FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow رو یداد ها arrow رویداد ها arrow یونسکو و ثبت تعزیه بنام آثار فرهنگی
یونسکو و ثبت تعزیه بنام آثار فرهنگی چاپ ارسال به دوست
نویسنده آذرمیدخت پارسی   
۰۷ شهريور ۱۳۸۶
بررسی گرد همایی یونسکو و به ثبت رساندن (تعزیه سیدالشهدا امام حسین ) بعنوان آثار فرهنگ جهانی

در پی افشا شدن دسیسه جمهوری اسلامی در یونسکو از سوی تارنمای فرهنگ ایران ،که برای نخستین بار پرده از این ماجرا برداشت برخورد های گوناگونی رخداد که خویشکاری ما است که هم میهنان را بیشتر آگاه کنیم.

این دسیسه  که با همکاری برخی ایرانی نما های وطن فروش، بنام بزرگداشت زرتشت، ولی در حقیقت برنامه ریزی برای به ثبت رساندن مراسم ( تعزیه سیدالشهدا امام حسین) در لیست آثار فرهنگ جهانی بود . برخورد های میهن دوستانه نشریات و تارنما ها و سازمانهای فرهنگی و ایران دوستان را با کارگزاران دسیسه چین این برنامه باعث شد. بگونه ای که آقای سید خلیل (خسرو ) خزاعی ،مدیر کانون اروپایی برای جهان بینی زرتشت که با شرکت و همکاری ،دست در دست کارگزاران جمهوری اسلامی نقش ننگینی را بازی نمودند ،در پی چاره جویی بر آید. و در ماهنامه چند برگی خود به داستان گویی آنهم به روش داستانهای پلیسی- سیاسی پردازد و مدعی کشف جاسوس جمهوری اسلامی در انجمن جهانی زرتشتیان  شدند ، این انجمن چند ماه است که در حال تشکیل می باشد و گویا ایشان خود از دست اندرکاران آن هستند.

ایشان این بار از زرتشت شناسی، به یک مقام امنیتی  تبدیل شدند، و با سرهم کردن یک داستان مهیج ،خوانندگان را شیفته قلم زنی خود نمودند، و ماهنامه چند برگی کانون خود را که گویا یک مرکز زرتشت شناسی می باشد به ماهنامه (جاسوس شناسی) دگرگون کردند، و بیچاره زرتشتیان و دوستداران زرتشت که بایستی هزینه این پژوهش ایشان را نیز بپردازند ، و این گونه که بنظر می رسد کتاب آینده این پژوهشگر زرتشت شناس در باره جاسوسی و ضد جاسوسی خواهد بود. بهر روی دنیای غریبی است و کار ملت ایران به کجا رسیده است!.

می پردازم به نوشته های این آقا! ایشان در آغاز شمه ای از روش های کشتن مخالفان جمهوری اسلامی به دست عوامل آن رژیم می پردازد، و سپس از این می گوید که خود ایشان هم از سوء قصد جان بدر برده است،و سپس ادامه می دهد که اکنون جمهوری اسلامی روش خود را دگرگون کرده و به ترور شخصیت می پردازد.

در داستان آقای خرزاعی ،مرغ پخته نه تنها می خندد بلکه پرواز هم می کند! ایشان با کمک کارگزاران جمهوری اسلامی برای بدست آوردن شخصیت دروغین به یونسکو برده شد، که بتواند در آینده بخدمت ننگین خود بسود رژیم در انجمن های زرتشتی و فرهنگی ادامه دهد، حال گفتگو از ترور شخصیت می کند ! آقا قسم حضرت عباس را باور کنیم یا  دم خروس را ؟!

این شما بودید که در کنار کارگزاران جمهوری اسلامی ایستادید، و خاویار ایران نوش جان کردید ،و کتابهایتان را هم فروختید! حالا کسی که دست شما را رو کرده ، جاسوس جمهوری اسلامی معرفی می کنید؟! و خرد مردم را خوار می شمارید؟!این گفتار شما ما را بیاد آن دزدی می اندازد، که خود می دوید و می گفت آی دزد!  شما از زمانی که با یاری جمهوری اسلامی به یونسکو رفتید ،از همان لحظه میان میهن دوستان، بنام یک عنصر خود فروخته شناخته شدید، و لی باور نداشتید که دستتان رو شود، و باین روز فلاکت بار بیفتید ،که بجای پوزش خواهی از مردم ستمدیده ایران، زنان و مردانی که  در همان زمان در تاکستان قزوین سنگسار می شدند ، در حالی که شما در کنار تروریست های شناخته شده رژیم  خاویار نوش جان می کردید و کتابی که پیشاپیش بنام سرقت ادبی معروف شده است را می فروختید.

