا غیر طبیعی و خلاف هنجار هستی می باشد ، و آیا شما زرتشت شناس بزرگ قرن بر این باورید که زرتشت با گاتها ی خود مردم را عاجز وخصم را عاجز کند و یا چیزی وارونه هنجار هستی بیان می نماید؟ که در فرهنگ خرد گرای ایرانی و آیین زرتشت همان « اشا» می باشد . می کند و یا اینکه می خواهد ناتوان

براستی آقای دکتر شما که هنوز به زبان گاتهایی و اوستایی والفبای فلسفه و خرد گرایی و اندیشه های زرتشت آشنا نیستید، چرا دست بکار متهورانه ، ولی ابلهانه برگردان گاتها زده اید ؟! نمی دانم این دکترای زرتشت پناهی را از کدام دانشگاه گرفته اید ؟! و نکند خدای نکرده با اینهمه بی پروایی که در شما یافت می شود ،فارغ التحصیل دانشگاه  فیضیه قم می باشید؟! هیچ کس تاکنون در تاریخ ایران پس از (موبد کرتیر) باندازه شما نتوانسته است به زرتشت آسیب وارد کند و این افتخار نصیب شما شده است، و اگر به صعود علمی خود همینطورادامه بدهید ،بزودی شما هم یک (خسرو ویرافنامه) خواهید نوشت دست مریزاد !.

آقای دکتر تاریخچه ای از آنکتیل دو پرون و از زبان سانسکریت و اینکه تا امروز سد (صد) ها تن از زبان شناسان و زرتشت شناسان گاتها را مورد پژوهش قرار داده اند ،و با تعداد بیشماری کتاب و مقاله هنوز نتوانسته اند واژه های کلیدی را در یابند بر می شمرند ،و سپس می افزایند که ایشان موفق شده اند که گاتها را بزبان ساده و روان برگردانند ، واقعا انسان گیج می شود از اینهمه پرگویی و خود پسندی ،آنهم از کسی که در پنج صفحه اول کتابش اینهمه نادرستی بیرون می آید و مدعی پیروی از منش و روش زرتشت و فرهنگ ایران می باشد، و تنها می توانم بگویم وای بر ما ،با این باصطلاح ،دانشمندان که داریم، براستی به ابله نیازی نداریم .

در صفحه هفت در باره گاتها مطالبی را نوشته اند که تماما بر گرفته شده از کتابهای دیگر پژوهشگران می باشد که همه با آنها آشنایی داریم ، ایشان حتی زحمت آن را بخود نداده اند، که در آن کمی دستکاری نمایند ، و شاید می خواسته اند که امانت داری کنند ! ولی ایشان بر طبق این ضرب المثل « السارق فی الجسارة » به سرقت ادبی خود ادامه می دهند .

در برگ دوازده آقای دکتر همانگونه که قول دادند ، فارسی نویسی فرمودند و  یک چامه از فردوسی را می آورند.

 بنام خداوند جان و خرد  از این برتر اندیشه برنگزرد

البته اشتباه نشود منظور آقای دکتر( برنگ زرد ) نیست که در اینجا بهم چسبیده شده است و منظورشان برنگذرد می باشد ،و از خوانندگان کتاب ایشان می خواهم که به فردوسی دشنام ندهند واین خداوند سخن رامتهم  به بیسوادی نکنند.

آقای دکتر در صفحه بیست و سه کتابشان از نام پدر و مادر و همسر و فرزندان و خانواده زرتشت یاد می کنند و تاریخ دقیق تولد زرتشت را هم می آورند و از قول« پلین» دانشمند رومی هم می نویسند که زرتشت نخستین کودکی بود که با لبخند بدنیا آمد! انگار که پلین یا آقای دکتر خودشان عمل زایمان را شخصا انجام داده اند و از آغاز پیدایش این جهان و حتی پیش از زرتشت نیزدر همه زایمان ها شرکت جسته اند.

 واقعا آدم شاخ در می آورد جناب دکتر! مرغ پخته هم به سخنان شما خواهد خندید! چه برسد به زرتشت، که شاید پیش از بدنیا آمدن کتاب شما را خوانده بود، و خود این هم می تواند یک معجزه دیگر بشمار آید که لابد در کتاب آینده خودتان از آن ذکری بمیان خواهید آورد .