آقا گه گویا نام راستین ایشان (سید خلیل) است می نویسد « بنابراین رژیم در آغاز دست به تربیت مامورانی برای اینکار زد و آموزشگاههایی باز نمود. از مهمترین مواد درسی این آموزشگاه ها این است که چگونه می شود خود را در جلد افراد آن انجمن در آورد و با نیروی دروغ و تهمت شخصی را بی اعتبار کرد » و سپس از یکی از مامورین جمهوری اسلامی در وین (اتریش) یاد می کند که به آقای دکتر زرتشت شناس گفته است « این افراد هر کدام میان سه یا چهار سال در ایران دوره می بینند  و با مهارت عمل می کنند و ...

بهتر است این آقا پاسخ دهد، که ایشان که خود را یک زرتشت شناس در بلژیک معرفی می کند چه کسی است ؟ و اصولاً چه کار با مامورین جمهوری اسلامی در اتریش دارد؟! و چرابه کارآموزشگاههای جاسوسی علاقمند هست ؟! نکند ایشان خود دوره دیده چنین مساجدی می باشد، و در پایان برای ارتقاء درجه با کمک استادان خود در یونسکو فرود آمده است؟!

سپس ایشان مانند مرحوم دایی جان ناپلئون رجز خوانی کرده و شرحی از مبارزات سی ساله خود در (جنگ ممسنی)  استرالیا و بلژیک داده است ،و از نابودی فرهنگ چشم کبود ها بوسیله سیستم مدرن خود گفتگو می کند !

ایشان سپس ماجرای رفتن به یونسکو و شرکت در برنامه تعزیه گردانی  را به روش مدرن خود باز گو می کنند.

 می نویسد: «دو ماه پیش یک بانو از فرانسه بنام منیره متقیان ( نام راستین این خانم همکار رژیم ،معصومه متقیان) می باشد، به من تلفن کرد و خواهشی داشت ، که به اینگونه آنرا برای من شرح داد:من شما را از راه مقاله ها و نوشتار هایتان می شناسم! و شماره تلفن شما را از سایت شما پیدا کردم!، و خود دبیر یک انجمن در شهر نانسی(در فرانسه) هستم ،که مدت شش ماه است تاسیس شده .ما شنیده ایم که چند کشور از جمله تاجیکستان، ازبکستان، آذربایجان... تصمیم گرفته اند در سازمان یونسکو جشن نوروز را بعنوان یک میراث فرهنگی به ثبت برسانند. چون دولت جمهوری اسلامی در این کار شرکت نمی کند و می ترسیم که این جشن ملی ایرانیان فقط به نام آن کشور ها ثبت شود. ما بعنوان یک انجمن مستقل ایرانی – فرانسوی می خواهیم در این امر با کشور های نام برده شریک شویم. دلیل تلفن ما به شما این است که از شما خواهش کنیم یک سخنرانی در باره زرتشت و کوششهای او برای حفظ محیط زیست برای ما بزبان فرانسه بکنید» .

دم خروس به آرامی  دارد از زیر عبای آقای سید خلیل بیرون می آید ، ایشان از یک انجمن« مستقل ایرانی – فرانسوی» نام می برند و تاکید بر مستقل بودن آن دارند !غافل از اینکه انجمن که ملیت نیست که بشود گفت فرانسوی - ایرانی! این انجمن در شهر نانسی فرانسه به ثبت رسیده و یک انجمن فرانسوی است واگر همزمان در ایران هم به ثبت رسیده باشد، با شناختی که ما از جمهوری ملایان داریم، یک انجمن دست ساخته و دست نشانده ایست ،که هدفی جز به بیراهه کشاندن میهن پرستان در خارج از کشور ندارد ،و دیگر اینکه ایشان می گویند که قرار بوده در باره به ثبت رساندن جشن نوروز در یونسکوکاری انجام شود، ولی خانم معصومه متقیان از ایشان خواسته اند که در باره زرتشت و محیط زیست سخنرانی کنند ،معلوم نیست این آقا چه رابطه ای میان محیط زیست و زرتشت و جشن نوروز می بیند؟!

ایشان سپس به سیاه کردن کاغذ می پردازد ،و از ارکستر موسیقی و کوکو و شامی و خاویار سخن می گوید، و می خواهد با گفتن این ریزه کاری ها صداقت و درستی گفتار خود را نشان دهد، و زمینه را برای مغلطه و سفسطه گویی آماده کند ! چون به جایی میرسد که تا چند لحظه دیگر خود خروس از زیر عبای ایشان به بیرون می پرد.

سپس می نویسد :« باز چند روز بعد بانو متقیان به من تلفن کرد و گفت« یک دشواری در کار ما برای اجاره سالن یونسکو پیدا شده» . گفتم چه دشواری؟ گفت «قانون اداری یونسکو این است که برای اجاره سالن در آنجا باید یک کشوری در یونسکو زیر برگه قرارداد اجاره را امضاء کند.چکار کنیم؟ گفتم من به نماینده تاجیکستان در یونسکو تلفن می کنم تا او این کار را بکند.پس از دو سه روز کوشش سر انجام توانستم تلفنی با یک نفر تاجیکی در یونسکو گفت و گو کنم. او گفت ، نماینده تاجیکستان چند ماه است که ماموریتش تمام شده و به تاجیکستان بر گشته و هنوز نماینده جدیدی فرستاده نشده .من این موضوع را به بانو متقیان گفتم. ایشان گفتند که پس ما ناچاریم به نماینده ایران در یونسکو بگوئیم! که زیر برگه اجاره سالن را امضاء کند، چون برای ما اجرای این برنامه در یونسکو خیلی مهم است. او گفت تمام دعوت شدگان صد در صد از هم اندیشان ما و هواداران زرتشت هستند.نماینده جمهوری اسلامی فقط یک امضاء می کند!!!

آقا شما که  زرتشت شناس و جاسوس شناس سر شناسی می باشید!!! چگونه نفهمیدید که این یک دام است؟! شما چطور با ذکاوت و هوش سرشار خود جاسوسی در انجمن جهانی زرتشتیان را یافتید، ولی خانم متقیان را جور دیگری دیدید! شما که لاف می زنید که از دروس آموزشگاه های جاسوسی جمهوری اسلامی که بی شک باید سری و پنهانی باشد آگاه هستید ولی این امضاء را (فقط یک امضاء) ناقابل می دانید ؟!

آقای مبارز  که بگفته خودش جانش نیز از سوی تروریست های جمهوری اسلامی در خطر است در ادامه می گوید: اگر از من در یک مسجد اسلامی هم دعوت شود تا در باره زرتشت سخن بگویم خواهم پذیرفت!!!

شاید هم برود و نماز هم بخواند، و پشتش را نیز به دشمنان کند.!!

آقای سید خلیل شما که نیک می دانید ،که همین مساجد بر روی نیایشگاه های ویران شده ایرانیان و زرتشتیان بر پا شده است ،و همان شمشیر خونریز اسلامی، که شما به یک امضای ناقابل آن نیازمند شدید ،گردن پدران و شکم مادران و سینه کودکان ایرانی را بریده و دریده است و شما به پابوسی و دستبوسی به مسجد می روید؟!.

 ای کاش کمی از اندیشه های زرتشت را درک می کردید و بدام کاوی ها و کرپان ها نمی افتادید ،که همه این حقارت ها ناشی  است از عقده های درونی و خود نمایی که گرفتار آن هستید وازآن بر می خیزد.

سپس می نویسند :« چند روز دیگر باز بانو متقیان به من تلفن کرد و گفت نماینده جمهوری اسلامی در یونسکو گفته، دوست دارد درگوشه ای بنشیند و سخنرانی را گوش کند. تنها در پایان برنامه زمانی که همه چیز تمام شد( به مدت چند دقیقه) چند واژه ای بگوید!!!»

شگفت آور است که این دکتر جاسوس شناسی هنوز از خواب غفلت بر نخاسته است. و یا اینکه براستی خود شاگرد همان آموزشگاه جاسوسی که در بالا شرح داد بوده است و برای بدست آوردن ننگین نامه پایانی به یونسکو رفته است!!!

لازم بیاد آوری است که آقای دکتر! محمد رضا دهشیری سفیر جمهوری اسلامی ،در یونسکو همان کسی که آن (امضای ناقابل ) را برای آقای (سید خلیل) زرتشت شناس کردند. ایشان ضمن سخنرانی «چند واژه ای» در خواست کردند که (تعزیه حضرت سیدالشهدا امام حسین) در آثار فرهنگ جهانی یونسکو ثبت شود ،و اینجاست که در می یابیم که جریان جشن نوروزو زرتشت چیزی جز دام ملایان برای پیشبرد اهداف فرهنگ ستیزی انیرانی نبوده است. 