آیا این خزعبلات ، آن چیزی است که شما به مردمان هزاره سوم ارمغان می کنید؟!!! آیا براستی شرم آور نیست که شما خود را مدیر بزرگترین مرکز زرتشت شناسی اروپا می نامید ؟ شما چه چیزی از آخوند های بالای منبر کم دارید ؟!  آیا مطمئن هستید که، خرد و اندیشه ای که «برنگ زرد» از آن یاد کردید، از مغز شما بیرون می آید؟

در صفحه سی کتاب می فرمایند : سده ها بود که موبدان زرتشتی این 17 سرود را از بر کرده و بدون اینکه معنی آنها را بدانند بعنوان سرود های مقدس در نیایشگاهها می خواندند.

اینجا آقای دکتر که خود را حقیقتا فرزند روحی ، و جا نشین زرتشت می دانند ، می گویند که موبدان زرتشتی سده ها مانند طوطی، اورادی را می خواندند، و از آن چیزی سرشان نمی شد! آقای دکتر، موبدانی که اوستا را بگفته شما از بر کرده و می خواندند بزبان اوستایی تسلط داشتند و بگمان من از شما بیشتر می فهمیدند ، شما که از نوشته هایتان بر می آید که با زبان فارسی هم مشکل دارید.

بهتر بود لااقل می نوشتید که موبدان سرود ها را می خواندند ولی نمی دانستند که این سرودهااز زرتشت می باشد. این سخن من بر گرفته شده از نوشته های بزرگان زرتشت شناس می باشد.

بهر روی به متن خود گاتها در این کتاب می رسم، بایستی یا د آور شوم که من خود بیش از ده برگردان فارسی و انگلیسی و آلمانی از گاتها دارم و خوانده ام ، با دیدن نخستین هات، 28  بنظرم آمد که این متن را با این طرز نگارش قبلا خوانده ام ،و به سراغ کتاب آقای دکتر حسین وحیدی رفتم ، و حد سم درست در آمد و بخوبی مشاهده می شود که این آقای دکتر خسرو خزاعی ( پردیس) جز یک سارق ادبی چیزدیگری  نیستند ، سرقت ، آنهم در روز روشن و به این بزرگی و تاریخی!

چند نمونه از گاتهای وحیدی و در برابر آن گاتهای خزاعی را می آورم تا بر همگان روشن شود.

 خزایی  وحیدی 
پس ای مزدا اهورا با اندیشه نیک به سوی تو می آیمای مزدا اهورا با اندیشه ی نیک به تو روی می آورم ،
  تا در پر تو راستی  در پرتو راستی ،
 خوشبختی هر دو جهان ، مادی و مینوی را بمن بشناسانی  مرا از پاداش زندگی مادی و مینویی ، که گروندگان را به خوشبختی میرساند ،برخوردار کن

 جای تردید باقی نمی ماند که آقای دکتر خسرو خزاعی ، پشتک وارو زده اند، تا روی آوردن را بسوی تو آمدن برگردان کنند.تازه یک پس را هم از خودشان افزوده اند.در جمله بعدی یک عدد( تا ) فرد اعلاء هم اضافه کرده اند تا کسی متوجه سرقت ادبی- تاریخی ایشان نشود.

با دیدن این چند جمله آغازین، نگاهی کوتاه به برگهای دیگر کتاب انداختم  و پژوهش( کپی)  برداری آقای دکتر برایم روشن شد.و تازه دریافتم که گویا ایشان، دکترای ادعایی خود را با کپی از زحمات دیگران بدست آورده اند.

آقای دکتر به شما پیشنهاد می کنم که دست از عوام فریبی بر دارید. مردم ما آگاهند ، و این کار شما اهانت به خرد مردم می باشد، و نه تنها این باصطلاح پژوهش ( دزدی، ادبی- تاریخی) موجب بدنامی شما و ناپسند است ، بلکه در قوانین حقوقی بین المللی نیزمستوجب تعقیب قانونی می باشد.
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد بگزاف 
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
 
 


آخرین بروز رسانی ( ۱۵ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Taherian.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com