آقای خزاعی باز چند سطری دیگر به سیاهکاری می پردازد، تا جایی که بکسی با نام (ف د ) همان جاسوس اختراعی ایشان، که کسی جز کاردار انجمن جهانی زرتشتیان در پاریس نیست اشاره می کند!
(ف د) کاردار انجمن جهانی زرتشتیان کسی بوده که چند روز جلوتر از شرکت آقای دکتر خزاعی در دسیسه عوامل جمهوری اسلامی، با فرستادن هشداری به هموندان انجمن جهانی پرده از این دسیسه برداشته، و با بیان ریزه کاری ها ،هموندان و در نتیجه این آقای دکتر را پیشاپیش آگاه کرده، و از کار های نادرست و مشکوک آقای خزاعی پرده برداشته است، و در پی آن ویرا از انجمن اخراج کرده است، و آقای خزاعی بدلیل افشا شدن همکاری اش با جمهوری اسلامی نگران شده و دارد نعل وارونه می زند، و آنهم بگونه ای ناشیانه و کودکانه ،و در حقیقت خود که شاید شاگرد همان آموزشگاه جاسوسی و شخصیت شکنی بوده، دقیقا برنامه ترور شخصیت را در باره کسی که هشیارانه به نقشه های جمهوری اسلامی پی برده است اجرا می کند، و بی شک در این کار تنها نیست و پشتیبانانی در گوشه و کنار دارد.

آقای خزاعی باید بداند که هنگامیکه به یاری جمهوری اسلامی به یونسکو برده می شود، تا شخصیت دروغین علمی برایش دست و پا کنند ،یک جاسوس دیگر جمهوری اسلامی که نمی آید ایشان را افشا کند ، و این برچسب را با هیچ چسبی نمی توان به جایی چسباند ، آقای سید خلیل خزاعی، آن کسی که پرده از کار نادرست و ضد ایرانی و ضد زرتشتی شما و کارگزاران جمهوری اسلامی برداشت، تنها می تواند یک میهن پرست دلسوخته و خسته از این نادرستی ها و خیانت ها باشد .

آقای سید خلیل، شما با یاری و امضای (ناقابل) جمهوری اسلامی و دست در دست عوامل آن به خوردن کوکو و شامی و خاویار پرداختید ،و حالا می دوید و نعره می کشید که جاسوس گرفته اید ؟ زهی وقاحت! که تنها از حوزه های فقهیه قم بیرون می آید!

آقا، آنگونه که دریافت می شود ، ایران و زرتشت برای شما چیزی جز همان کوکو و شامی و خاویاروفروش چند تا کتاب و شاید هم پیچ زلف خانم ها  نیست!!!

آقای سید خلیل سپس به داستانسرایی ادامه می دهد، و از راستی ، اندیشه نیک و پیمان سخن می گوید و چند سطر پایین تر می نویسد که پرونده این جاسوس که ایشان را افشا کرده در دست مقامات امنیتی می باشد، ولی اشاره نمی کند چه مقاماتی؟ البته بگمان ما منظور ایشان تنها می تواند، مقامات امنیت جمهوری اسلامی باشد!، که نگران سرنوشت آقای سید خلیل خزاعی در انجمن زرتشتیان می باشند، و چه بسا با اشاره آقای سید خلیل این آقای (ف د ) را  که در افشای وطن فروشان کوشا می باشد ، بایستی از سر راه برداشت!

آقای سید خلیل خزاعی سپس از آقای آبرامیان یاد می کند، و از زبان ایشان سخنانی می گوید ، و اشاره به ناسازگارهایی در انجمن جهانی زرتشتیان بوجود آمده می کند. ایشان فراموش کرده اند،که با همین آقای هومر آبرامیان در استرالیا و در پارک شهر سیدنی به کتک کاری پرداختند و سیلی به گوش هم نواختند، و مشت و لگد و ناسزا نثار هم کردند ، و آبرامیان کانون ایشان در بلژیک را کانون زنبارگی نامید، و آقای خزاعی هم پرده از راز آقای آبرامیان برداشت و ایشان را بنام مقاطعه کار دست چهارم و مجسمه فروش و کلاش نامید و گفت که آبرامیان تحصیلات دانشگاهی و حتا دیپلم دبیرستان هم ندارد.

آقای سید خلیل خزاعی می نویسد که نامه های گوناگونی بدست ایشان رسیده و همه نویسندگان مرد می باشند که با نام های زنانه نامه نوشته اند! بجز یک تن بنام( قیاسی) که ایشان فهمید مرد هستند،! نمی دانم چگونه است چون یک زن هم می تواند نام( قیاسی )داشته باشد .

البته ایشان بجز زرتشت شناسی و جاسوس شناسی، بتازگی خط شناس هم شده است، و ازروی نامه ها، حتا ایمیل کامپیوتری تشخیص می دهد که نویسنده مرد است یا زن!! جل الخالق به این هوش و زیرکی

البته بررسی ها نشان داد که این (قیاسی) که ایشان نام می برند، آقای دکتر« رضا مرادی غیاث آبادی» ایرانشناس و کتیبه شناس می باشند، که چند ماه پیش با خواندن همین ماهنامه، یا بهتر بگوئیم ناسزا نامه، کانون اروپایی برای جهان بینی زرتشت به مدیریت و نویسندگی آقای سید خلیل خزاعی پاسخی شایسته به پرت و پلا های این آقا و هم پالکی های ایشان که عاری از هر علم و دانشی می باشند دادند .و چون خزاعی  و هم پالکی هایش نتوانستند در برابر سخنان غیاث آبادی که تماما درست بود پاسخی بدهند، ویرا نیز جاسوس جمهوری اسلامی نامیدند و در همین ناسزا نامه ایشان درج شد،.

البته این کار ایشان تازگی ندارد، و ایشان به هر کس که از کار هایش ایرادی بگیرد انگ جاسوسی می زند ،و فکر می کنم این بیمار مالیخولیایی در خواب نیز به گرفتن جاسوس  مشغول است. ولی شگفت آور است که بدنبال یک (امضای ناقابل )جمهوری اسلامی می دود، و در کنار کارگزاران اهریمن ، خاویار و کوکو و شامی کوفت جان می نماید.!

نامه آقای دکتر غیاث آبادی را نیز در زیر برای خوانند گان محترم و ایراندوستان راستین می آورم، تا ادعا های بیمار گونه سید خلیل خزاعی ، این شیاد فرهنگ فروش، که با بهره گیری از نام زرتشت به زنبارگی  و وطن فروشی مشغول است آشکار شود.

آقای سید خلیل در پایان و بگونه ای ناشیانه و بسیار کودکانه، یک مصاحبه ساختگی با شخصی بنام شهاب در کشور اتریش ترتیب داده است و این آقای شهاب خیالی، را که مدعی هستند جاسوس پیشین جمهوری اسلامی بوده به کمک طلبید تا ثابت کند که (ف د ) افشا کننده ایشان،جاسوس جمهوری اسلامی است. و خند ه دار تر و مضحک تر اینست که درماهنامه کانون اروپایی برای جهان بینی زرتشت ،بمدیریت همین آقای خزاعی که بایستی در باره زرتشت قلم بزند، به آموزش ضد جاسوسی پرداخته و هزینه اش را هم زرتشتیان ساده اندیش پرداخت خواهند کرد.!!!

آقای می افزایدکه در کانون ایشان در درازای بیست و هشت سال هیچ جاسوسی با هشیاری ایشان نتوانسته است نفوذ کند، ولی اشاره نمی کند که کانون ایشان نیز مانند برخی شعبات بانک صادرات زمان شاه در ایران یک نفره است ،و بجز ایشان کسی در آن نیست ، و با بودن ایشان دیگر نیازی به نفوذ جاسوسان نمی باشد!

کار این آقا ما را بیاد شعر دو خریه ایرج میرزا می اندازد که خالی از لطف نیست و وصف الحال می باشد.

 بود است خری که دم نبودش- روزی غم  بی دمی  فزودش

در  دم طلبی  قدم  همی  زد- دم می طلبید و دَم  نمی زد

نا گه نه ز راه   اختیاری- بگذشت میان کشتزاری(یونسکو)

دهقان(دهشیری) مگرش ز گوشهای دید- برجست و از او دو گوش ببرید

بیچاره خر(خلیل) آرزوی دُم کرد- نا یافته دُم دو گوش گم کرد 

آخرین بروز رسانی ( ۱۵ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Mozafaraldin-shah-ghajar.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com